جلسه13(الصلات فی النجس 13)

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سیزدهم درس خارج فقه استاد مختاری (طهارت)                       13/8/98

[فصل الصلاة في النجس]

(مسألة 9): «إذا تنجّس موضعان من بدنه أو لباسه و لم يمكن إزالتهما فلا يسقط الوجوب، و يتخيّر إلّا مع الدوران بين الأقلّ و الأكثر، أو بين الأخفّ و الأشدّ، أو بين متّحد العنوان و متعدّده فيتعيّن الثاني في الجميع بل إذا كان موضع النجس واحداً و أمكن تطهير بعضه لا يسقط الميسور، بل إذا لم يمكن التطهير لكن أمكن إزالة العين وجبت بل إذا كانت محتاجة إلى تعدّد الغسل و تمكّن من غسلة واحدة فالأحوط عدم تركها لأنّها توجب خفّة النجاسة إلّا أن يستلزم خلاف الاحتياط من جهة أُخرى، بأن استلزم وصول الغسالة إلى المحلّ الطاهر»

اگر دو موضع از بدن مثلا پا و دست یا دو موضع از لباس مثلا پایین و بالای عبای شخصی نجس باشد و امکان طهارت هر دو موضع را ندارد، باید به قدر امکان احدهما تطهیر کند. اما اصل وجود ساقط نمی شود.

منتها مرحوم صاحب عروه بعد می­فرماید: «یتخیّر»، یعنی شخص مخیر است یکی از دو موضع ای که نجس است را تطهیر کند به قدر امکان. وقتی نهی وارد می شود از ناحیه شارع، ناشی از آن مفسده ای است که بر مطلق وجود نجاست مترتب می باشد و فرقی نمی کند چند موضع باشد، وقتی نجاست باشد و نهی آمده که با آن نجاست نماز نخوان، این مفسده دارد، تمام افراد طبیعت آن وجود نجاست را شامل می­شود.

فهم عرفی نیز همین است که می گوید وجود کلی طبیعی که همان نجاست بما هی نجاست است، این منشأ فساد است و با آن نباید نماز خواند و فرقی نمی­کند چند موضع از آن باشد. لذا وقتی نجاست مانع از صلاة است، مستقلا افراد نجاست هر کدام مانع هستند. لذا ازاله نجاست به قدر امکان و به قدر استطاعت واجب است.

بنابراین چون آن مانعیت سر جای خودش است، هر مقداری که می­توانیم باید مانع را برطرف کنیم.

اما ایشان می­فرمایند: «یتخیّر»، یعنی شخص در انتخاب موضع مخیّر است، پس این مسئله مندرج از باب تزاحم می شود و مقتضای قاعده آن حکم به تخییر است، در صورتی که مرجّحی هم در کار نباشد. اما اگر مرجحی باشد قطعا اخذ به مرجح می شود. لذا مرحوم صاحب عروه در ادامه این مسئله مرجحات را ذکر فرمودند.

ایشان در مورد مرجح اول می­فرمایند: «إلّا مع الدوران بين الأقلّ و الأكثر»، یعنی ترجیح با آن موضعی است که اکثر است. مرجح دوم را اینگونه بیا میکند: «أو بين الأخفّ و الأشدّ». برای مثال یکی متنجس به خون حیض است و دیگری غیر حیض، لذا آنکه خون حیض است تطهیرش مقدم است، زیرا اشد می­باشد. مرجح بعدی این است: «أو بين متّحد العنوان و متعدّده»، مثلا یکی از آنها خون کلب است و دیگری خون گوسفند می­باشد، تطهیر خون سگ مقدم است،  پس اگر مرجحی در بین باشد اخذ به مرجح می کنیم والا مخیّر هستیم.

در ادامه ایشان می فرماید: «و أمكن تطهير بعضه لا يسقط الميسور»، اگر چنانچه موضع نجس واحد باشد، ولی نجاست آنقدر زیاد است که می گوییم بعضی از آن را می­توانیم تطهیر کنیم، ولی بعض دیگر را نمی­شود تطهیر کرد، مثلا پایین ثوب به اندازه بیست سانت نجاست دارد، ولی این شخص به اندازه ده سانت آن را می­تواند تطهیر کند، ایشان می­فرماید به همان مقدار که میسور است آن را تطهیر کند.

اما بعد ایشان می فرماید: «بل إذا لم يمكن التطهير لكن أمكن إزالة العين وجبت»، اگر نمی­شود آن را تطهیر کرد اما ازاله عین ممکن بود، ازاله عین واجب می­شود.

بحث اینجاست که اگر بخواهیم ازاله عین کنیم، آیا تعیّن دارد و اینکه این تعیّن مبنی بر چیست؟ اگر توانستیم بعض آن را تطهیر کنیم، همین کار را می­کنیم. اما اگر نتوانستیم، فقط ازاله عین کنیم که این ازاله عین تعیّن دارد. اما ازاله عین بودن تطهیر یعنی مثلا اگر خون است آن را بخراشیم و آن را از بین ببریم، خوب مبنای این تعیّن به ازاله چیست؟ آیا بر اساس تزاحم است که اهم و مهم کنیم؟ چون تطهیر با آب امکان پذیر نیست و فقط ازاله است. چنانچه مرحوم آیت الله خوئی رحمه الله علیه و شاگردان ایشان همین نظر را دارند. یا مبنی بر لزوم تخفیف نجاسات است به قدر امکان و استطاعت که حداقل نجاست آن کمتر می­شود که این عمل بهتر است و تخفیف در نجاست می­باشد. پس بنابراین در صورتی که تطهیر ممکن نباشد، ازاله عین نجاست واجب است. حالا آیا این بر اساس قاعده تزاحم است که دنبال اهم و مهم هستیم یا از باب تخفیف نجاست است بقدر امکان و استطاعت؟ دو وجه دارد که به نظر می­رسد مبنای دوم بهتر است که می­فرمایند ازاله عین نجاست معین است. لذا امر دائر است بین ازاله مع التطهیر و ازاله بدون تطهیر، پس در این صورت امر دائر است بین اقل و اکثر، اقل ازالۀ فقط است و اکثر ازالۀ مع التطهیر است، لذا اگر اکثر امکان داشته باشد تعیّن دارد و باید انجام دهد، اما اگر امکان نداشت باید اخذ به اقل کرد که همان ازاله بدون تطهیر است، فرض کلام هم همین می­باشد و همان هم تعیّن پیدا می­کند.

اما اگر هیچکدام از اینها ممکن نبود، تکلیف رسما ساقط است، منتها بعضی از بزرگان مانند مرحوم آیت الله خوئی رحمة الله علیه نظر دیگری روی مبنا دارند، ولی در ازاله عین نجاست که تعیّن دارد بحثی در آن نیست.

(مسألة 10): «إذا كان عنده مقدار من الماء لا يكفي إلّا لرفع الحدث أو لرفع الخبث من الثوب أو البدن تعيّن رفع الخبث و يتيمّم بدلًا عن‌  الوضوء أو الغسل، و الأولى أن يستعمله في إزالة الخبث أوّلًا ثمّ التيمّم، ليتحقّق عدم الوجدان حينه»

اگر نزد شخص مقداری آب باشد که کافی نیست مگر برای رفع حدث، مانند وضوء یا غسل، یا برای رفع خبث از ثوب یا بدن، در اینجا رفع خبث تعیّن دارد، یعنی اول باید لباس را با آن آب تطهیر کند که در این صورت وقتی آب تمام شد، «فَلَمْ‏ تَجِدُوا ماءً» بر آن صدق می کند. آیه 6 سوره مبارکه مائده: «وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى‏ أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ‏ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْه»،‏ لذا وقتی آب در اختیار نداشت می رود سراغ تیمم بدل از وضوء یا بدل از غسل، پس بهتر این است که اول خبث را از بین ببرد و بعد برود سراغ تیمم، نه اینکه اول تیمم کند و بعد برود سراغ تطهیر، چون در اینجا عدم وجدان ماء بر آن صدق نمی­کند، پس اول بشوید و در صورت اتمام ماء برود سراغ تیمم بدل از وضوء که مصداق این آیه شریفه شود «فَلَمْ‏ تَجِدُوا ماءً».

امکان در طهارت حدث شرعیه است نه تکوینیه، اما در باب خبث قدرتی که در طهارت خبثیه شرط است عقلیه می­باشد نه شرعیه، وقتی به ما می گویند تمکن نداری بر اینکه وضوء یا غسل کنی، یعنی به معنای آن است که در طهارت حدثیه شرعا توانایی ندارم، نه تکوینی. اما در خبث اینگونه نیست، لذا باید عرض کنیم در مانحن فیه اگر امر دائر باشد بین طهارت حدثیه و خبثیه و آبی که در اختیار داریم برای احدهما کفایت می کند، اول خبثیه مقدم است و بعد حدث، بخاطر اینکه آنجا روی قاعده است، و  این مسئله نیز مندرج در باب تزاحم است، چون تنافی و تکاذب بین ادله وجود ندارد، دو دلیلی که در طهارت حدث و خبث معتبر است، در اینجا در مقام جعل نیست نه به نحو تضاد و نه به نحو تناقض، پس از باب تزاحم است که هر دو هم ملاک دارد و ما باید ببینیم که کدام اهم و کدام مهم است. لذا باید سراغ آن برویم و اخذ به اهم کنیم.

(مسألة 11): «إذا صلّى مع النجاسة اضطراراً لا يجب عليه الإعادة بعد التمكّن من التطهير، نعم لو حصل التمكّن في أثناء الصلاة استأنف‌  في سعة الوقت و الأحوط الإتمام و الإعادة».

اگر کسی بخواهد به جهت اضطرار با نجاست نماز بخواند، آیا بعد از تمکن از تطهیر اعاده واجب است یا نه؟ قبلا این بحث را داشتیم و عرض شد اعاده واجب نیست. اما اگر در اثناء نماز تمکن از تطهیر حاصل شد و وقت وسعت داشت، باید نماز را دوباره بخواند و احوط اتمام آن نماز و اعاده است.

(مسألة 12): «إذا اضطرّ إلى السجود على محلّ نجس لا يجب إعادتها بعد التمكّن من الطاهر»

اگر کسی اضطراراً سجده بر نجس کند اعاده واجب نیست، حتی بعد از تمکن از محل طاهر نیز اعاده واجب نیست.

بعضی از بزرگان خواستند اشکال کنند اما به نظر می­رسد در اینجا اشکالی وجود ندارد و حق هم با مرحوم صاحب عروه است، چون در مقام اضطرار است و بعد از آن هم امکانی وجود داشته باشد اعاده لازم نیست.

(مسألة 13): «إذا سجد على الموضع النجس جهلًا أو نسياناً لا يجب‌ عليه الإعادة، و إن كانت أحوط»

اگر شخصی نمی داند موضع نجس باید پاک باشد یا نسیانا بر موضع نجس سجده کند در اینجا نیز اعاده واجب نیست، البته بعد می فرماید: «و إن كانت أحوط»، یعنی احتیاط مستحبی اعاده است.

منتها در اینجا یک ان قلتی است و آن اینکه آیا یک سجده رکن می­باشد یا دو سجده؟ باید فرق گذاشت بین آنجایی که دو سجده مفقود شده یا یک سجده و فرق بین فقدان شرایط در سجده واحده و بین فقدان شرایط در سجدتین. بله اگر در یک سجده باشد نماز باطل نیست و نمی­شود گفت اعاده واجب است، چون سجده واحد رکن نیست و اشکالی ندارد و ترک آن سهوا نیز موجب بطلان نماز نیست. چه برسد به اینکه فاقد شرایط باشد، مانند جهل و نسیان و امثال آن. حدیث «لا تعاد» اینجا را شامل می­شود. روایاتی که دال بر عدم وجوب اعاده صلاة است با نسیان، مقصودش یک سجده. اما آنجایی که دو سجده باشد، و فاقد شرایط باشد، در اینجا قدری کار مشکل می­شود، چون در طبیعت سجده اخلال وارد شده و شاید بتوان احتیاط کرد که نیاز به اعاده دارد.

و صلی الله علی محمد و آل محمد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2020/02/13-ابان-فقه-.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2020/02/13.-فقهdocx.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *