جلسه 19 (فصل في النجاسات-بول و غائط4)

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه نوزدهم درس خارج فقه استاد مختاری (طهارت)                      22/8/97

(فصل في النجاسات-بول و غائط4)

(مسألة 1): ملاقاة الغائط في الباطن لا توجب النجاسة، كالنوى الخارج من الإنسان أو الدود الخارج منه إذا لم يكن معه شي‌ء من الغائط، و إن كان ملاقياً له في الباطن.

یکی از بحثهایی که خیلی به نظر می­رسد مبتلابه باشد، همین بحث است. مثلا در تزریقات آمپول و بعضی از موارد جدید پزشکی، خصوصا در باب نجاست کاربرد دارد.

بحث در باب نجاسات باطنی و ظاهری است. مرحوم سید صاحب عروه می­فرماید: اگر چنانچه یک شیء با غائط ملاقات کند، دو صورت دارد؛ گاهی شیء خارج از انسان است، مثلا سکه­ای را بلعیده است، بعد از مخرج شخص خارج می­شود، گاهی شیء از خود انسان است، مثلا شخصی بیماری دارد که کرم از او خارج می­شود. ایشان می فرماید: چنانچه شیئی که از انسان خارج می­شود همراه با یکی از نجاسات نباشد پاک است و اشکال ندارد، در بحث تزریق هم می­گوییم که آمپولی که به خون آلوده می­شود، به فرمایش ایشان پاک است، چون همراه این شیء، نجاستی از خون و غائط با این آمپول نیست. لذا حکم به باطن می­شود و پاک است.

اما از طرف دیگر ایشان نکته­ای دارد و آن اماله­ای است که انجام می­دهند و الآن نیز وجود دارد، مانند آندوسکوپی که وارد شدن شیء خارجی در بدن است، مرحوم سید صاحب عروة می­فرماید در اینجا اجتناب لازم است، یعنی یک فرقی قائل شدند بین آنجایی که از دهان وارد می­شود و آنجایی که از مخرج وارد می­شود، فرمودند: آنجایی که از دهان وارد می­شود پاک است، اما آنجایی که از مخرج وارد می­شود، مانند اماله، احتیاط اجتناب است. اینجا خیلی از محشین در عروة اعتراض کردند و گفتند چه فرقی دارد، باطن باطن است. این انتقاد شاید بدون خدشه وارد باشد.

برای تفصیل بحث باید بگوییم در اینجا چهار صورت داریم؛

صورت اول

ملاقاتی که با نجس انجام می­شود هر دو در باطن است. مثل بولی در مخزن خودش هست، یا خونی که در رگها است و بیرون نیامده. در این صورت اول، خیلی از فقها می­گویند که نجس نیست و پاک است. چه نتیجه­ای بر آن بار می­شود؟ در آبهایی مانند مذی و وذی که می­گویند پاک است، اینها از همان مخرج بول خارج می­شوند، پس وقتی می­گویند بول در مخزن پاک است، محل جریان بول هم پاک خواهد بود. لذا این آبهای سه گانه که از مخرج بول خارج می­0شود هم پاک است. پس صورت اول این است که متلاقیان فی الباطن است. دلیلش این است که ادله نجاسات شامل این موارد نمی­شود. لذا این سکه­ای که وارد بدن شده پاک است، چون آن غائط در مکان خودش که هست نجس نیست. بله اگر چنان چه آلوده باشد و شیئی از آن نجاسات همراه او باشد نجس است.

البته روایاتی هم در این باب داریم که حکم به طهارت شده است و از این جهت به عنوان باطن حساب می­شود. روایاتی نداریم که بگوید باطن باید شست و شو شود. روایات را در اینجا عرض می­کنیم.

روایت اول در کتاب وسائل­الشیعه، ابواب النجاسات، باب 24، روایت 6 آمده است: «بِالْإِسْنَادِ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: إِنَّمَا عَلَيْهِ أَنْ يَغْسِلَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا يَعْنِي الْمَقْعَدَةَ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ أَنْ يَغْسِلَ بَاطِنَهَا».

روایت می­خواهد بگوید مخرخ غائط باید شسته شود و شستن باطن آن لازم نیست. این روایت صریح می­گوید که باطن نیاز به شستن ندارد.

روایت دیگر آمده است: «عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ يَسِيلُ مِنْ أَنْفِهِ الدَّمُ هَلْ عَلَيْهِ أَنْ يَغْسِلَ بَاطِنَهُ يَعْنِي جَوْفَ الْأَنْفِ فَقَالَ إِنَّمَا عَلَيْهِ أَنْ يَغْسِلَ مَا ظَهَرَ مِنْهُ». (وسائل الشیعه ابواب النجاسات باب 24 روایت 5)

روایت راجع به شخصی است که بینی او خون آمده، امام علیه السلام می­فرمایند: ظاهر آن را بشوید.

روایاتی داریم که دلالت بر طهارت مذی، وذی و ودی می­کند، با این که اینها ملاقات با مجرای بول و منی می­کنند.

روایت در کتاب وسائل الشیعه، جلد 1، کتاب الطهاره من ابواب نواقض الوضوء، باب 9، روایت 2 آمده است: «بإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَيْسَ فِي الْمَذْيِ مِنَ الشَّهْوَةِ وَ لَا مِنَ الْإِنْعَاظ وَ لَا مِنَ الْقُبْلَةِ وَ لَا مِنْ مَسِّ الْفَرْجِ وَ لَا مِنَ الْمُضَاجَعَةِ وُضُوءٌ وَ لَا يُغْسَلُ مِنْهُ الثَّوْبُ وَ لَا الْجَسَدُ».

روایت می­فرماید این آبهای سه گانه به هر اندازه که باشد نیاز به شست و شو ندارد و پاک است.

یا روایت دیگری آمده است که: «عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ قَالَ: إِنْ سَالَ مِنْ ذَكَرِكَ شَيْ‏ءٌ مِنْ مَذْيٍ أَوْ وَدْيٍ وَ أَنْتَ فِي الصَّلَاةِ فَلَا تَغْسِلْهُ وَ لَا تَقْطَعْ لَهُ الصَّلَاةَ وَ لَا تَنْقُضْ لَهُ الْوُضُوءَ وَ إِنْ بَلَغَ عَقِبَيْكَ فَإِنَّمَا ذَلِكَ بِمَنْزِلَةِ النُّخَامَةِ وَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ خَرَجَ مِنْكَ بَعْدَ الْوُضُوءِ فَإِنَّهُ مِنَ الْحَبَائِل‏ أَوْ مِنَ الْبَوَاسِيرِ وَ لَيْسَ بِشَيْ‏ءٍ فَلَا تَغْسِلْهُ مِنْ ثَوْبِكَ إِلَّا أَنْ تَقْذَرَهُ». (وسائل­الشیعه جلد 1 ابواب نواقض الوضوء باب 12 روایت 2)

همین طور روایت دیگر در کتاب وسائل­الشیعه، جلد 1، کتاب الطهاره، من ابواب نواقض الوضوء، باب 13، روایت 2 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي الرَّجُلِ يَبُولُ ثُمَّ يَسْتَنْجِي ثُمَّ يَجِدُ بَعْدَ ذَلِكَ بَلَلًا قَالَ إِذَا بَالَ فَخَرَطَ مَا بَيْنَ الْمَقْعَدَةِ وَ الْأُنْثَيَيْنِ ثَلَاث‏ مَرَّاتٍ وَ غَمَزَ مَا بَيْنَهُمَا ثُمَّ اسْتَنْجَى فَإِنْ سَالَ حَتَّى يَبْلُغَ السُّوقَ فَلَا يُبَالِي».

باز در کتاب وسائل­الشیعه، کتاب الطهاره، من ابواب نواقض الوضوء، باب 13، روایت 3 آمده است: «عَنِ الْمُفِيدِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي الرَّجُلِ يَبُولُ قَالَ يَنْتُرُهُ ثَلَاثاً ثُمَّ إِنْ سَالَ حَتَّى يَبْلُغَ السُّوق‏ فَلَا يُبَالِي‏».

روایت دیگر در کتاب وسائل­الشیعه، جلد 2، کتاب الطهاره من ابواب النجاسات، باب 17، روایت 1 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَذْيِ يُصِيبُ الثَّوْبَ فَقَالَ يَنْضِحُهُ بِالْمَاءِ إِنْ شَاءَ الْحَدِيثَ».

روایت دیگر وسائل­الشیعه جلد 2، کتاب الطهاره من ابواب النجاسات، باب 17، روایت 5 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَذْيِ يُصِيبُ الثَّوْبَ قَالَ لَيْسَ بِهِ بَأْسٌ».

پس طبق روایاتی که ذکر شد، اگر مجرای بول نجس بود، باید اینها هم نجس می­شد و حال اینکه روایات می­گویند پاک است. این برای صورت اول که متلاقیان هر دو باطن حساب می­شوند.

صورت دوم

 صورت دوم این است که متلاقیان هر دو خارج هستند و باطن حساب نمی­شوند. البته مع حصول الملاقات فی الباطن، به این معنا که دو شیء خارجی ملاقات با یک شیء باطنی پیدا می­کنند، مانند کسانی که دندان مصنوعی دارند، این دندان در باطن دهان است، شخص آبی که نجس بوده را مزمزه کرده، آیا آن دندان مصنوعی که در باطن دهان است نجس می­شود؟ آیا این دندان باطن حساب می­شود؟ یا اینکه شیء خارجی محسوب می­شود و نیاز به آب کشیدن دارد؟ اینجا نمی­شود حکم به طهارت ملاقی کرد و در مورد استدلال به آن روایاتی است.

روایتی در کتاب وسائل­الشیعه، جلد 1، کتاب الطهاره، من ابواب ماء المطلق، باب 4، روایت 1 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى السَّابَاطِيِ‏ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ يَجِدُ فِي إِنَائِهِ فَأْرَةً وَ قَدْ تَوَضَّأَ مِنْ ذَلِكَ الْإِنَاءِ مِرَاراً أَوِ اغْتَسَلَ مِنْهُ أَوْ غَسَلَ ثِيَابَهُ وَ قَدْ كَانَتِ الْفَأْرَةُ مُتَسَلِّخَةً فَقَالَ إِنْ كَانَ رَآهَا فِي الْإِنَاءِ قَبْلَ أَنْ يَغْتَسِلَ أَوْ يَتَوَضَّأَ أَوْ يَغْسِلَ ثِيَابَهُ ثُمَّ فَعَلَ ذَلِكَ بَعْدَ مَا رَآهَا فِي الْإِنَاءِ فَعَلَيْهِ أَنْ يَغْسِلَ ثِيَابَهُ وَ يَغْسِلَ كُلَّ مَا أَصَابَهُ ذَلِكَ الْمَاءُ وَ يُعِيدَ الْوُضُوءَ وَ الصَّلَاةَ وَ إِنْ كَانَ إِنَّمَا رَآهَا بَعْدَ مَا فَرَغَ مِنْ ذَلِكَ وَ فَعَلَهُ فَلَا يَمَسَّ مِنْ ذَلِك‏ الْمَاءِ شَيْئاً وَ لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ لِأَنَّهُ لَا يَعْلَمُ مَتَى سَقَطَتْ فِيهِ ثُمَّ قَالَ لَعَلَّهُ أَنْ يَكُونَ إِنَّمَا سَقَطَتْ فِيهِ تِلْكَ السَّاعَةَ الَّتِي رَآهَا».

روای می­پرسد اگر کسی که می­دانسته آب در ظرف نجس بوده، اما با آن وضوء گرفته و با آن لباس شسته، در ادامه امام (ع) می­فرمایند: «يَغْسِلَ كُلَّ مَا أَصَابَهُ ذَلِكَ الْمَاءُ وَ يُعِيدَ الْوُضُوءَ وَ الصَّلَاةَ». این کلام امام (ع) عمومیت دارد، یعنی آن آب به هر آنچه که ملاقات کرده، چه باطن و چه ظاهر، باید شسته شود. به عبارت دیگر چون نجاست به شیء خارجی برخورد کرده است، ولو اینکه در باطن است، نجس است و باطن محسوب نمی­شود.

صورت سوم

صورت سوم وقتی است که نجاست خارجی است و ملاقی داخلی است. باز هم مثل صورت اول حکم به طهارت ملاقی می­شود. مثل کسی که شراب یا آب نجسی خورده، بعد از شراب خوردن، آب دهان او بیرون می­ریزد. فقها در اینجا می­فرمایند این باطن حساب می­شود و مانعی ندارد و فقط باید ظاهر آب کشیده شود. همین که عین نجاست از بین برود کفایت می­کند، مثل صورت اول که عرض کردیم پاک است.

روایتی هم داریم در کتاب وسائل­الشیعه، جلد 2، کتاب الطهاره من ابواب النجاسات، باب 39، روایت 1 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْنِ أَبِي الدَّيْلَمِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ يَشْرَبُ الْخَمْرَ فَبَصَقَ فَأَصَابَ ثَوْبِي‏ مِنْ بُصَاقِهِ قَالَ لَيْسَ بِشَيْ‏ءٍ».

در روایت دارد که شخصی شراب خورده و ترشحات دهانش بیرون می­ریزد و به پیراهن من اصابت می­کند، حضرت فرمودند: قَالَ لَيْسَ بِشَيْ‏ءٍ. دیگه صراحت از این بیشتر نداریم.

روایت دیگر در وسائل­الشیعه، جلد 2، کتاب الطهاره من ابواب النجاسات، باب 39، روایت 2 آمده است: «عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحُسَيْن‏ بْنِ مُوسَى الْحَنَّاطِ قَالَ: سَأَلْت‏ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يَشْرَبُ الْخَمْرَ ثُمَّ يَمُجُّهُ مِنْ فِيهِ فَيُصِيبُ ثَوْبِي فَقَالَ لَا بَأْسَ».

راوی می­پرسد آنچه در دهان شخص است و به اطراف ترشح می­کند و به لباس من اصابت می­کند، چه حکمی دارد؟ حضرت فرمودند: لَا بَأْسَ.

صورت چهارم

صورت چهارم جایی است که ملاقی خارجی و نجاست داخلی باشد، مثل تزریق آمپول، که ملاقی (آمپول)، یک شیء خارجی است با خون که یک نجاست داخلی است. بعضی­ها تفصیل قائل شدند بین نجاست داخلی که غیر محسوس است و بین نجاستی که خارج از باطن است. در قسمت اول که ملاقات به صورت غیر محسوس باشد محکوم به طهارت است و اگر از قسم دوم باشد، مثل خونی که از بین دندانها خارج می­شود، محکوم به طهارت نیست. اینجا تفصیل قائل شدن بین نجاست داخلی غیر محسوس و نجاستی که عرف آن را محسوس می­داند، این تفصیل به نظر می­رسد تفصیل خوبی باشد.

و صلی الله علی محمد و آل محمد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/01/22-ابان-فقه-.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/01/فقه-19.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *