جلسه 15(فصل في الأسئار)

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه پانزدهم درس خارج فقه استاد مختاری (طهارت)                        30/7/97

(فصل في الأسئار)

مسألة 12: «إذا استعمل أحد المشتبهين بالغصبيّة، لا يحكم عليه بالضمان إلّا بعد تبيّن أنّ المستعمل هو المغصوب».

در این مسئله بحث از نجاست و طهارت نیست، بلکه بحث بر غصبی بودن و مباح بودن ظرف آب است. فرض بر این است که دو ظرف آب وجود دارد، من علم اجمالی دارم که یکی از آنها غصبی است و تعلق به دیگری دارد، اگر شخصی یکی از آن دو آب را استعمال کند ضمان دارد یا نه؟ مرحوم سید صاحب عروة می­فرمایند: در اینجا حکم بر ضمان نمی­شود. درست است که در اینجا شبهه، شبهه محصوره است، اما در اینجا حکم برضمان نمی­شود، مگر اینکه روشن شود آن آبی را که استعمال کرده واقعا غصبی بوده است تا از آن اجتناب کند.

در اینجا تعارض است. اینجا اصالة الحلیه را در هر طرف جاری کنم در طرف دیگر نیز اصالة الحلیه جاری است. وقتی تعارض ایجاد شد، تساقط می­شود، از این جهت مرحوم سید می­فرماید حکم به ضمان نمی شود، چون من نمی­دانم واقعا آبی را که استفاده کرده­ام غصبی است یا نه. مگر اینکه یقین برایش حاصل شود که آبی را که استفاده کرده برای غیر بوده است، که در این صورت قطعا ضامن است. اگر آب استفاده شده مثلی بود، مثل آن را ضامن است و اگر قیمی بود قیمت آن را ضامن است.

البته در اینجا بحث از غسل و وضوء که امر تعبدی و تقربی هستند، نیست. بحث فقط در استفاده کردن و ضمان بعد از آن است. مرحوم صاحب عروة می­فرماید در اینجا ضمان ندارد. اگر بگوییم ضامن است باید دلیل داشته باشیم، دلیلی در اینجا نداریم، پس ضمانتی وجود ندارد. اگر اینجا بحث از وضوء و غسل بود مسئله فرق می­کرد.

بحث در فصل انائین مشتبهین تمام شد. بحث پیش رو بحث سؤر حیوانات نجس العین و طاهر العین است.

فصل في الأسئار

«سؤر نجس العين كالكلب و الخنزير و الكافر نجس. و سؤر طاهر العين طاهر و إن كان حرام اللحم أو كان من المسوخ أو كان جلّالًا؛ نعم، يكره سؤر حرام اللّحم ما عدا المؤمن، بل و الهرّة على قول، و كذا يكره سؤر مكروه اللحم كالخيل و البغال و الحمير، و كذا سؤر الحائض المتّهمة، بل مطلق المتّهم».

در مورد سخن صاحب عروة باید توضیحی را عرض کنیم، سؤر در اینجا موضوعیت ندارد، اگر حیوان نجس العین باشد، به محض اینکه دست انسان یا شیء مرطوب با نجس العین ملاقات کند، نجس می­شود. اما اگر طاهر العین باشد، پاک است. منتها از باب مثال مرحوم سید رحمة الله علیه سؤر را بیان فرمودند. سؤر حیوان تابع خود حیوان است، اگر حیوان طاهر باشد، ولو اینکه مأکول­الحم باشد، سؤر آن نیز پاک است. اگر حیوان نجس العین باشد سؤر آن نجس است، مثل کلب و خنزیر و کافر. بعد ایشان می­فرماید اگر حیوان طاهر نجاست خوار باشد، باقی مانده آب آن پاک است و اشکالی ندارد. پس نظر مرحوم سید صاحب عروه این است که سؤر حیوان تابع خود حیوان است، اگر نجس العین باشد سؤر آن نجس و اگر طاهر العین باشد سؤر آن طاهر است.

مرحوم شیخ طوسی در کتاب مبسوط می­فرماید: از سؤر حیوانات غیر مأکول اللحم باید اجتناب کرد، منتها یک قیدی زدند، ایشان فرمودند: الا الطیور، و لو غیر مأکول اللحم باشند، مانند پرندگان شکاری اجتناب لازم نیست. حتی گربه و مار را هم استثناء کرده است. بنابراین تمایز حرف ایشان این است که می­فرماید اجتناب از سؤر حیوانات غیر مأکول اللحم لازم است، غیر مواردی که استثناء کرده­اند.

مرحوم ابن ادریس رحمة الله علیه در سرائر می­فرماید: نه تنها اجتناب از سؤر حیوانات مأکول­الحم لازم است، بلکه نجس هم می­باشد. یعنی اگر ملاقات کند با شیء دیگری، آن را نجس می­کند.

اما مرحوم سید فرمودند سؤر غیر مأکول اللحم اشکالی ندارد، عبارت ایشان این است که حتی سؤر جلّال نیز بدون اشکال است. فقط کراهت دارد، آن هم از این باب است که گوشتشان حرام است و غیر مأکول اللحم هستند. در ادامه سؤر زن حائضه متهمه که متهم به فسق و فجور است را مکروه می­داند. مرحوم سید صاحب عروة فقط اجتناب از سؤرحیوانات نجس العین را واجب می­داند. حتی در مورد حیوانی که آکل المیته هستند و معمولا میته می­خورد و کنار دهانشان همیشه خون آلود است، می­فرماید اشکالی ندارد و سؤر آنها پاک است.

اما دلیل مرحوم شیخ طوسی و ابن ادریس که می­فرمایند اجتناب از غیر مأکول اللحم واجب است، دلیلشان دو روایت است.

روایت اول که صحیحه هم هست در کتاب وسائل الشیعه، جلد 1، ابواب الأسآر، (جمع سؤر)، باب 5، روایت 1 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا بَأْسَ أَنْ تَتَوَضَّأَ مِمَّا شَرِبَ مِنْهُ مَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ».

از این روایت می­شود برداشت کرد که حیوانات دو نوع هستند؛ مأکول­الحم و غیر مأکول­الحم، و سپس از روایت فهمیده می­شود که سؤر حیوان غیر مأکول­الحم اشکال دارد و واجب­الجتناب است. روایت می­گوید حیوان مأکول اللحم اگر از یک ظرف آب بنوشد، وضوء با آن اشکال ندارد، یعنی می­شود آن را خورد یا با آن وضوء گرفت و واجب الاجتناب نیست.

امام علیه السلام در مقام تحدید سؤر طاهر می­باشد. اگر اینگونه باشد، مفهوم این روایت این است که سؤر غیر مأکول اللحم اشکال دارد و واجب­الاجتناب است، چون امام فرمودند مأکول اللحم و محدود کردند سؤر طاهر را به حیوانات مأکول اللحم که مفهوم آن این می­شود که سؤر حیوانات غیر مأکول اللحم واجب الاجتناب است.

استحضار دارید همان گونه که در اصول خواندیم بسیاری از بزرگان فرمودند لقب و وصف اگر در مقام تحدید باشد مفهوم دارد که در ما نحن فیه اینگونه است. از این روایت فهمیده می­شود طبق فرمایش شیخ طوسی و ابن ادریس اجتناب از سؤر حیوانات غیر مأکول اللحم لازم است.

روایت دیگر که موثقه می­باشد، در کتاب وسائل الشیعه، جلد 1، ابواب الأسآر، باب 4، روایت 2 آمده است: «عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ عَمَّا تَشْرَبُ مِنْهُ الْحَمَامَةُ فَقَالَ كُلُّ مَا أُكِلَ لَحْمُهُ فَتَوَضَّأْ مِنْ سُؤْرِهِ وَ اشْرَبْ وَ عَنْ مَاءٍ شَرِبَ مِنْهُ بَازٌ أَوْ صَقْرٌ أَوْ عُقَابٌ فَقَالَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ مِنَ الطَّيْرِ يُتَوَضَّأُ مِمَّا يَشْرَبُ مِنْهُ إِلَّا أَنْ تَرَى فِي مِنْقَارِهِ دَماً فَإِنْ رَأَيْتَ فِي مِنْقَارِهِ دَماً فَلَا تَوَضَّأْ مِنْهُ وَ لَا تَشْرَبْ».

از امام (ع) سوال شد راجع به ظرفی که کبوتر از آن آب بخورد. امام علیه السلام در جواب فرمودند: هر حیوانی اعم از پرنده و غیر پرنده اگر مأکول اللحم بود، می­شود از سؤر آن در وضوء و خوردن استفاده کرد و مانعی ندارد. باز هم در اینجا در مقام تحدید است که مفهومش این است که اگر مأکول اللحم نباشد استفاده از آن جایز نیست.

ادامه روایت این است که فرمودند: «عَنْ مَاءٍ شَرِبَ مِنْهُ بَازٌ أَوْ صَقْرٌ أَوْ عُقَابٌ فَقَالَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ مِنَ الطَّيْرِ يُتَوَضَّأُ مِمَّا يَشْرَبُ مِنْهُ إِلَّا أَنْ تَرَى فِي مِنْقَارِهِ دَماً». امام (ع) در ادامه می­فرمایند مگر حیوانی که منقارش خون آلود باشد. مادامی که منقارش خونی نباشد، اشکال ندارد. بنابراین  صحبت این است که مأکول اللحم باشد.

مرجوم آیت الله خوئی رحمة الله علیه در کتاب تنقیح، جلد 2، صفحه 439 به مرحوم شیخ طوسی و ابن ادریس پاسخ می­دهند و می­فرماید: کلام شما درست است که مطابق صحیحه و موثقه می­گویید سؤر غیر ماکول اللحم اجتناب لازم است. ما از ظهور این روایت رفع ید می­کنیم به واسطه روایتی دیگر. یعنی به واسطه یک صحیحه­ای که ذکر خواهیم کرد می­خواهیم بگوییم در غیر مأکول اللحم هم شرب یا وضوء مانعی ندارد، یعنی از ظاهر آن روایت دست می­کشیم به واسطه یک روایت قوی و صحیحه دیگری که وجود دارد.

به عبارت دیگر دو روایت اول که می­گوید اجتناب لازم است، این روایتی که می­آید و  می­گوید اجتناب لازم نیست، باعث می­شود که دو روایت اول را حمل بر کراهت کنیم، یعنی اگر حیوان مأکول اللحم باشد لا بأس و اگر غیر مأکول اللحم باشد کراهت دارد. مرحوم صاحب عروة هم همین را فرمودند، مرحوم آیت الله خوئی می­خواهد رفع ید کند از ظاهر آن دو روایت به واسطه این روایت.

روایت در کتاب وسائل الشیعه جلد 1، ابواب الأسآر، باب 1، روایت 4 آمده: «عَنْهُ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنِ الْفَضْلِ أَبِي الْعَبَّاسِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ فَضْلِ الْهِرَّةِ وَ الشَّاةِ وَ الْبَقَرَةِ وَ الْإِبِلِ‏ وَ الْحِمَارِ وَ الْخَيْلِ وَ الْبِغَالِ‏ وَ الْوَحْشِ وَ السِّبَاعِ فَلَمْ أَتْرُكْ شَيْئاً إِلَّا سَأَلْتُهُ عَنْهُ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِهِ حَتَّى انْتَهَيْتُ إِلَى الْكَلْبِ فَقَالَ رِجْسٌ نِجْسٌ لَا تَتَوَضَّأْ بِفَضْلِهِ وَ اصْبُبْ ذَلِكَ الْمَاءَ وَ اغْسِلْهُ بِالتُّرَابِ أَوَّلَ مَرَّةٍ ثُمَّ بِالْمَاء».

راوی می­گوید سوال کردم از انواع و اقسام حیوانات که باقی مانده آب آنها چه باید کرد؟ حتی راجع به پرندگان هم از حضرت سوال کردم. حضرت فرمودند: «فَقَالَ لَا بَأْسَ بِهِ». این جمله صریح است. راوی می­فرماید تا اینکه رسیدم به سگ، حضرت فرمودند: پلید و نجس است و نمی­شود با آن وضوء گرفت تا آخر روایت.

پس سائل تمام حیوانات را از امام سوال کرد، اعم از مأکول اللحم و غیر مأکول اللحم، حضرت در مورد هر دو فرمودند: لا بأس و اشکالی ندارد. و وقتی رسید به حیوان نجس العین امام فرمودند وضوء با آن اشکال دارد. پس آن دو روایت اول را که شیخ طوسی و ابن ادریس به آن استناد کردند را حمل بر کراهت می­کنیم.

نکته ای را اضافه کنیم و آن اینکه حضرت در آن دو روایت اول در صدد بیان حکم حیوانات مأکول اللحم بوده و سائل هم همین سوال را پرسیده و سوالی از سؤر غیر مأکول اللحم نشده است. پس نمی­شود از آن روایت مفهوم گیری کرد. اما در این روایت سوال از هر دو نوع حیوان شده و حضرت فرمودند اشکالی ندارد. پس اگر بر حسب مفهوم از دو روایت اول، بگوییم که از سؤر حیوان غیر مأکول الحم باید اجتناب کرد، مقصود کراهت است نه وجوب.

و صلی الله علی محمد و آل محمد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/01/30-مهر-فقه-.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/01/فقه-15.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *