جلسه 19(اصالة التخییر4)

بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج اصول استاد مختاری جلسه نوزدهم                         22/08/97

(اصالة التخییر4)

اصول عملیه

بحث در دوران امر بین محذورین بود، در جائی که مع وحدة الواقعه و عبادت توصلی باشد، نه تعبدی، جلسات قبل گفته شد که چند قول در مساله وجود داشت که قول به برائت ارجح بود.

صورت بعدی دوران امر بین محذورینی است که هر دو تعبدی است یا احدهما تعبدی است، مثلا زنی که ایام عادت او منقضی شده و به ده روز نرسیده است، اگر خون در ده روز قطع شود، حیض است، اگر از ده روز تجاوز کند، استحاضه است و این سه روز ایام استحاضه است. اینجا دوران امر بین محذورین است، زیرا اگر زن حائض باشد، نماز بر او حرام است، اگر مستحاضه باشد، نماز بر او واجب است، پس امر دائر  بین حائض و استحاضه است. حال معلوم نیست حیض است یا استحاضه است و دوران امر بین محذورین است، به یک معنا حکم را می‌دانیم، ولی «مکلف به» برای ما مشتبه است، منتها احدهما یکی توصلی و یکی تعبدی است، یعنی اینکه ترک نماز می­شود توصلی، اما اگر نماز را اقامه ‌کند، اقامه نماز مشروط به قصد قربت است و می­شود تعبدی.

بنابراین از دو حال خارج نیست؛ یا ایشان نماز را اقامه می­کند و چون واجب است و بدون قصد قربت نمی­شود نماز را اقامه کرد، باید با قصد قربت باشد که می­شود تعبدی، یا حرمت است و ترک نماز و ترک نماز توصلی است.

در مانحن فیه احدهما تعبدی است، جائی که ناظر بر إتیان نماز باشد تعبدی است، و جایی که ناظر بر ترک نماز باشد تعبدی نیست.

امر دائر است بین اتیان و عدم اتیان، امر دائر است بین وجوب و حرمت، امر دائر است بین تعبدی و توصلی.

واقع مطلب این است که در اینجا اصالة التخیر و هیچکدام از اصول عملیه(برائت،استصحاب) جریان ندارد، چون در چنین صورتی درست است که موافقت قطعیه امکان ندارد، اما مخالفت قطعیه امکان دارد، چون احدهما تعبدّی است. اما اگر هر دو محذورین توصلی بودند، فرق داشت، زیرا در آنجا نه موافقت قطعیه ممکن است و نه مخالفت قطعیه.

مثالی که در اینجا باید بزنیم این است که مثلاً زن حائض نماز بر او حرام است، حال آمد نماز بدون قصد قربت خواند، اگر نماز بر او واجب بوده است که قصد قربت را ترک کرد و اگر حرام بوده، که انجام داده است، البته صحبت در جایی است که صورت عبادت برای زن حائض حرام باشد، چون بعضی از علما معتقدند که برای زن در حال حیض حتی عبادت صوری حرمت دارد. در مقابل بعضی علما می‌گویند مشکلی ندارد، روبروی قبله بایستد و ذکر بگوید و اشکال ندارد.

بنابراین این جا باید بگوئیم قطعاً آنچه را که شارع از او خواسته مخالفت کرد، چون نماز مع الشرائط با قصد قربت را تحویل نداده است، پس مخالفت قطعیه در اینجا امکان پذیر است.

بنابراین گفتیم در جائی که دوران امر بین محذورین باشد و احدهما تعبدی باشد، جای اصول عملیه نیست، نهایتاً در اینجا بگوئیم تخییر عقلی را می­توان جاری کرد، بگوئیم مخیر است صلوة قصد القربة بخواند یا اصلا نماز نخواند، به دلیل اینکه از دو حال خارج نیست، نماز بخواند به عنوان اینکه استحاضه است و نماز نخواند به عنوان اینکه حیض است، تخییر، تخییرعقلی است، کاری به شرع ندارد، همان تخییر تکوینی است.

تخییر تکوینی که مرحوم نائینی می­فرمود، در اینجا جریان دارد، چون احدهما تعبدی است، هیچکدام از اصول عملیه در اینجا جریان ندارد، چاره‌ای جز جریان تخییر عقلی نیست.

تخییر تکوینی جاری می­کنیم و کاری به شارع نداریم، حداقل شارع گفته به حکم عقل خودت عمل کن.

این صورت از آن صورتی است که اصول عملیه جریان ندارد، اما در صورت قبلی بعضی علما قائل به استصحاب و بعضی قائل به برائت و بعضی مثل مرحوم آخوند قائل به تخییر عقلی مع حکم بالاباحه شدند یا بعضی به تخییر شرعی قائل شدند و برخی جانب حرمت را گرفتند، در آنجا می­شد با اصول عملیه، تکلیف حکم ظاهری را مشخص کرد. اما در اینجا دوران امر بین محذورین، اصول عملیه جاری نمی­شود و نمی­توان تکلیف حکم ظاهری را معین کرد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/01/22-ابان-اصول-.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/01/اصول-19.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *