جلسه 6 (استصحاب تعلیقی)

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

  درس خارج اصول استاد مختاری جلسه ششم 8/7/98

(استصحاب تعلیقی)

التنبیه السادس، راجع به استصحاب تعلیقی است که آیا حجت است یا خیر؟ حکم به دو قسم تنجیزی و تعلیقی تقسیم می­شود. حکم تنجیزی حکمی است که بر موضوعی مترتب می‌شود، قید و شرطی ندارد. به عنوان مثال «هذا الکتاب طاهر»، موضوع و محمول معلوم است، به صورت قید و شرط نیست. حکم تعلیقی، حکمی است که بر موضوع بار می‌شود. منتها توأم با قید و شرط است. برای مثال «العنب حرامٌ اذا غلی»، انگور وقتی غلیان پیدا کند حرام است. اینجا معلوم است که جمله تعلیقی است، حکم بر شرط که همان غلیان است معلق است. اما در حکم تنجیزی اینطور نیست، تعلیقی در بین وجود ندارد.

حکم تعلیقی گاهی به صورت جمله خبریه است. مثل همین مثالی که عرض کردیم، اما یک وقت جمله انشائیه است، مثلاً شارع می‌فرماید: «اجتنب عن العنب اذا غلی» در اینجا انشاء است.

محل بحث در حجیت جریان استصحاب در احکام تعلیقی است. در مثال «العنب اذا غلا حرام»، این را می­دانیم که عنب هنگام غلیان حرام می­شود، اما آیا می­توانیم این حکم تعلیقی را به زبیب سرایت دهیم؟ در حالیکه زبیب همان انگور است. منتها زبیب خشک است، آن را می‌ریزند درون آب و بعد آب تغییر می‌کند، مثلا شیرین می‌شود، همان طعم انگور را پیدا می‌کند و شروع به غلیان می­کند، ذهاب ثلثین هم نمی­شود، آیا حکم عنب را دارد یا نه؟

 آیا استصحاب را می‌شود جاری کرد؟ آیا آن حکم تعلیقی را می­توانیم به اینجا هم نسبت دهیم؟ به طور خلاصه آیا استصحاب تعلیقی حجهٌ ام لا؟

در احکام تنجیزی خیلی راحت است، زیرا شرط و شروطی ندارد، منتها در احکام تعلیقی، چون حکم معلق بر شرط است، اختلاف در اینجا وجود دارد.

اولین شخصیتی که این بحث را در تاریخ فقه شیعه را مطرح کرد مرحوم بحرالعلوم است، مرحوم علامه طباطبایی بحرالعلوم در کتاب المصابیح ص 447، این مساله را به عنوان یک تنبیه نقل کردند. ظاهراً این کتاب خطی هم هست.

بعضی‌ها هم مثل شیخ انصاری از ایشان تبعیت کردند، مرحوم محقق خراسانی در کفایه از او تبعیت کردند. همه این آقایان بر حجیت استصحاب تعلیقی معتقد شدند. منتها مرحوم سید محمد مجاهد قائل به عدم حجیت می‌شود. والد ایشان مرحوم سیدعلی طباطبایی صاحب ریاض المصائب، ایشان هم قائل به عدم حجیت استصحاب تعلیقی است. اینها را مرحوم شیخ در رسائل فرموند. بعضی از اعاظم بزرگان مثل مرحوم خویی، مرحوم آقای نایینی، این بزرگواران هم قائل به عدم حجیت‌اند.

به نظر بنده استصحاب تعلیقی حجیت دارد و همه آن اشکالاتی را که بعد مطرح می‌کنند قابل رفع است.

برخی مانند مرحوم شیخ شریعت فرق گذاشتند بین آنجایی که عنب به نفسه غلیان پیدا کرد و بین آن جایی که شخصی غلیان را ایجاد کرد. مثلا ممکن است غلیان بر آن عارض شده باشد، از طریق آتش یا وسیله‌ای حرارت پیدا کرده باشد. ایشان می­فرمایند در این صورت عنب هم حرام است و هم نجس، در حالیکه اگر شخصی با آتیش آن را غلیان دهد فقط حرام است. ایشان این فرق را قائل شدند. ما می‌خواهیم بگوییم فرق نمی‌کند، غلیان چه بنفسه باشد چه بنفسه نباشد حرام است، فرقی نمی‌کند که غلیان بنفسه باشد یا از طریق عوامل خارجی باشد.

در مانحن فیه ما می‌گوییم در چنین شرایطی که حکم تعلیقی است، استصحاب جریان دارد و ارکان استحصاب در آن تمام است. در استصحاب اولاً ما یقین سابق می‌خواهیم، مثال این بود که عنب در صورت غلیان حرام است، نسبت به گذشته یقین سابق داریم، شک لاحق هم داریم، الان شک داریم انگور خشک شد و به آن می‌گوییم زبیب، آیا همان حکم تعلیقی عنب را دارد؟ موضوع هم یکی است، برای خاطر اینکه همان عنب تبدیل شد به زبیب و ماهیتش عوض نشد، از عوارض و احوالات آن عنب است، منتها خشک شده است. ماهیت نوعیه ‌اش عوض نشده است، یعنی عرف این دو را یکی می‌بیند، یعنی زبیب را همان انگور می­بیند. بنابراین متیقن سابق ما معلوم است، شک لاحق ما هم معلوم است، موضوع هم که واحد است، پس ارکان استصحاب تمام است.

بنابراین با توجه به این که ارکان استصحاب وجود دارد، استصحاب تعلیقی حجیت دارد.

حال اشکالاتی را باید بررسی کنیم که قائلین به عدم حجیت وارد کردند.

اشکال اول: در اینجا موضوع واحد نیست،در واقع دو عنوان وجود دارد، یکی عنوان عنب هست و یکی عنوان زبیب است، اینها عرفاً با هم متباینند، دو تا موضوع مختلفند، بنابراین اگر اینطور باشد قضیه متیقنه با قضیه مشکوکه با هم مختلف می‌شود، پس مجالی برای استصحاب در کار نیست.

البته در این مثال مناقشه است و نمی‌شود اینطوری وارد شد که شما بگویید عنب با زبیب در ماهیت متغیر هستند، بسیار بعید است، زیرا اینجا مثل استحال کلب به ملح نیست، ممکن است بگوییم جنسیتش تغییر کرده، اما نوعیتش عوض نشده است. نظر عرف این است که زبیب همان عنب است منتهی خشک شده است.

اشکال دوم: گفتند که اینجا تعارضی بین استصحاب تعلیقی و استصحاب تنجیزی وجود دارد. همان‌طوری که در زبیب، استصحاب تعلیقی جریان دارد و اقتضای آن حرمت و نجاست است، ما می‌توانیم راجع به زبیب، استصحاب تنجیزی هم داشته باشیم که مقتضی حلیت و طهارت باشد. می‌گوییم زبیب، قبل از غلیان کان حلالاً طاهراً، بعد از غلیان شک می‌کنیم که آیا حرمت و نجاست بر آن عارض شد یا خیر، و به این جهت می‌شود اصالة الحلیه و اصالة الطهاره را استصحاب کرد. همان‌طور که قبل از غلیان زبیب پاک و حلال بود، بعد از غلیان هم پاک است، این استصحاب تنجیزی می‌شود.

بنابراین استصحاب تعلیقی که مقتضی حرمت و نجاست است، با استصحاب تنجیزی که مقتضی حلیت و طهارت است با هم تعارض می‌کنند، وقتی تعارض کردند تساقط می‌کنند، زمانی که تساقط کردند، مرجع ما اصالت الطهارت است.

مرحوم شیخ جوابی می‌دهند که درست هم هست و آن این است که اگر امر بین استصحاب تعلیقی و تنجیزی دایر شود، استصحاب تعلیقی مقدم بر استصحاب تنجیزی است، به این معنا که حاکم بر استصحاب تنجیزی است، پس هنگام تعارض، تساقط نمی­شود، بلکه استصحاب تعلیقی مقدم خواهد شد. شیخ می­گوید دو نوع استصحاب وجود دارد، استصحاب سببی و استصحاب مسببی، استصحاب سببی حاکم بر استصحاب مسببی است.

در مانحن فیه هم همین‌طور است، استصحاب تعلیقی سببی است، استصحاب تنجیزی مسببی است، چون شک ما در این است که آیا حلیت، قبل از غلیان باقی است یا باقی نیست؟ در حقیقت مسبب از این است که آیا حکم تعلیقی که در زمان عنب بود، در زمان زبیب هم هست یا نیست؟  پس اگر امر دایر شود بین استصحاب سببی و مسببی، استصحاب سببی مقدم بر استصحاب مسببی خواهد بود، به خاطر اینکه استصحاب تعلیقی استصحاب سببی است و استصحاب تنجیزی در مانحن فیه مسببی است، لذا استصحاب تعلیقی مقدم بر استصحاب تنجیزی است، لذا تعارضی در کار نیست.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/11/Osoul98-m-8.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/11/Osoul98-m-8.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *