جلسه6(الصلات فی النجس 6)

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه ششم درس خارج فقه استاد مختاری (طهارت)                           8/7/98

(الصلات فی النجس 6)

بحث در مورد صور التفات جاهل به نجاست در اثناء صلاة بود.

قسم اول التفات به نجاست در اثناء نماز است، اما علم به وقوع نجاست در جمیع اجزاء سابقه می­باشد.

قسم دوم التفات به نجاست در اثناء صلاة است، اما علم به وقوع نجاست در بعضی از اجزاء سابقه می­باشد.

قسم سوم التفات به نجاست در اثناء نماز است، اما علم دارد یا احتمال می­دهد به وقوع نجاست در همان لحظه التفات.

عرض کردیم در هر سه قسم حکم به صحت می­شود و دلیل قسم اول را ذکر کردیم و رسیدیم به دلیل دو قسم آخر که عرض کردیم دو وجه دارد، وجه اول مضمون روایاتی بود که قبلا بیان کردیم که دال بر صحت نماز بود زمانی که تمام نماز در نجاست باشد، لذا در بعض اجزاء نماز به طریق اولویت قطعیه باید گفت حتما نماز صحیح است چنانچه فرض کلام هم همین است.

وجه دوم اطلاق روایات است، یعنی روایاتی که دال بر صحت صلاة در نجس در اثناء آن است مطلقاً.

روایت این است:

وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 20 روایت 3 و در باب 44 روایت 2: «عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ يَعْنِي ابْنَ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي‏ الرَّجُلِ‏ يُصَلِّي‏ فَأَبْصَرَ فِي‏ ثَوْبِهِ‏ دَماً قَالَ يُتِم».

شخصی نماز می­خواند، پس در لباس خود خون می­بیند، حضرت فرمودند: نماز را تمام کند. در اینجا امام علیه حکم کردن بر صحت نماز و اتمام آن و فرقی نمی­کند این دم که در اثناء نماز متوجه شده، سابقاً در لباس او بوده یا در همان زمان عارض شده، این روایت مطلق است و حضرت چیزی بر آن قید نفرمودند.

روایت بعدی در وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 20 روایت 6: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ الدَّمُ يَكُونُ فِي الثَّوْبِ عَلَيَّ وَ أَنَا فِي الصَّلَاةِ قَالَ إِنْ رَأَيْتَهُ وَ عَلَيْكَ ثَوْبٌ غَيْرُهُ فَاطْرَحْهُ وَ صَلِّ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ عَلَيْكَ ثَوْبٌ غَيْرُهُ فَامْضِ فِي صَلَاتِكَ وَ لَا إِعَادَةَ عَلَيْكَ مَا لَمْ يَزِدْ عَلَى مِقْدَارِ الدِّرْهَمِ وَ مَا كَانَ أَقَلَّ مِنْ ذَلِك‏ فَلَيْسَ بِشَيْ‏ءٍ رَأَيْتَهُ قَبْلُ أَوْ لَمْ تَرَهُ وَ إِذَا كُنْتَ قَدْ رَأَيْتَهُ وَ هُوَ أَكْثَرُ مِنْ مِقْدَارِ الدِّرْهَمِ فَضَيَّعْتَ غَسْلَهُ وَ صَلَّيْتَ فِيهِ صَلَاةً كَثِيرَةً فَأَعِدْ مَا صَلَّيْتَ فِيهِ».

این در جایی است که سعه وقت باشد نه در ضیق وقت، اما در ضیق وقت یک زمان تمکن دارد یک رکعت بخواند، حکم آن مانند حکم سعه وقت است، چون در قاعده داریم «من ادرک رکعة من الصلاة فقد ادرکها»، اما مع عدم تمکن باید ببینیم آیا امکان تبدیل یا تطهیر لباس در صورتی که استقبال از قبله و شرایط دیگر نماز بهم نخورد ممکن است یا نه. اگر بود، آن کار را انجام دهد و نماز را تمام کند. اما اگر این امکان وجود ندارد، در خود همان لباس نجس نماز را تمام کند و اشکالی ندارد. حتی در بعضی موارد است که عاریاً بخواند، منتها ستر عورت باشد، مثلا پیراهن را از تن بیرون آورد، در اینصورت اشکال ندارد و نماز او صحیح است که این نظر مشهور هم می­باشد.

مرحوم صاحب عروه در ادامه می­فرمایند:

«و أمّا إذا كان ناسياً فالأقوى وجوب الإعادة أو القضاء مطلقاً، سواءً تذكّر بعد الصلاة أو في أثنائها، أمكن التطهير أو التبديل أم لا».

این مسئله پنج صورت بود که می رویم سراغ صورت چهارم که مرحوم صاحب عروه می­فرماید: «صلاة فی النجس ناسیا للموضوع»، صورت چهارم این بود که شخص موضوع نجاست را فراموش کرده، یعنی می­دانست که لباس او نجس است، اما فراموش کرده و با همان لباس نماز خوانده و بعد از نماز به یاد آورد که لباس او نجس بوده، چه در داخل وقت باشد و چه در خارج وقت باشد، در اینجا اقوال سه گانه است.

قول اول بر این است که نماز او صحیح نیست و اعاده واجب است، چه در وقت و چه در خارج از وقت، زیرا بین جهل و نسیان تفاوت است، نظر مشهور همین قول است و ابن ادریس فرمودند اصلا خلافی در آن نیست. ابن زهره ادعای اجماع کردند. مرحوم شیخ در نهایه نیز همین نظر را اختیار کردند. پس اگر کسی موضوع نجاست را فراموش کرد باید نماز را اعاده کند.

قول دوم صحت نماز است مطلقاً و اعاده ندارد، این قول عقیده مرحوم صاحب مدارک و مرحوم محقق در معتبر، مرحوم صاحب مدارک این قول را به جمعی از متأخرین نسبت داده اند.

قول سوم تفصیل بین وقت و خارج وقت است و فرمودند اگر داخل وقت است و به یاد آورد باید اعاده کند. اما در خارج وقت نیاز به اعاده و قضاء نیست. این قول را مشهور از متأخرین انتخاب کردند، مرحوم شیخ در استبصار این نظر را تقویت کردند و مرحوم فاضل هندی این قول را اختیار کردند.

از این اقوال ثلاثه به نظر می­رسد قول اول غیر قابل خدشه است و یا نزدیک به صواب می­باشد، دلیل عمده ای که در این مسئله داریم روایات است.

روایات این است:

وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 20 روایت 6: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ الدَّمُ يَكُونُ فِي الثَّوْبِ عَلَيَّ وَ أَنَا فِي الصَّلَاةِ قَالَ إِنْ رَأَيْتَهُ وَ عَلَيْكَ ثَوْبٌ غَيْرُهُ فَاطْرَحْهُ وَ صَلِّ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ عَلَيْكَ ثَوْبٌ غَيْرُهُ فَامْضِ فِي صَلَاتِكَ وَ لَا إِعَادَةَ عَلَيْكَ مَا لَمْ يَزِدْ عَلَى مِقْدَارِ الدِّرْهَمِ وَ مَا كَانَ أَقَلَّ مِنْ ذَلِك‏ فَلَيْسَ بِشَيْ‏ءٍ رَأَيْتَهُ قَبْلُ أَوْ لَمْ تَرَهُ وَ إِذَا كُنْتَ قَدْ رَأَيْتَهُ‏ وَ هُوَ أَكْثَرُ مِنْ‏ مِقْدَارِ الدِّرْهَمِ فَضَيَّعْتَ غَسْلَهُ وَ صَلَّيْتَ فِيهِ صَلَاةً كَثِيرَةً فَأَعِدْ مَا صَلَّيْتَ فِيهِ».

امام می­فرماید: اگر خون در لباست دیدی و بیشتر از درهم بود و فراموش کردی شستن آن را و با آن لباس نماز خواندی، باید آن نمازها را اعاده کنی، این روایت بر لزوم اعاده دلالت دارد.

روایت بعدی صحیحه ابی بصیر در وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 40 روایت 7: «بإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنْ‏ أَصَابَ‏ ثَوْبَ‏ الرَّجُلِ‏ الدَّمُ‏ فَصَلَّى‏ فِيهِ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ فَلَا إِعَادَةَ عَلَيْهِ وَ إِنْ هُوَ عَلِمَ قَبْلَ أَنْ يُصَلِّيَ فَنَسِيَ وَ صَلَّى فِيهِ فَعَلَيْهِ الْإِعَادَةُ».

شخصی که علم داشت به نجاست لباس، اما آن را فراموش کرد و در آن نماز خواند، باید نماز را اعاده کند.

روایت بعدی موثقه سماعه در وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 42 روایت 5: «بإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يَرَى بِثَوْبِهِ الدَّم‏ فَيَنْسَى‏ أَنْ يَغْسِلَهُ حَتَّى يُصَلِّيَ قَالَ يُعِيدُ صَلَاتَهُ‏ كَيْ‏ يَهْتَمَ‏ بِالشَّيْ‏ءِ إِذَا كَانَ‏ فِي ثَوْبِهِ عُقُوبَةً لِنِسْيَانِهِ قُلْتُ فَكَيْفَ يَصْنَعُ مَنْ لَمْ يَعْلَمْ أَ يُعِيدُ حِينَ يَرْفَعُهُ قَالَ لَا وَ لَكِنْ يَسْتَأْنِفُ».

فردی در لباسش خون می­بیند و فراموش می­کند آن را بشوید و با آن نماز می­خواند، حضرت فرمودند: باید نماز را اعاده کند تا بداند باید اهتمام داشته باشد به طهارت لباس، این شخص بخاطر نسیان عقوبت دارد، یعنی نباید بی اهتمام و بی توجه باشد.

روایت بعدی در وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 20 روایت 4: «عَنِ الْمُفِيدِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُمَا قَالا لَا بَأْسَ‏ بِأَنْ‏ يُصَلِّيَ‏ الرَّجُلُ‏ فِي‏ الثَّوْبِ‏ وَ فِيهِ الدَّمُ مُتَفَرِّقاً شِبْهَ النَّضْحِ وَ إِنْ كَانَ قَدْ رَآهُ صَاحِبُهُ قَبْلَ ذَلِكَ فَلَا بَأْسَ بِهِ مَا لَمْ يَكُنْ مُجْتَمِعاً قَدْرَ الدِّرْهَمِ».

چند نقطه از لباس فردی خون است که اگر مجتمعا کمتر از قدر درهم باشد اشکال ندارد، اما اگر بیشتر از درهم بود اعاده لازم است.

روایت بعدی در وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 20 روایت 1: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَن‏ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ زِيَادِ بْنِ أَبِي الْحَلَّالِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ فِي حَدِيثٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع الرَّجُلُ يَكُونُ فِي ثَوْبِهِ نُقَطُ الدَّمِ لَا يَعْلَمُ بِهِ ثُمَّ يَعْلَمُ فَيَنْسَى أَنْ يَغْسِلَهُ فَيُصَلِّي ثُمَ‏ يَذْكُرُ بَعْدَ مَا صَلَّى‏ أَ يُعِيدُ صَلَاتَهُ‏ قَالَ يَغْسِلُهُ وَ لَا يُعِيدُ صَلَاتَهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مِقْدَارَ الدِّرْهَمِ مُجْتَمِعاً فَيَغْسِلُهُ وَ يُعِيدُ الصَّلَاةَ».

کلمه «نقط» در روایت جمع نقطه است.

در لباس شخصی نقطهایی از خون است و نسبت به آن آگاهی ندارد، سپس آگاه شد، اما فراموش کرد آن را بشوید و در آن نماز خواند، اما بعد از نماز بیاد آورد، آیا باید نماز را اعاده کند؟ حضرت فرمودند: آن را بشوید و نیازی به اعاده نیست، مگر اینکه مجتمعا به مقدار درهم باشد که در این صورت باید لباس را بشوید و نماز را اعاده کند.

این روایات در باب 12 از باب نواقض وضوء یا در باب 10 از ابواب احکام خلوت بسیار فراوان وجود دارد، این روایات به صورت مطلق است، یعنی اطلاق بر اعاده دارد، چه در وقت و چه در خارج از وقت، زیرا به طور کلی در روایت آمده: «یغسله و یعید صلاته»، البته مقصود از اعاده در اینجا لغوی است نه اعاده اصطلاحی در برابر قضاء، یعنی باید دوباره نماز را بخواند چه در داخل وقت و چه در خارج وقت. اما این روایاتی که خواندیم با یک سری روایات دیگر در تعارض است و خلاف این را می­فرماید و دال بر عدم اعاده است مانند موثقه عمار بن موسی.

روایت این است:

وسائل الشیعه جلد 1 کتاب الطهاره من ابواب احکام الخلوة باب 10 روایت 3: «عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ لَوْ أَنَ‏ رَجُلًا نَسِيَ‏ أَنْ‏ يَسْتَنْجِيَ‏ مِنَ الْغَائِطِ حَتَّى يُصَلِّيَ لَمْ يُعِدِ الصَّلَاةَ».

راوی می­گوید از امام علیه السلام شنیدم اگر کسی استنجاء از غائط را فراموش کرد و در همان حال نماز خواند، نماز او اعاده ندارد.

روایت بعدی صحیحه علاء در وسائل الشیعه جلد 3 من ابواب النجاسات باب 42 روایت 3: «بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصِيبُ‏ ثَوْبَهُ‏ الشَّيْ‏ءُ يُنَجِّسُهُ‏ فَيَنْسَى‏ أَنْ يَغْسِلَهُ فَيُصَلِّي فِيهِ ثُمَّ يَذْكُرُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ غَسَلَهُ أَ يُعِيدُ الصَّلَاةَ قَالَ لَا يُعِيدُ قَدْ مَضَتِ الصَّلَاةُ وَ كُتِبَتْ لَهُ».

این روایات را باید بررسی کنیم ان شاء الله.

و صلی الله علی محمد و آل محمد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد
[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/11/fiJh98-m-8-1.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/11/8.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *