جلسه ۲1 [فصل فیما یُعفى عنه فی الصلاه8]

بسم الله الرحمن الرحیم

 درس خارج فقه استاد مختاری (طهارت)

[فصل فيما يُعفى عنه في الصلاة8]

(مسألة 5): «الدم الأقلّ إذا أُزيل عينه فالظاهر بقاء حكمه».

بحث این بود که اگر خونِ در لباس اقلِّ از درهم باشد معفو عنه است، اما اگر این خون را ازاله کنیم و از بین ببریم که اثری از آن باقی نماند، یعنی عین نجاست از بین برود، در اینجا همچنان حکم عفو باقی است؛ چه خون ازاله شود و چه نشود. اقلِّ از درهم بودن آن ملاک در عفو است، لذا در اینجا هم که ازاله صورت گرفته حکم آن هنوز باقی است و حق هم با مرحوم صاحب عروه می باشد.

مرحوم علامه در نهایة الاحکام جلد 1 صفحه 298 همین فرمایش را دارند که: «و لو زالت عين الدم بما لا يطهرها، فالأقرب جواز الصلاة، لجوازها مع بقاء العين، و بزوالها يخف الحكم فيكون أولى». ایشان می فرمایند فرقی نیست در عفوِ اقل از درهم بین اینکه عین نجاست باقی باشد یا عین آن ازاله شده باشد.

نظر صحیح همین است. اما باید ببینیم دلیل آن چیست. چنانچه مرحوم آیت الله خوئی نیز در دروس فی الفقه الشیعه جلد 4 صفحه 315 به بعد به همین مطلب اشاره فرمودند.

دلیل اول: اولویت قطعیه است، یعنی وقتی در جایی که خون اقل از درهم است مشمول عفو می باشد، پس در جایی که ازاله شده و عین آن از بین رفته به طریق اولی باید مشمول عفو باشد. مگر فرمودند که معفو عنه شدن خون اقل از درهم شرط بقای در دم است؟ پس اگر زائل هم شود اشکال ندارد، چون ادله عفو بر عدم مانعیت دم اقل از درهم است، اعم از اینکه عین نجاست باشد یا عین آن نباشد. لذا در صورت عدم عین نجاست به طریق اولی معفو عنه می باشد.

دلیل دوم اطلاق صحیحه ابن ابی یعفور در وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 20 روایت 1 است: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَن‏ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ زِيَادِ بْنِ أَبِي الْحَلَّالِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ فِي حَدِيثٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع الرَّجُلُ يَكُونُ فِي ثَوْبِهِ نُقَطُ الدَّمِ لَا يَعْلَمُ بِهِ ثُمَّ يَعْلَمُ فَيَنْسَى أَنْ يَغْسِلَهُ فَيُصَلِّي ثُمَّ يَذْكُرُ بَعْدَ مَا صَلَّى أَ يُعِيدُ صَلَاتَهُ قَالَ يَغْسِلُهُ وَ لَا يُعِيدُ صَلَاتَهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مِقْدَارَ الدِّرْهَمِ مُجْتَمِعاً فَيَغْسِلُهُ وَ يُعِيدُ الصَّلَاةَ».

این روایت مطلق است و تفصیل قائل نشده بین زوال عین دم قبل از صلاة و بین بقاء آن، لذا اگر بین بقاء و زوال دم تفصیل فرق بود، حضرت آن را ذکر می کردند. اما چیزی ذکر نشده است. بنابر این دلیل روشن است.

(مسألة 6): «الدم الأقلّ إذا وقع عليه دم آخر أقل و لم يتعدّ عنه أو تعدّى و كان المجموع أقل لم يزل حكم العفو عنه».

اگر چنانچه دمی اقل از درهم باشد و خون دیگری روی آن قرار بگیرد اما تعدّی نکند و یا اینکه تعدّی کرده اما هنوز مجموع آن اقل از درهم باشد، حکم عفو همچنان باقی است. چون معیار و ملاک تحدید درهم به حجم و سعه درهم است، نه وزن آن. اگر وزن درهم ملاک باشد در اینجا اضافه شده است، اما ملاک در درهم حجم آن است.

(مسألة 7): «الدم الغليظ الذي سعته أقل عفو، و إن كان بحيث لو كان رقيقاً صار بقدره أو أكثر».

اگر خون اقل از درهم غلیظ باشد، باز هم از مصادیق دم معفو است مطلقا. بحث در اینجا این است که ممکن است این خون رقیق شود و به حجم آن اضافه شود، یعنی به اندازه درهم یا اکثر از درهم شود، مرحوم صاحب عروه می فرمایند همچنان این خون معفو است و اشکالی ندارد، چون وقتی خون غلیظ است کمتر از درهم است، اما با یک مقدار ماندن رقیق شده و اکثر از درهم شده است. پس اشکال ندارد، زیرا مدار در تحدید عفو سعه فعلیه است نه تقدیریه، بنابر این مشکلی ندارد.

مسألة 8: «إذا وقعت نجاسة أُخرى كقطرة من البول مثلًا على الدم الأقلّ بحيث لم تتعدّ عنه إلى المحلّ الطاهر و لم يصل إلى الثوب أيضاً هل يبقى العفو أم لا؟ إشكال، فلا يترك الاحتياط».

اگر خونی باشد کمتر از درهم و قطره ای از بول بر آن اصابت کند، اما تعدّی نکند و خشک هم شود و اصلا به لباس نیز نرسد، مرحوم صاحب عروه فتوا ندادند و فرمودند: اشکال است و احتیاط را در اینجا نباید ترک کرد، چون بول یک نجاست دیگری است و بحث ما در مورد ادله عفو به موضوع دمویه است، بلکه اگر یک قطره بول روی آن خون بیفتد و خشک شود و اثری از آن نباشد ممکن است در آنجا مانعه ای از حکم به عفو نباشد، چون عین نجس وجود ندارد، ولی در عین حال اشکال در جای خودش است و احتیاط نباید ترک شود.

(الثالث): «ممّا يعفى عنه ما لا تتمّ فيه الصلاة من الملابس، كالقلنسوة‌  و العرقچين و التكّة و الجورب و النعل و الخاتم و الخلخال و نحوها، بشرط أن لا يكون من الميتة و لا من أجزاء نجس العين كالكلب و أخويه، و المناط عدم إمكان الستر بلا علاج، فإن تعمّم أو تحزّم بمثل الدستمال ممّا لا يستر العورة بلا علاج، لكن يمكن الستر به بشدّة بحبل أو بجعله خرقاً لا مانع من الصلاة فيه، و أمّا مثل العمامة الملفوفة الّتي تستر العورة إذا فلت فلا يكون معفوّاً إلّا إذا خيطت بعد اللفّ بحيث تصير مثل القلنسوة».

سومین موردی که در نماز عفو شده چیزهایی است که نماز در آنها تمام نیست، یعنی موجب ستر عورت نمی شوند، مانند جوراب، عرقچین و چیزهایی که لباس بر آنها صدق نمی کند یعنی ملابسی که نمی شود با آنها ستر عورت کرد، لذا به همراه داشتن این موارد در نماز در صورت نجاست آنها معفو عنه می باشد.

لذا مرحوم صاحب عروه می فرمایند: «كالقلنسوة‌  و العرقچين و التكّة و الجورب و النعل و الخاتم و الخلخال و نحوها»، مانند کلاه (معمولا به کلاه جنگی گفته می شود)، عرقچین، بند زیر جامه، جوراب، کفش، انگشتر، خلخال و مانند اینها. البته بشرط اینکه از میته نباشند، یعنی مثلا کلاه از پوست حیوان غیر ذبیحه نباشد و یا از اجزاء نجس العین مانند کلب و خنزیر نباشد.

پس مرحوم صاحب عروه می فرمایند اگر نجاست بالعرض (مثلا به وسیله خون یا بول نجس شده) باشد معفو عنه است و نماز با آنها اشکالی ندارد. اما اگر نجاست آنها ذاتی باشد مانند اینکه این ملابس از میته یا اجزاء کلب و خنزیر ساخته شده باشند نماز با آنها اشکال دارد.

پس در جایی که نجاست عرضی باشد معفو عنه است و ادعای اجماع بر آن شده است، مانند سید مرتضی رحمة الله علیه در الانتصار فی ضمن السلسلة الینایع الفقهیه جلد 3 صفحه 194، مرحوم شیخ طوسی در خلاف جلد 1 صفحه163 و 164، علامه حلی در سرائر جلد 1 صفحه 263 و 264 و همچنین ظاهر کلام علامه در تذکره جلد 1 صفحه 96. بنابر این تقریبا همه فرمودند خلافی در مسئله نیست و این ملابسی که نجاست عرضی دارند در نماز اشکالی ندارد.

دلیل این مطلب روایات است:

روایت اول موثقه زراره در وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 31 روایت 1: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَن‏ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: كُلُ‏ مَا كَانَ‏ لَا تَجُوزُ فِيهِ‏ الصَّلَاةُ وَحْدَهُ فَلَا بَأْسَ بِأَنْ يَكُونَ عَلَيْهِ الشَّيْ‏ءُ مِثْلُ الْقَلَنْسُوَةِ وَ التِّكَّةِ وَ الْجَوْرَبِ».

روایت دال بر این است که هر چیزی که صلاة در آن به تنهایی جایز نیست، (یعنی ستر عورت نمی کند)، بأسی نیست در اینکه بر آنها نجس باشد، مانند کلاه، بند زیر جامه و جوراب. لذا در این موارد عفو می باشد و در این روایت کلمه کل دارد، یعنی همه آنچیزی که لا تجوز فیه الصلاة باشد و نشود با آن ستر عورت کرد معفو عنه می باشد.

روایت دوم در وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 31 روایت 5: «عَنِ الْمُفِيدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ‏الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: كُلُّ مَا كَانَ عَلَى الْإِنْسَانِ أَوْ مَعَهُ مِمَّا لَا تَجُوزُ الصَّلَاةُ فِيهِ وَحْدَهُ فَلَا بَأْسَ أَنْ يُصَلَّى فِيهِ وَ إِنْ كَانَ فِيهِ قَذَرٌ مِثْلُ الْقَلَنْسُوَةِ وَ التِّكَّةِ وَ الْكَمَرَةِ  وَ النَّعْلِ وَ الْخُفَّيْنِ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ».

هر چیزی که بر انسان یا با انسان باشد از چیزهایی که نماز به تنهایی در آنها جایز نیست اگر نجس باشد نماز با آنها اشکالی ندارد، مانند کلاه، بند زیر جامه، کمره (کمر بندی که برای حمل پول است یا شالی که به کمر می بستند)، نعل و خفین و آنچه شبیه این موارد است.

روایت سوم در وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 31 روایت 4: «عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَمَّنْ حَدَّثَهُمْ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا بَأْسَ بِالصَّلَاةِ فِي الشَّيْ‏ءِ الَّذِي لَا تَجُوزُ الصَّلَاةُ فِيهِ وَحْدَهُ يُصِيبُ الْقَذَرَ مِثْلِ الْقَلَنْسُوَةِ وَ التِّكَّةِ وَ الْجَوْرَبِ».

تقریبا این روایت صراحت دارد در عفو چیزهایی که لا تجوز فیه الصلاة فیه وحده.

شاید گفته شود بعضی از روایات مرسله است، باید عرض کنیم عمل اصحاب جابر ضعف سند است و مشکلی در این جهت نیست و مشهور نیز قائل به همین مطلب هستند.

حضرت امام رحمة الله علیه نیز در کتاب الطهاره جلد 3 صفحه 402 فرمودند: «لكن الانصاف عدم ورود الإشكال بشي‌ء مع استفاضة الروايات و عمل الأصحاب بها قديما و حديثا لا في الأسناد و لا في دلالة الموثقة، فإنه لا يشك أحد في أن المراد قذارة المذكورات لا حمل القذر، لعدم التناسب معها، و لا حمل سائر الموانع، و التشكيك فيه وسوسة، و لهذا لم يعهد من أحد الإشكال فيها من هذه الجهة، فالمسألة لا إشكال فيها إجمالا»، روایات مستفیضه است و عمل اصحاب هم قدیما و هم حدیثا به آن است و نمی شود به آن اشکال کرد، و اینکه در آن اشکال کنند وسوسه است لذا اشکالی ندارد.

اما اگر نجاست ذاتیه باشد، مثلا کلاه را از یک کشور غیر اسلامی خریده که از اجزاء میته ساخته شده است، در اینجا عفو نیست، روایاتی که در این موضوع داشتیم دال بر نجاسات عرضیه بود که معفو عنه می باشد، اما نجاست ذاتیه را شامل نمی شود، چون دلیلی بر این مسئله نداریم. لذا آنچیزی که از اجزاء نجس العین مانند کلب و خنزیر است، اصلا معفو عنه نمی باشد. بنابر این آن روایاتی که وارد شده مربوط به نجاسات عرضیه است و نجاسات ذاتیه را شامل نمی شود و اینها قابل عفو نیستند.

اما ملاک در اینکه لباسی ساتر عورت است یا نه چیست؟ ایشان می فرماید: «و المناط عدم إمكان الستر بلا علاج، فإن تعمّم أو تحزّم بمثل الدستمال ممّا لا يستر العورة بلا علاج»، مناط و ملاک عدم امکان ستر است بدون علاج، یعنی بدون اینکه دستکاری شود، و اینکه عرفا قابل ستر عورت نیست، یا اینکه گفته شود بالفعل ستر عورت با آن ممکن نیست، بدون اینکه تغییر هیئت در آن داده شود. لذا در این صورت این موارد اشیاء صغیره محسوب می شوند و صلاة با آنها اشکال ندارد.

در ادامه ایشان می فرماید: «و أمّا مثل العمامة الملفوفة الّتي تستر العورة إذا فلت فلا يكون معفوّاً إلّا إذا خيطت بعد اللفّ بحيث تصير مثل القلنسوة»، اما در مورد عمامه ای که پیچیده شده معفو نمی باشد، چون می تواند ساتر باشد و با آن نماز خواند. بنابراین باید بگوییم معفو نیست، بلکه اگر چنانچه عمامه صغیره باشد، مثلا به اندازه یک دستمالی که با آن پیشانی را می بندند باشد این مانند کلاه است و ساتر محسوب نمی شود.

مرحوم قطب راوندی می فرماید: عمامه صغیره کالاصابه است، یعنی مانند پیشانی بند می باشد، پس ملاک این است که اگر با آن بشود ستر عورت کرد معفو نیست، اما اگر ستر عورت نشود در همان هیئت فعلیه، معفو می باشد.

[الرابع: المحمول المتنجّس]

(الرابع): «المحمول المتنجّس الّذي لا تتمّ فيه الصلاة مثل السكّين‌ و الدرهم و الدينار و نحوها، و أمّا إذا كان ممّا تتمّ فيه الصلاة كما إذا جعل ثوبه المتنجّس في جيبه مثلًا ففيه إشكال و الأحوط الاجتناب، و كذا إذا كان من الأعيان النجسة كالميتة و الدم و شعر الكلب و الخنزير، فإنّ الأحوط اجتناب حملها في الصلاة».

چهارمین موردی که معفو عنه می باشد این است که ما متنجسی را در نماز حمل کنیم، البته متنجسی که به قدر ساتر نباشد، مانند کارد، درهم، دینار و چیزهایی مثل آن. اما کسی که لباس زیر او نجس شده و آن را در جیب لباس خود بگذارد نمی تواند با آن نماز بخواند، چون حمل آن حمل نجاست است و اشکال دارد. پس حمل آنها در جیب لباس باشند، مواردی که ذکر کردیم اشکال ندارد و قابل عفو می باشد.

استدلال بر این مطلب همان اولویت قطعیه است، وقتی در چیزهایی که جزء ملابس است مانند کلاه، دستمال و امثال آن که اگر نجس باشد معفو عنه است، پس چیزهایی مانند درهم و دینار به طریق اولی معفو عنه هستند، چون اصلا ساتر به حساب نمی آیند.

اما بعضی از بزرگان مانند مرحوم علامه در منتها یا شهید اول مخالفت کردند و فرمودند: با اشیائی مانند درهم و دینار نجس نمی شود نماز خواند، یعنی حمل آنها در نماز اشکال دارد. ولی به نظر می رسد دلیلی که بتوان به آن اعتماد کرد وجود ندارد. چنانچه مرحوم صاحب حدائق در جلد 5 صفحه 336 هم همین فرمایش را دارند که: «لا اعرف له وجها و لا عليه دليلا فإن غاية ما يفهم من الأدلة اشتراط صحة الصلاة بطهارة ثوب المصلي يعني ملبوسه شاملا كان للبدن أو غير شامل و اما محموله سيما مثل الدراهم و نحوها فأي دليل دل على اشتراط صحة الصلاة بطهارته؟». ایشان می فرمایند وجهی نمی بینم برای آن، چطور اینها می فرمایند حمل سکه نجس موجب بطلان نماز است یا عدم جواز صلاة را بر آن حکم می کنند.

اما آنجایی که شخص لباسی که با آن می شود استتار کرد را در جیب خود بگذارد، در اینجا بعضی ها فرمودند حکم به عفو می شود. ولی مرحوم صاحب عروه اشکال کردند و احتیاط کردند، چون وقتی یک چیزی بشود به عنوان ساتر باشد دیگر نمی تواند معفو عنه باشد، حتی اگر در جیب گذاشته شود.

و صلی الله علی محمد و آل محمد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2020/04/3Azr-98fiJh-.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2020/05/3Azr-98fiJh.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *