جلسه9(الصلات فی النجس 9)

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه نهم درس خارج فقه استاد مختاری (طهارت)                  15/7/98

(الصلات فی النجس 9)

(مسألة 3): «لو علم بنجاسة شي‌ء فنسي و لاقاه بالرطوبة و صلّى، ثمّ تذكّر أنّه كان نجساً و أنّ يده تنجّست بملاقاته، فالظاهر أنّه أيضاً من باب الجهل بالموضوع لا النسيان لأنّه لم يعلم نجاسة يده سابقاً، و النسيان إنّما هو في نجاسة شي‌ء آخر غير ما صلّى فيه، نعم لو توضّأ أو اغتسل قبل تطهير يده و صلّى كانت باطلة من جهة بطلان وضوئه أو غسله».

بحث در مورد جهل به موضوع بود.

صاحب عروه در این مساله می­فرماید: اگر شخصی یقین پیدا کرد به نجاست شیء، اما نجاست آن را فراموش کرد و بعد با رطوبتی ملاقات کرد، مثلا دست یا لباس مرطوبی به آن نجاست اصابت کرد. بعد با آن شیئ مثل دست که با نجاست ملاقات کرد نماز خواند، سپس بیاد آورد که دستش یا لباسش با آن نجاست برخورد کرده و نجس شده و با همان حال نماز را خوانده است، ظاهر این است که این از باب جهل به موضوع است، نه نسیان. لذا اگر جهل به موضوع باشد نماز اعاده و قضاء ندارد.

فرع اول: این است که آیا این مورد از مصادیق نسیان است یا از مصادیق جهل به موضوع است.

مثلا لباسی یا شیئی نجس بود، ما هم فراموش کردیم آن شیء نجس بوده است و دست مرطوبی به آن اصابت کرد، با همان حال نماز را اقامه کردیم و بعد از نماز متوجه شدیم شیء اول نجس بود و دست مرطوب من با آن ملاقات داشته، پس من با دست نجس نماز را اقامه کردم، تا اینجا جهل به موضوع است، زیرا نمی دانستم دستم نجس است یا نه، مانند اینکه لباس ما خونی بود و اطلاعی نداشتیم و با آن نماز خواندیم و بعد مشخص شد لباس خونی است. مقصود در اینجا مسبوق به علم نیست، تا بگوییم در جهل به موضوع مسبوق به علم نیست، اما در اینجا قبلا علم به نجاست بوده و فراموش شده. این استدلال صحیح نیست. لذا فرعی که مطرح شده مانند جهل به موضوع است، پس نه اعاده دارد و نه قضاء. بعضی از بزرگان خواستند بگویند این فرع از باب نسیان است، نه جهل که روشن است از باب جهل به موضوع است، پس حکم عدم اعاده بر آن بار می­شود.

فرع دوم: در مورد این است که قبل از وضوء یا غسل دست نجس بوده.

مثلا شخصی دستش نجس بود و قبل از اینکه دست خود را تطهیر بکند وضوء گرفته و یا غسل کرده است و با همان حال نماز خوانده است و بعد متوجه شد که قبل از وضوء دست خود را تطهیر نکرده است. مرحوم صاحب عروه می فرمایند: نماز باطل است، زیرا در وضوء و غسل بعضی از بزرگان معتقدند قبل از غسل بدن باید پاک باشد، بنابراین نماز آن شخص باطل است.

(مسألة 4): «إذا انحصر ثوبه في نجس، فإن لم يمكن نزعه حال الصلاة لبرد أو نحوه صلّى فيه و لا يجب عليه الإعادة أو القضاء و إن تمكّن من نزعه ففي وجوب الصلاة فيه أو عارياً أو التخيير وجوه، الأقوى الأوّل و الأحوط تكرار الصلاة».

شخصی می­خواهد نماز بخواند و یک لباس بیشتر ندارد و آن لباس هم نجس می­باشد. دو صورت در اینجا وجود دارد؛ صورت اول این است که امکان بیرون آوردن آن لباس از بدن وجود ندارد، مثلا ناظر محترمی وجود دارد یا به خاطر سرمای هوا نمی­تواند عریان شود، اما صورت دوم این است که امکان بیرون آوردن لباس از بدن وجود دارد، که باید عاریا نماز بخواند، البته مع ستر العورة.

در فرع اول که امکان بیرون آوردن لباس نیست، باید در همان لباس نجس نماز بخواند و اعاده و قضاء ندارد. بلکه حتی بعضی از بزرگان ادعا کردند که ضرورت اینجا قائم است، زیرا «الصلاة لا تسقط بحال»، یعنی نماز هیچ وقت ساقط نمی­شود و چاره ای هم ندارد، زیرا یک لباس بیشتر ندارد و آن هم نجس است و امکان بیرون آوردن آن از بدن وجود ندارد. پس باید در همان لباس نجس نماز را اقامه کند.

در فرع دوم که امکان بیرون آوردن لباس وجود دارد، سه قول مطرح است؛ قول اول این است که در همان لباس نجس نماز بخواند. قول دوم این است که عاریا همراه با ستر عورت نشسته  نماز بخواند. قول سوم تخییر است که ظاهرا آیت الله خوئی قائل به تخییر هستند.

اما دلیل فرع اول که امکان در آوردن لباس وجود نداشت، روایاتی هستند که مربوط به افراد مسلوس است، یعنی تکرر ادرار دارند و یا مربوط به افراد مبطون است، یعنی افرادی که قادر بر ازاله نجاست نیستند.

روایت در وسائل الشیعه جلد 1 کتاب الطهاره من ابواب نواقض الوضوء باب 19 روایت 2 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع الرَّجُلُ يَعْتَرِيهِ الْبَوْلُ وَ لَا يَقْدِرُ عَلَى حَبْسِهِ قَالَ فَقَالَ لِي إِذَا لَمْ‏ يَقْدِرْ عَلَى‏ حَبْسِهِ‏ فَاللَّهُ‏ أَوْلَى‏ بِالْعُذْرِ يَجْعَلُ خَرِيطَةً».

شخصی بول بر او عارض می­شود و نمی­تواند آن را حبس کند و نگهدارد، چه باید بکند؟ حضرت فرمودند: اگر نمی­تواند بول را حبس کند معذور است. پس در این روایت این اشخاص جزء ذوی الاعذار هستند و اشکالی ندارد که با نجاست نماز بخواند.

روایت بعدی موثقه سماعه است که در وسائل الشیعه جلد 1 کتاب الطهاره من ابواب نواقض الوضوء باب 7 روایت 9 آمده است: «عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَخَذَهُ تَقْطِيرٌ مِنْ قُرْحِه‏ (فرجه) إِمَّا دَمٌ وَ إِمَّا غَيْرُهُ قَالَ فَلْيَضَع‏ خَرِيطَةً وَ لْيَتَوَضَّأْ وَ لْيُصَلِ‏ فَإِنَّمَا ذَلِكَ بَلَاءٌ ابْتُلِيَ بِهِ فَلا يُعِيدَنَّ إِلَّا مِنَ الْحَدَثِ الَّذِي يُتَوَضَّأُ مِنْهُ».

شاهد مثال ما در «فانما ذلک بلاء ابتلی به» است، که ذوی الاعذار حساب می­شود و نماز در آن لباس اشکالی برای او ندارد، نه اعاده دارد و نه قضاء.

در بعضی از روایات کلمه اضطرار دارد. مانند روایتی در وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 45 روایت 7: «بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ‏ الرَّجُلِ‏ يُجْنِبُ‏ فِي‏ الثَّوْبِ‏ أَوْ يُصِيبُهُ‏ بَوْلٌ وَ لَيْسَ مَعَهُ ثَوْبٌ غَيْرُهُ قَالَ يُصَلِّي فِيهِ إِذَا اضْطُرَّ إِلَيْهِ».

راوی می­گوید: شخصی در لباسش جنب می­شود و یا بول به لباس او اصابت می­کند، لباس دیگری هم ندارد. چه باید بکند؟ حضرت فرمودند: زمانی که مضطر است، با همان لباس نجس نمازش را بخواند. در اینجا اضطرار، اضطرار لباس است که حضرت فرمودند در همان لباس نماز را اقامه کند و اشکالی ندارد.

پس این سه روایت می­فرماید نماز در این شرایط مانعی ندارد و اعاده و قضاء نیز ندارد، زیرا موضوع قضاء در جایی است که نماز از او فوت شده باشد، اما در اینجا صلاة تحقق پیدا کرده و واجد شرایط و اجزاء بوده است و در حال اضطرار شرایط این نماز همینگونه بوده است و مانعی هم برای صحت نماز در اینجا وجود ندارد، زیرا در حال اضطرار، نماز در نجاست مانع نیست. شیخ رحمة الله علیه در کتاب مبسوط جلد 1 صفحه 91 قائل بر عدم وجوب هستند.

اما بعضی ها قائل شدند که مقتضای روایات وجوب اعاده صلاة است، مانند روایت موثقه عمار ساباطی در وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 45 روایت 8: «بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ‏ رَجُلٍ‏ لَيْسَ‏ عَلَيْهِ‏ إِلَّا ثَوْبٌ‏ وَ لَا تَحِلُ‏ الصَّلَاةُ فِيهِ وَ لَيْسَ يَجِدُ مَاءً يَغْسِلُهُ كَيْفَ يَصْنَعُ قَالَ يَتَيَمَّمُ وَ يُصَلِّي فَإِذَا أَصَابَ مَاءً غَسَلَهُ وَ أَعَادَ الصَّلَاةَ».

روایت مربوط به شخصی است که یک لباس بیشتر ندارد و آب هم برای شستن آن ندارد. چکار باید بکند؟ حضرت فرمودند: تیمم کند و نماز بخواند، پس زمانی که آب پیدا کرد، آن را بشوید و نماز را اعاده کند.

مرحوم صاحب جواهر در جلد 6 صفحه 252 جواب دادند که امر به اعاده، دال بر استحباب است. اما این جواب شاید قابل خدشه باشد.

بهترین جواب را بعضی از بزرگان دادند که این موثقه ربطی به بحث ما ندارد، چون فرض این است که آب در اختیار نیست تا مثلا بخواهد طهارت حدثیه کند. لذا امام می­فرمایند نماز را با تیمم بخواند، این یعنی مقصود روایت در جایی است که شخص هم فاقد طهارت حدثیه و هم طهارت خبثیه است. لذا اگر این روایت را بخواهیم به ما نحن فیه استناد دهیم شاید صحیح نباشد، بخاطر اینکه این روایت راجع به فقدان طهارت حدثیه مائیه است. پس اعمال این روایت در ما نحن فیه صحیح نمی­باشد.

لذا بهترین جواب این است که بگوییم این روایت اجنبیه است و مربوط به طهارت حدثیه مائیه است. اما بحث ما در مورد طهارت خبثیه است.

و صلی الله علی محمد و آل محمد

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/12/fiJh98-m-15.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/12/فقه-9-1.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *