جلسه 10 (الصلات فی النجس 10)

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه دهم درس خارج فقه استاد مختاری (طهارت)                  16/7/98

(الصلات فی النجس 10)

بحث در مورد صلاة فی ثوب النجس بود، در صورتی که این ثوب منحصر باشد، یعنی شخص مصلی لباس دیگری ندارد. عرض کردیم دو صورت دارد؛ صورت اول این بود که بیرون آوردن ثوب در حال صلاة از بدن ممکن نباشد، یا به خاطر وجود ناظر محترمی و یا بخاطر سرمای هوا امکان این کار نیست. صورت دوم این است که امکان خارج کردن لباس و خواندن نماز عاریا وجود دارد که در اینجا سه قول در مسئله وجود دارد:

قول اول: خواندن نماز در ثوب نجس اشکال ندارد.

قول دوم: نماز را باید عاریا بخواند.

قول سوم: مخیر است که عاریا بخواند یا در ثوب نجس نماز را اقامه کند.

مرحوم صاحب عروه قول اول را قبول کردند، یعنی در این فرض هم باید نماز را در ثوب نجس بخواند و مانعی ندارد و موجب اعاده و قضاء نیز نمی­شود.

حق هم با مرحوم صاحب عروه است، زیرا در این مسئله روایات وجود دارد که در ثوب نجس که منحصر هم است و امکان خارج کردن آن نیز وجود دارد، مع ذالک می­تواند نماز را در همان لباس نجس اقامه کند، دلیل این مطلب روایات است که غالبا صحیحه می­باشند.

روایت اول در وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 45 روایت 1: «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنْ رَجُلٍ أَجْنَبَ فِي ثَوْبِهِ وَ لَيْسَ مَعَهُ ثَوْبٌ غَيْرُهُ قَالَ يُصَلِّي فِيهِ فَإِذَا وَجَدَ الْمَاءَ غَسَلَه‏».

شخصی در لباسش جنب شد و لباس دیگری هم ندارد، حضرت فرمودند: در آن لباس نماز بخواند و اگر آب پیدا کرد آن را بشوید. حضرت فرمودند: در آن نماز بخواند و این بیان صراحت دارد.

روایت دوم در وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 45 روایت 5: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ عُرْيَانٍ وَ حَضَرَتِ الصَّلَاةُ فَأَصَابَ ثَوْبا نِصْفُهُ دَمٌ أَوْ كُلُّهُ دَم‏ يُصَلِّي فِيهِ أَوْ يُصَلِّي عُرْيَاناً قَالَ إِنْ وَجَدَ مَاءً غَسَلَهُ وَ إِنْ لَمْ يَجِدْ مَاءً صَلَّى فِيهِ وَ لَمْ يُصَلِّ عُرْيَاناً».

راوی می­گوید سوال کردم از مردی که عریان است و برای نماز حاضر شد و لباسی را داشت که نصف یا کلش خونی بود، حضرت فرمودند: اگر آب پیدا شد آن را بشوید و اگر آب پیدا نکرد در همان لباس نماز را بخواند و عریان نماز نخواند.

انتهای روایت مهم است که می­فرمایند: «وَ لَمْ يُصَلِّ عُرْيَاناً»، حضرت نهی می­کنند از اقامه صلاة بصورت عریان.

پس از این دو روایت و سایر روایات دیگر که قبلا عرض شد استفاده می شود که این حکم «جواز صلاة فی ثوب المتنجس مع امکان نزعه» صحیح است و دلالت آن هم روشن و تام است، چون حضرت در روایت اخیر با صراحت فرمودند: «وَ لَمْ يُصَلِّ عُرْيَاناً».

اما یک سری روایاتی داریم که درست در مقابل این روایات است که می­فرمایند باید نماز را به صورت عریان اقامه کند. این دو گروه از روایات با هم در تعارض هستند.

روایت اول در وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 46 روایت 1: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ جَمَاعَةٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ يَكُونُ فِي‏ فَلَاةٍ مِنَ‏ الْأَرْض‏ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ إِلَّا ثَوْبٌ وَاحِدٌ وَ أَجْنَبَ فِيهِ وَ لَيْسَ عِنْدَهُ مَاءٌ كَيْفَ يَصْنَعُ قَالَ يَتَيَمَّمُ وَ يُصَلِّي عُرْيَاناً قَاعِداً يُومِئُ إِيمَاءً».

روایت مربوط به شخصی است که در صحرا است و فقط یک لباس دارد که در آن جنب شده است و آب هم برای تطهیر ندارد. حضرت فرمودند: تیمم کند، (این حکم برای این است که آب ندارد)، و نمازش را عریانا و در حال نشسته بخواند و رکوع و سجده را با اشاره انجام دهد.

روایت بعدی در وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 46 روایت 3: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ يَكُونُ فِي فَلَاةٍ مِنَ الْأَرْضِ فَأَجْنَبَ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ إِلَّا ثَوْبٌ فَأَجْنَبَ فِيهِ وَ لَيْسَ يَجِدُ الْمَاءَ قَالَ يَتَيَمَّمُ وَ يُصَلِّي عُرْيَاناً قَائِماً يُومِئُ إِيمَاءً».

این روایت مانند روایت قبلی است. اما به جای کلمه «يُصَلِّي عُرْيَاناً قَاعِداً»، کلمه «يُصَلِّي عُرْيَاناً قَائِماً» دارد، یعنی عریانا ایستاده نماز بخواند و با دست ستر عورت کند و رکوع و سجده را با اشاره انجام دهد.

روایت سوم در وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 46 روایت 4: «بإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْن‏ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي رَجُلٍ أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ وَ هُوَ بِالْفَلَاةِ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ إِلَّا ثَوْبٌ وَاحِدٌ وَ أَصَابَ ثَوْبَهُ مَنِيٌّ قَالَ يَتَيَمَّمُ وَ يَطْرَحُ ثَوْبَهُ وَ يَجْلِسُ مُجْتَمِعاً فَيُصَلِّي فَيُومِئُ إِيمَاءً».

شخصی که به او منی اصابت کرد و در صحرا می­باشد که یک لباس بیشتر ندارد. حضرت فرمودند: تیمم کند و لباسش را در بیاورد و عریانا نماز بخواند.

پس این دو دسته از روایات است که دسته اول دلالت دارد بر جواز نماز در لباس نجس مع امکان نزعه و دسته دوم می­فرمایند باید عریانا نماز را اقامه کند و هر دو تعیین هم دارند. باید دید چگونه می­شود این دو دسته از روایات را با هم جمع کرد.

مرحوم شیخ طوسی در استبصار جلد 1 صفحه 169 راه جمعی را بیان کردند: «فَلَا تَنَافِيَ بَيْنَ هَذِهِ الْأَخْبَارِ وَ بَيْنَ الْأَخْبَارِ الْأَوَّلَةِ لِأَنَّا نَحْمِلُ هَذِهِ الْأَخْبَارَ عَلَى حَالٍ لَا يُمْكِنُ نَزْعُ الثَّوْبِ فِيهَا مِنْ ضَرُورَةٍ وَ مَعَ ذَلِكَ إِذَا تَمَكَّنَ مِنْ غَسْلِ الثَّوْبِ غَسَلَهُ وَ أَعَادَ الصَّلَاةَ يَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ‌».

ایشان می­فرماید: آن دسته اول از روایات را حمل بر ضرورت می­کنیم، در صورتی که تمکن از نزع ثوب نباشد. اما دسته دوم از روایات منظور در حال اختیار است، اما تمکن از نزع هم هست. استشهاد ایشان به همان روایت حلبی است که می فرماید: «قَالَ يُصَلِّي‏ فِيهِ‏ إِذَا اضْطُرَّ إِلَيْه‏».

اما باید ببینیم این جمع قابل قبول هست یا نه؟ باید دید مقصود از اضطرار در اینجا چیست؟ عرض شد که مقصود از اضطرار ثوب متنجس در صلاة نیست. بلکه جهت دیگری دارد، مثلا هوا سرد است یا بیمار است. لذا این اضطرار برای این است نه در مورد اینکه آن شخص یک لباس دارد. بحث ما هم همین است که یک لباس دارد و این لباس نیز منحصر می­باشد، این جمع یک جمع تبرعی است و قرینه و شاهدی که این جمع را تأیید کند در مسئله وجود ندارد.

جمع دیگری هم هست که شیخ طوسی رحمة الله علیه در تهذیب جلد 2 صفحه 224 به آن اشاره می­کند که طائفه اول از روایات را حمل کنیم بر صلاة جنازه و ادعای ایشان این است که شخص لباسی ندارد که با آن نماز بخواند. اما این صحیحه علی بن جعفر که قبلا داشتیم که عرض کرد نصف لباس یا تمام آن خون است را می­گوید خون ماهی است نه خون جهنده. این جمع نیز تبرعی است و قابل قبول نیست و هیچ شاهدی برای آن وجود ندارد. این صلاة جنازه و خون ماهی مشخص نیست از کجا بیان شده است.

یک جمع دیگر را مرحوم صاحب وسائل دارد که ایشان معتقد به تخییر است که مرحوم آقای خوئی رحمة الله علیه نیز نظرشان همین است و قائل به تخییر هستند.

مرحوم صاحب وسائل در جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 45 می فرماید: «أَقُولُ: جَمَعَ جَمَاعَةٌ مِنْهُمُ الشَّيْخُ بَيْنَ هَذِهِ الْأَحَادِيثِ وَ بَيْنَ مَا مَرَّ فِي الْبَابِ السَّابِقِ بِحَمْلِ هَذِهِ عَلَى إِمْكَانِ النَّزْعِ وَ تِلْكَ عَلَى تَعَذُّرِهِ لِبَرْدٍ وَ نَاظِرٍ وَ نَحْوِهِمَا وَ جَمَعَ بَيْنَهُمَا جَمَاعَةٌ بِالتَّخْيِير».

ایشان می­فرمایند: ما ملتزم می­شویم به تخییر بین نماز در ثوب متنجس و بین نماز در حال عریان. بعضی از بزرگان نیز این جمع را قبول کردند و این را جزء جمع عرفی قرار دادند. مثلا مرحوم آقای خوئی در تنقیح جلد 2 صفحه 390 می فرمایند: طائفه اول از روایات صراحت دارد در جواز صلاة در ثوب متنجس، این به مقتضای اطلاق ظهور در تعین دارد، طائفه دوم صراحت دارد در جواز صلاة عاریا، پس ظهور در تعین دارد، جمع عرفی آن این است که رفع ید کنیم از ظاهر هر کدام از این دو طائفه بواسطه نص دیگری. نتیجه آن تخییر است و به هر دو عمل می­کنیم، یعنی هم می­تواند در ثوب متنجس نماز بخواند و هم عاریا بخواند که اشکالی ندارد.

این نیز جوابش روشن است، چون در روایت دسته اول آمده است که «قَالَ إِنْ وَجَدَ مَاءً غَسَلَهُ وَ إِنْ لَمْ يَجِدْ مَاءً صَلَّى فِيهِ وَ لَمْ يُصَلِّ عُرْيَاناً»، این برای ما قرینه است، لسان در اینجا لسان نهی از این است که نماز را عاریا بخوانیم، این خودش ابا دارد که ما حمل بر تخییر بکنیم. خصوصا اینکه در اینجا نهی ارشاد بر فساد نماز است، پس باید بگوییم جمع دلالی در اینجا وجود ندارد. پس در صورتی که جمع عرفی نباشد باید برویم سراغ جمع سندی که روشن است همه روایات طائفه دوم ضعاف هستند، چون همه آنها مضمره هستند، در ضمن در بین روایات دسته دوم اختلاف واضح وجود دارد، زیرا در بعضی از روایات دسته دوم کلمه «قاعدا» دارد و در بعضی «قائما». لذا این اضمار و اختلاف در این روایات نشان می­دهد که همان طائفه اول صحیحه هستند و قید (لم یصل عریانا) هم قرینه است مبنی بر اینکه حق با مرحوم صاحب عروه است، یعنی نماز در ثوب متنجس اگر منحصر است مع امکان نزعه صحیح می­باشد و مانعی ندارد.

و صلی الله علی محمد و آل محمد

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/12/fiJh98-m-16.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/12/فقه-10.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *