جلسه 35(خون 6)

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی و پنجم درس خارج فقه استاد مختاری (طهارت)                  4/10/97

(خون 6)

(السادس و السابع): «الكلب و الخنزير البرّيّان‌ دون البحريّ منهما، و كذا رطوباتهما‌ و أجزاؤهما و إن كانت ممّا لا تحلّه الحياة، كالشعر و العظم و نحوهما، و لو اجتمع أحدهما مع الآخر أو مع آخر فتولّد منهما ولد، فإن صدق عليه اسم أحدهما تبعه، و إن صدق عليه اسم أحد الحيوانات الاخر أو كان ممّا ليس له مثل في الخارج كان طاهراً، و إن كان الأحوط الاجتناب عن المتولّد منهما إذا لم يصدق عليه اسم أحد الحيوانات الطاهرة، بل الأحوط الاجتناب عن المتولّد من أحدهما مع طاهر، إذا لم يصدق عليه اسم ذلك الطاهر، فلو نزا كلب علىٰ شاة، أو خروف علىٰ كلبة و لم يصدق على المتولّد منهما اسم الشاة فالأحوط الاجتناب عنه؛ و إن لم يصدق عليه اسم الكلب».

ششمین و هفتمین نجاست، سگ و خوک است. غالب علمای امامیه این دو حیوان را نجس می­دانند و ظاهرا فقط مرحوم شیخ صدوق، کلب صید (سگ شکاری) را پاک می­داند. در جلسه قبل عرض کردیم در مورد نجاست کلب و خنزیر نصوص مستفیضه داریم، بعضی از روایات هم دال بر این بود که ظرفی که خنزیر از آن آب خورده، باید هفت مرتبه شسته شود.

روایتی در کتاب وسائل الشیعه جلد 2 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 13 روایت 1 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصِيبُ ثَوْبَهُ خِنْزِيرٌ فَلَمْ يَغْسِلْهُ فَذَكَرَ وَ هُوَ فِي صَلَاتِهِ كَيْفَ يَصْنَعُ بِهِ قَالَ إِنْ كَانَ دَخَلَ فِي صَلَاتِهِ فَلْيَمْضِ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ دَخَلَ فِي صَلَاتِهِ فَلْيَنْضِحْ مَا أَصَابَ مِنْ ثَوْبِهِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ فِيهِ أَثَرٌ فَيَغْسِلُه‏ – قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ خِنْزِيرٍ يَشْرَبُ مِنْ إِنَاءٍ كَيْفَ يُصْنَعُ بِهِ قَالَ يُغْسَلُ سَبْعَ مَرَّاتٍ».

در بعضی از روایات امر کردند که وقتی بدن با موی خنزیر تماس پیدا کرد، باید آن را آب کشید.

این روایت هم در کتاب وسائل الشیعه جلد 2 کتاب الطاهره من ابواب النجاسات باب 13 روایت 3 آمده است: «بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ الْإِسْكَافِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ شَعْرِ الْخِنْزِيرِ يُخْرَزُ بِهِ قَالَ لَا بَأْسَ بِهِ وَ لَكِنْ يَغْسِلُ يَدَهُ إِذَا أَرَادَ أَنْ يُصَلِّي».

در نقطه مقابل روایتی آمده که دال بر طهارت سگ و خنزیر است، با توجه به این که اجماع بر نجاستشان وجود دارد، چاره­ای جز این نیست که این روایات را تأویل ببریم.

یکی از این روایات در کتاب وسائل الشیعه جلد 1 کتاب الطهاره باب 2 من ابواب الأسأر روایت 6 آمده است: «عَنْهُ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْوُضُوءِ مِمَّا وَلَغَ الْكَلْبُ فِيهِ وَ السِّنَّوْرُ أَوْ شَرِبَ مِنْهُ جَمَلٌ أَوْ دَابَّةٌ أَوْ غَيْرُ ذَلِكَ أَ يُتَوَضَّأُ مِنْهُ أَوْ يُغْتَسَلُ قَالَ نَعَمْ إِلَّا أَنْ تَجِدَ غَيْرَهُ فَتَنَزَّهَ عَنْهُ».

راوی می­گوید در ظرفی که کلب آن را لیسیده یا شتر و چهار پایی یا غیر اینها از آن آب نوشیده، آیا می­شود از آن آب وضوء گرفت یا غسل کرد؟ حضرت می­فرماید: بله، مگر اینکه غیر این باشد که در آن وقت باید اجتناب کرد. در این حدیث اسم کلب هم برده شده که بعضی از بزرگان می­فرمایند این حدیث حمل بر تقیه می­شود یا این که حمل کنیم این روایت را بر اینکه آب مورد سوال، آب کر بوده است که دیگر خاک مالی کردن لازم نیست. در همین جهت مرحوم صاحب وسائل و مرحوم فقیه همدانی در کتاب مصباح الفقیه صفحه 544 یک روایتی را از ابی بصیر ذکر کردن که این روایت شاهد بر این مسئله است.

روایت این است: «أَبِي الْقَاسِمِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَيْسَ بِفَضْلِ السِّنَّوْرِ بَأْسٌ أَنْ يُتَوَضَّأَ مِنْهُ وَ يُشْرَبَ وَ لَا يُشْرَبُ‏ سُؤْرُ الْكَلْبِ‏ إِلَّا أَنْ‏ يَكُونَ حَوْضاً كَبِيراً يُسْتَسْقَى مِنْهُ».

اگر سگ از یک حوض بزرگی آب خورده، استفاده از آن مانعی ندارد. آن­ها روایت قبل را حمل کردند بر این روایت.

مرحوم آقای خوئی رحمة الله علیه در کتاب تنقیح عروه جلد 2 صفحه 32 و 33 سعی کردند جمع کنند اجماع را با این روایت، ایشان فرمودند: «و التحقيق انه لا مناص من تقييد إطلاق صحيحة ابن مسكان بما دل على انفعال الماء القليل‌ بملاقاة الكلب التي منها رواية أبي بصير المتقدمة و ذلك لأن النسبة بينهما هي العموم المطلق، فإن الصحيحة دلت على طهارة الماء الذي باشره الكلب مطلقا قليلا كان أم كثيرا. و الاخبار المتقدمة قد دلت على انفعال الماء القليل بملاقاة الكلب و عليه فمقتضى الصناعة العلمية و قانون الإطلاق و التقييد حمل الصحيحة على ما إذا كان الماء بالغا قدر كر فهو جمع دلالي و ليس من الجمع التبرعي في شي‌ء كما يظهر من كلام الشيخ و غيره. ثم لو سلمنا ان الصحيحة واردة في خصوص القليل فغاية ما يستفاد منها عدم انفعال الماء القليل بالملاقاة و هي إذا من الأدلة الدالة على اعتصام الماء القليل و قد عرفت الجواب عنها في محلها و لا تنافي بينها و بين الاخبار الدالة على نجاسة الكلب بوجه. هذا».

ایشان فرمودند: ما چاره­ای نداریم جز این که اطلاق صحیحه ابن اسکان را قید بزنیم به آنجایی که آب قلیل است، آب قلیل به واسطه ملاقات کلب منفعل می­شود که در روایات ابی بصیر بود. سائل به صورت مطلق سوال کرده «مما ولغ الکلب»، قلیل باشد یا کثیر، اما در روایت قبلی داشتیم که به واسطه شرب کلب، آب منفعل می­شود، پس چاره­ای نیست جز اینکه این اطلاق (صحیحه) را حمل بر مقید (آبی که بالغ بر کرّ است) کنیم. پس یا حمل بر تقیه می­شود یا حمل مطلق بر مقید، چون این روایت نمی­تواند با آن همه روایات در این باب معارضه کند. پس این اجماعی که گفته شده بر طهارت کلب و خنزیر قابل قبول نیست، مانند مرحوم سید مرتضی رحمة الله علیه در کتاب المسائل الناصریات جلد 1 صفحه  147 ادعای اجماع کردند بر پاک بودن کلب و خنزیر، که این قابل قبول نیست، چون ما اجماع بر نجاست این دو داریم و خلافی هم در مسئله وجود ندارد.

بله ما یک سری روایاتی داریم که دال بر این است که اجزاء لا تحله الحیات، مانند مو و ناخن که می­فرماید طاهر است، اما این روایات هم سنداً و دلالتاً ضعیف هستند.

اما در مورد کلب و خنزیر دریایی مشهور قائل به طهارت آنها هستند، بعضی­ها دلیل آوردند و فرمودند اطلاق ادله نجاست انصراف دارد بر حیوانات (کلب و خنزیر) خشکی. اما واقع مطلب این است که کلب و خنزیر دریایی واقعا کلب و خنزیر نیستند و فقط شبیه این حیوانات خشکی هستند، مانند اسب دریایی یا شیر دریایی که واقعا و حقیقتا اطلاق این کلمات بر حیوانات دریایی از باب تجوز و عنایت است و حقیقی نیست. پس اولا حیوانات دریایی پاک هستند و ثانیا روایاتی هم در این مورد داریم.

روایتی در کتاب وسائل الشیعه جلد 3 کتاب الصلاة من ابواب لباس المصلی باب 10 روایت 1 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنْ جُلُودِ الْخَزِّ فَقَالَ لَيْسَ بِهَا بَأْسٌ فَقَال‏ الرَّجُلُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّهَا عِلَاجِي‏ وَ إِنَّمَا هِيَ كِلَابٌ تَخْرُجُ مِنَ الْمَاءِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا خَرَجَتْ مِنَ الْمَاءِ تَعِيشُ خَارِجَةً مِنَ الْمَاءِ فَقَالَ الرَّجُلُ لَا قَالَ (لَيْسَ بِهِ بَأْسٌ)».

شخصی از امام سوال کرد از پوست خز، حضرت فرمودند اشکالی ندارد. باز آن شخص عرض کرد این جور حیوانات در بلاد ما هم هستند و پوست آنها را استفاده می­کنند، سگهایی از آب خارج می­شوند، حضرت فرمودند: زمانی که از آب خارج می­شوند در خشکی هم زندگی می کند یا اینکه فقط در دریا است، آن شخص عرض کرد فقط در دریا است، حضرت فرمودند: اشکالی ندارد.

این حکم به طهارت به کلاب تعلیق بر یک وصفی (مما تعیش خارجة من الماء) است که مشعر به علیت است، پس خنزیر را هم شامل می­شود، چون خنزیر دریایی نیز خارج از آب زندگی نمی­کند. مرحوم علامه حلی در کتاب سرائر جلد 2 صفحه 220 معتقدند بر اینکه حیوانات دریایی هم نجس هستند، چون روایات در این باب مطلق هستند و قیدی (خشکی یا دریایی) نزده است. این مطلب قابل قبول نیست به خاطر اینکه روایات تناسب دارد با خشکی، چون در آن قرائنی بود، مانند اصابت کردن لباس و دست ما با آنها یا آب خوردن آنها از ظرف آب، پس معلوم می­شود مقصود ائمه علیهم السلام حیوانات خشکی بوده است نه حیوانات دریایی و از جهتی هم انسان خیلی مباشرت با حیوانات خشکی دارد نه دریایی.

مسئله بعدی در ادامه همین بحث در مورد حیواناتی است که از نزدیکی کلب و خنزیر با حیوانات دیگر متولد می شوند:

«و لو اجتمع أحدهما مع الآخر أو مع آخر فتولّد منهما ولد، فإن صدق عليه اسم أحدهما تبعه، و إن صدق عليه اسم أحد الحيوانات الاخر أو كان ممّا ليس له مثل في الخارج كان طاهراً، و إن كان الأحوط الاجتناب عن المتولّد منهما إذا لم يصدق عليه اسم أحد الحيوانات الطاهرة، بل الأحوط الاجتناب عن المتولّد من أحدهما مع طاهر، إذا لم يصدق عليه اسم ذلك الطاهر، فلو نزا كلب علىٰ شاة، أو خروف علىٰ كلبة و لم يصدق على المتولّد منهما اسم الشاة فالأحوط الاجتناب عنه؛ و إن لم يصدق عليه اسم الكلب.»

بحث این است که آیا عنوان کلب یا خنزیر عرفاً بر آن حیوانات متولد شده صادق است یا نه، البته بحث در اینجا بر روی طهارت و نجاست است، نه حلیت و عدم حلیت این حیوانات، مثلا گوسفندی که از سگ و گوسفند متولد می­شود را نمی­شود ذبح کرد. پس حیوانی که از نزدیکی کلب یا خنزیر با گوسفندی متولد شود، اگر اسم کلب یا خنزیر بر آن صادق باشد تابع آنها است و نجس می­باشد. اما اگر اسم حیوان سومی بر آن صادق باشد حیوان متولد شده پاک است. اما احوط اجتناب از آن حیوان است.

اگر واقعا اسم حیوان (سگ یا خنزیر) بر آن صدق نکند روی قاعده طهارت باید بگوییم این حیوان پاک است و احتیاط در ادامه که گفته شده احتیاط مستحبی است. اما بعضی از بزرگان مانند مرحوم شهید اول در کتاب ذکری صفحه 14، شهید ثانی در کتاب شرح لمعه جلد 1 صفحه 48، مرحوم محقق ثانی در جامع المقاصد جلد 1 صفحه 124 قائل شدند بر اینکه بچه­ای که از کلب و خنزیر متولد می­شود مطلقا نجس است ولو اینکه اسم و عنوان کلب و خنزیر بر آنها صادق نباشد.

نقل می­کنند از مرحوم شیخ انصاری که ایشان هم به این مطلب تمایل پیدا کرده است در کتاب الطهاره صفحه 313، از بیان ایشان این طور فهمیده می­شود.

عکس این قضیه هم ممکن است، گوساله نر باشد و کلب و خنزیر ماده باشند و بچه­ای متولد شود. بزرگانی که می­فرمایند این بچه متولد شده نجس است. ادله­ای هم ذکر کردند که قابل قبول نیست، مرحوم شیخ انصاری رحمة الله علیه ادعا می­کنند که اینجا ارتکاز عرف بر این است که بچه­هایی که از کلب و خنزیر متولد می­شود، عرف آنها را نجس می­داند، مثل تبعیت ولد از کافر، وقتی پدر کافر است فرزند او هم کافر است از باب تبعیت. باید ببینیم ارتکاز عرفی چیست، اگر همان طوری که شیخ انصاری فرمود باشد که حق با شیخ انصاری رحمة الله علیه است، باید دید عرف متشرعه این بچه را چه می­داند، اگر از آن کناره گیری می­کند باید گفت نجس است، و این احتیاط صاحب عروه شاید ناظر به همین مسئله باشد.

بعضی از بزرگان به استصحاب استدلال کردند و فرمودند بچه­ای که از نزدیکی کلب و خنزیر با حیوان دیگر متولد می­شود کان دما، یعنی قبلا خونی بوده و تبدیل شده به علقه در بطن مادرش و بعد می­شود جنین پس استصحاب می­کنیم که نجس است، چون قبلا که خون بوده و نجس بوده، الآن هم همچنان نجس است.

بعضی از بزرگان از باب  اینکه جنین جزء بدن مادر است، از این باب استصحاب نجاست کردند و از این قبیل استصحابات.

پس بنابراین بزرگان بر اساس این ادله که: اولاً ارتکاز عرف متشرعه و ثانیاً استصحابات، می­فرمایند بچه­ای که از نزدیکی کلب و خنزیر با حیوان دیگر متولد شده، آن بچه تابع عنوان کلب یا خنزیر است و نجس می­باشند. اما مشهور معتقدند به پاک بودن آن حیوانات.

و صلی الله علی محمد و آل محمد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/02/4-دی-فقه-.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/03/فقه-35.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *