1251

جلسه ۲۱ (تنبیه آخر۵)

بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج اصول استاد مختاری

(تنبیه آخر۵)

بحثمان راجع به آن صور چهارگانه بود که در صورت چهارم بحث می کردیم. صورت چهارم این بود که اگر ترتّب اثر شرعی بر عدم یکی از دو حادث، به نحو مفاد لیس تامّه باشد، آیا استصحاب جاری است یا نه؟ بین مرحوم محقق خراسانی و مرحوم شیخ انصاری اختلاف نظر است، در اینکه آیا استصحاب جریان دارد یا استصحاب جریان ندارد.

مرحوم محقق خراسانی می فرمایند: استصحاب جریان ندارد. ایشان می فرمایند یکی از شرایط استصحاب، اتصال زمان شک به زمان یقین است. ولی در این صورت چهارم، فاقد این شرط است.

چون استظهار دارید، دو شرط در استصحاب خیلی مهم است.

  • اتصال زمان شک به زمان یقین.

۲- احراز اتصال زمان شک به زمان یقین. ممکن است یک وقتی زمان شک اتصال به زمان یقین داشته باشد، اما برای منی که می خواهم استصحاب کنم، محرز نشده است. باید احراز بشود.

مرحوم محقق خراسانی می فرماید اینجا اتصال زمان یا احراز اتصال زمان شک به زمان یقین وجود ندارد.

یک بار دیگر مثال را عرض کنم. مثلا بحث سر اسلام ولد، و موت والد است در بحث ارث. روز چهارشنبه ما یقین داریم هیچکدام اتفاق نیفتاده است؛ نه موت والد و نه اسلام ولد. منتها در روز پنجشنبه ما علم اجمالی پیدا می کنیم به اینکه احدهما به صورت غیر معین اتفاق افتاد. اینکه کدام است، نمی‌دانیم. در روز جمعه، در روز جمعه باز به صورت نامشخص، علم اجمالی داریم که احدهما اتفاق افتاد. یا اسلام ولد یا موت والد.

مرحوم آخوند در این مثال می خواهد بفرماید، زمان شک با زمان یقین یک حد فاصلی وجود دارد و اتصال در اینجا نیست. زیرا اگر این پنجشنبه وجود نداشت. ما عدم موت یا عدم اسلام ولد را همچنان استصحاب می کردیم تا روز جمعه. چهارشنبه که قطعاً اتفاق نیفتاده است، پنجشنبه هم که فرض آن را نمی کنیم، استصحاب می‌کنیم عدم را تا روز جمعه. به عبارتی مستصحب را عمرش را طولانی می کنیم.

منتها این بین پنجشنبه فاصل است. ایشان می‌خواهد بفرماید که شما اگر بخواهید استصحاب عدم موت ولد یا استصحاب عدم اسلام ولد را بخواهید تا روز جمعه جاری کنید، در این بین پنجشنبه شما یک علم اجمالی دارید. یعنی می خواهد بگوید شما یک یقینی اینجا دارید.

پس بین روز جمعه تا روز چهارشنبه، یک حد فاصلی دارد. یعنی بین زمان شک با زمان یقین، اتصالِ به هم خورده است، اگر اینطور شود، آنوقت ما ممکن است بگوییم، در اینجا نمیتوان به عموم «لا تنقض الیقین بالشک» عمل کرد. ما نمی‌دانیم اینجا از باب نقض یقین به شک هست یا نقض یقین به یقین است؟

اگر یکی بیاید بگوید که می شود به عموم «لا تنقض الیقین بالشک» عمل کرد، زیرا اینجا نقض یقین به شک هست.

مرحوم آخوند می گوید اگر اینطور باشد، تمسک به عام در شبهه مصداقیه خود آن عام می شود و در جایش ثابت شد، تمسک به عام در شبهه مصداقیه خود عام، جایز نیست. این حاصل فرمایش مرحوم آخوند است.

منتها مرحوم شیخ می‌فرمایند اینطور نیست. بلکه اشکالی در جریان استصحاب در همین مثالی که عرض کردیم وجود ندارد. چون ما شک می کنیم که آیا موت والد که مورّث است، مقدم هست یا اسلام ولدِ وارث، مقدم هست. ما اگر اینکار را کنیم، اینجا اتصال بهم نخورده. اتصال سر جای خودش هست. زیرا ما در روز چهارشنبه بر عدم اسلام وارث یقین داشتیم،. روز چهارشنبه یقین داشتیم، بر اینکه آن ولد مسلمان نشده. منتها ما الان شک می کنیم در بقاء این عدم اسلام. «الی زمن موت المورّث». حالا زمن موت مورّث، را ما نمی دانیم. ممکن است پنجشنبه باشد. ممکن است جمعه باشد. در اینجا عدم اسلام ولد را، می کشانیم تا زمان موت مورّث، بدون اینکه اینجا هیچ اخلالی و هیچ حد فاصلی ایجاد شده باشد. مرحوم شیخ می فرمایند: اینجا اتصال سرجایش هست. عرفاً هم همینطور هست و آن اشکال مرحوم آخوند اینجا وارد نیست.

در جای دیگر شما می فرمایید که: عموم «لا تنقض الیقین بالشک» را اگر شک داریم که آیا نقض یقین به شک هست یا نیست. می آییم به عموم «لا تنقض الیقین بالشک» تمسک می کنیم. بعد می فرمائید: اینجا تمسک به عام در شبهه مصداقیه است و این هم جایز نیست. ولی مخفی نماند که شبهه مصداقیه در امور وجدانیه نامعقول است. یقین و شک از امور وجدانی هست. معنا ندارد کسی بگوید، من شک می‌کنم که آیا یقین دارم یا شک دارم. این غیر از آن عدالت و فسق است. در خصوص عدالت و فسق، آنجا شبهه مصداقیه هست. مثلا در «اکرم العلماء لا تکرم الفساق من العلماء». شک می کنم این زید،‌ که عالم است، آیا فاسق است یا عادل است؟ بگویم به عموم اکرم العلماء تمسک می کنم. این تمسک به عام در شبهه مصداقیه می شود و جایز نیست. اما در یقین و شک،‌ اینها از امور وجدانیه هستند و در امور وجدانیه، اصلا نامعقول است که ما بخواهیم بگوییم که شبهه مصداقیه جریان دارد.

بنابراین، ‌پس با این وصف باید بگوییم که اینجا اتصال به هم نخورده. اتصال سر جای خودش هست و شرایط استصحاب که همان اتصال زمان شک به زمان یقین باشد، آن هم سر جایش هست و مشکلی از این جهت وجود ندارد.

دوباره عرض کنم. چهارشنبه یقین داشتیم که هیچکدام اتفاق نیفتاده، نه اسلام وارث و نه موت مورث. منتها در روز پنجشنبه علم اجمالی داریم. و اینکه احدهما اتفاق افتاد، این نمی تواند ناقض یقین تفصیلی باشد. یقین تفصیلی ما روز چهارشنبه بود، که نه موت اتفاق افتاد و نه اسلام ولد اتفاق افتاد. این علم اجمالی شما درست است مثل یقین است، ولی آنقدر توانایی ندارد که آن یقین تفصیلی و علم تفصیلی شما را نقض کند. اگر می گوید یقین است که ناقض یقین می شود، مقصود یقین تفصیلی است. اما علم اجمالی، که علم تفصیلی نیست. این اصلا در توانش نیست که بتواند آن یقین تفصیلی ما را نقض بکند. اینکه در روایت آمده که  «لکن تنقضه بیقین الآخر» مقتضای این یقین تفصیلی است. اما اینجا علم اجمالی است. این نمی تواند علم تفصیلی ما را که روز چهارشنبه داشتیم، آن را از بین ببرد.

خوب این مسئله روشن است و این بحث تمام شد. مقام اول بعد از بیان چهار صورت به پایان رسید.

مقام دوم

مقام دوم این است که حادثی نسبت به حادث دیگر وجود دارد، احدهما معلوم التاریخ است، اما دیگری مجهول التاریخ است. یعنی ما نسبت به تاریخ یکی از این دو تا جهل داریم، اما نسبت به تاریخ دیگری علم داریم.

مثلا ما می دانیم که والد که مورّث است روز شنبه فوت کرد. برای ما معلوم التاریخ است. منتها نمی دانیم این ولدی که اسلام اختیار کرده، روز جمعه اسلام اختیار کرده یا روز شنبه، چون اگر روز جمعه باشد از پدر ارث می برد. اما اگر روز شنبه اسلام اختیار کرده باشد، حق ارث ندارد.

پس بنابراین در مقام دوم، بحث بر این است که دو حادث داریم، احدهما معلوم التاریخ است و دیگری مجهول التاریخ است. در اینجا هم باز چهار صورت پیدا می کند:

صورت اول: این است که، اثر شرعی مترتب است بر وجود خاص، از تقدم و تأخر. به آن وجود محمولی می‌گویند. این صورت همان مفاد کانه تامّه است.

صورت دوم: این است که اثر مترتب بر وجود خاص از این دو حادث به وجود نعتی است که همان مفاد کانه ناقصه است.

صورت سوم: حادثی نسبت به حادث دیگر که مورد مقایسه واقع می شود، اثر مترتب است بر عدم خاص از آن دو، که عدم نعتی می شود. از او به مفاد لیس ناقصه تعبیر می شود.

صورت چهارم: این است که اثر مترتب بر عدم خاص از آن حادثین است، منتها عدم محمولی که از او به مفاد لیس تامّه تعبیر می شود.

حال ما باید ببینیم که آیا استصحاب در این چهار صورت جریان دارد یا ندارد؟

صورت اول: که مفاد کانه تامه بود. یعنی اثر، برای یکی از این دو است، نه دیگری. مثل اسلام ولد، که پدر روز شنبه فوت کرد. ما نمی دانیم زید که پسر او هست، اسلام اختیار کردنش روز جمعه بوده یا شنبه، اگر روز جمعه اختیار کرده باشد، پس از پدر ارث می برد. پس در احدهما اثر شرعی بر او بار است. برای خاطر اینکه اگر موت مورّث، بعد از اسلام ولد باشد، ولد از والد ارث می برد، یعنی سبقت اسلام وارث بر موت مورّث اثر شرعی دارد. در این صورت اشکالی ندارد و ما استصحاب را جاری می کنیم. در اینجا میگوییم: «اصاله عدم تقدم اسلام ولد تا زمان موت والد»، اشکال ندارد و استصحاب اینجا جریان دارد و مانعی از این جهت نیست.

صورت دوم: این بود که اثر مترتّب بر وجود خاص منهما است، یعنی یکی از این دو حادث، منتها به مفاد کانه ناقصه است. به عبارتی بایستی بگوییم که اثر بر اسلام وارث مترتب است، که آن اسلام متصف به تقدم بر موت مورّث است. پس مفاد کان ناقصه است. اگر اینجور باشد، استصحاب مطلقا جریان ندارد. چون اتّصاف به تقدم حالت سابقه یقینی ندارد. چون زمانی نبوده که اسلام وارث موجود باشد و یقیناً اینجا اتّصاف به تقدم باید داشته باشد تا اینکه الان مورد شک باشد،‌ بعد ما بیاییم استصحاب در آن جاری کنیم. پس این فرض که فرض دوم باشد، قضیه موجبه معدوله هست و این استصحاب جریان ندارد. این هم مانند قبلی است. قبلی چطور گفتیم در کان ناقصه، چون حالت سابقه ندارد، استصحاب جریان ندارد، در این جا هم حالت سابقه ندارد، پس استصحاب جریان ندارد.

صورت سوم: این است که بگوییم اثر مترتّب بر عدم خاص است، عدم نعتی است. منتها این به مفاد لیس ناقصه است. در اینجا مشهور بر این است که، مانعی در جریان استصحاب در اینجا نیست. چون اینجا «اصاله عدم سبق اسلام» یا «اصاله عدم متّصف به تقدم به اسلام»، اشکال ندارد. معارضه ای هم در بین نیست، چون این عدم است و آن در باب وجود است، که حالت سابقه ندارد. اما در باب عدم، عدم بوده و همچنان ادامه دارد.

مهم صورت چهارم است که باید بگذاریم برای جلسه بعد.

و صلی الله علی محمد و‌ آل محمد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *