جلسه 10 (ادله اثبات برائت، حدیث سعه)

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج اصول 97-98 استاد مختاری جلسه دهم21/7/97

(ادله اثبات برائت، حدیث سعه)

بحث در باب ادله اثبات اصل برائت بود، یکی از دلیل­ها روایت بود، اولین حدیث که ذکر شد حدیث رفع بود. حدیث دوم حدیث سعه است.

روایت در کتاب مستدرک الوسائل، باب ۱۲ از ابواب مقدمات حدود، حدیث ۴ آمده است که: «الناس فی سعه ما لایعلمون».

مرحوم شیخ درکتاب رسائل و مرحوم آخوند در کفایه از این حدیث در استدلالشان استفاده کرده­اند.

دلالت حدیث سعه بر اصل برائت منوط بر این است که بگوئیم ماء در حدیث «الناس فی سعة ما لایعلمون» چه ماءی است.

دواحتمال وجود دارد؛

  • ماء موصوله
  • ماء مصدریه زمانیه
  • ماء مصدریه غیرزمانیه

مثال ماء موصوله در قرآن، سوره بقره، آیه ۱۱۰ آمده است: «وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ  وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ  إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» ماء در آیه موصوله است.

ماء مصدریه زمانیه، مثل سوره مریم، آیه ۳۱ «وَ جَعَلَني‏ مُبارَکاً أَيْنَ ما کُنْتُ وَ أَوْصاني‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ ما دُمْتُ حَيًّا» کلمه «ما دمت» یعنی مدتی که حیات دارم، پس ماء مصدریه زمانیه است.

ماء مصدریه غیر زمانیه در آیه ۱۱۸ سوره توبه آمده است: «وَعَلَى الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَنْ لَا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا  إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ» ماء درآیه مصدریه غیر زمانیه است و زمانی در کار نیست.

در حدیث سعه دو احتمال وجود دارد، ماء موصوله یا ماء مصدریه زمانیه.

ماء در حدیث سعه موصوله باشد

(الناس فی سعه ما لایعلمون) اگر ماء در حدیث موصوله باشد، یعنی مردم در گشایش چیزی هستند که نمی­دانند، یعنی در تنگنا نیستند، مثلا شرب توتون را نمی‌داند حلال است یا حرام است، حدیث می­گوید مردم در توسعه هستند، امتنان علی العباد است، یعنی مردم در برابر امر مجهول در گشایش هستند و این برائت است.

بنابراین مفاد حدیث سعه همان مفاد حدیث رفع است و حدیث سعه با اصل احتیاط تعارض دارد، یعنی اگر احتیاط جریان پیدا کند، مردم در گشایش نیستند، چون حدیث رفع می­گوید (الناس فی سعه ما لایعلمون) و اگر مکلف احتیاط کند، این تضاد با حدیث سعه است. پس اصل برائت در اینجا جاری می­شود.

(ماء) در حدیث سعه، مصدریه زمانیه باشد

اگر ماء در حدیث سعه مصدریه زمانیه باشد، اینگونه معنا می­شود که مردم در برابر امر مجهول در گشایش هستند مادامی که جاهل هستند، مثل آیه شریفه (مادمت حیا). مفاد حدیث سعه مثل مفاد حدیث رفع است، به عبارتی مادامی که مردم نمی‌دانند شارع تکلیف را برداشته است،

در هر دو صورت (ماء ماصوله و مصدریه زمانیه) مفاد حدیث سعه مثل مفاد حدیث رفع است.

مخالفت مرحوم نائینی

مرحوم نائینی فرمودند درست است که اگر ماء در حدیث را موصوله معنا کنید، حدیث  مثل حدیث رفع خواهد بود، اما اگر ماء در حدیث را مصدریه زمانیه معنا کنید، مفاد حدیث سعه مثل مفاد حدیث رفع نخواهد بود، زیرا در اینجا ادله اخباری وارد است، یعنی ادله احتیاط، چون زمانی که ماء را در حدیث، مصدریه زمانیه معنا کنید، معنای حدیث این می­شود که مردم در سعه هستند مادامی که نمی­دانند، در صورتی که اخباری­ها می­گویند چرا می­گوئید مردم نمی‌دانند در صورتی که مردم می دانند بیان وجود دارد، احادیث راجع به احتیاط خودش بیان است. پس باید احتیاط جاری کنند.

جواب مرحوم  صاحب کفایه بر رد کلام مرحوم نائینی

بهترین جواب به عقیده بنده همین جواب است. ایشان می­فرمایند: متعلق علم در این حدیث حکم واقعی است، یعنی مردم مادامی که حکم واقعی را نمی‌دانند در سعه هستند، مثلاً نمی‌دانیم شرب توتون حلال است یا حرام است، در بحث احتیاط خواهد آمد که احتیاط اینگونه نیست. به عبارت دیگر، بحث است که آیا وجوب احتیاط وجوب نفسی است یا وجوب غیری؟ یا به عبارتی آیا وجوب احتیاط وجوب نفسی است یا وجوب طریقی است؟ یعنی طریق الی الواقع است.

مشهور اصولیون می‌فرمایند وجوب احتیاط وجوب طریقی است، احتیاط می‌کنیم، چون پیشگیرانه است که اگر محتملاً حرام بود ترک کرده باشیم، منجر به عقوبت نشود و طریق الی الواقع است.

بعضی اصولیون گفتند وجوب احتیاط جوب نفسی است، یعنی خود احتیاط موضوعیت دارد و احتیاط واجب است، ولو با واقع مطابقت نکند، مثلاً از باب احتیاط شرب توتون را ترک کردی و در واقع حلال بوده است، چون احتیاط وجوب نفسی است، ثواب مترتب است.

مرحوم آخوند از همین باب وارد شد، ایشان می­فرمایند حرف شما به اینکه گفتید اگر ماء در حدیث را مصدریه زمانیه معنا کنید، مفاد حدیث سعه مثل مفاد حدیث رفع نیست، در جائی است که وجوب احتیاط نفسی باشد. اما ما و مشهور قائل به این هستند که وجوب احتیاط وجوب طریقی است. از این جهت حدیث سعه با ادله احتیاط در تعارض است، چون حدیث می­گوید ما می‌خواهیم واقع را بدانیم، اما ادله احتیاط می­گوید فرقی ندارد واقع را بدانی یا ندانی. فلذا مرحوم آخوند می­گوید اگر ماء در حدیث، مصدریه زمانیه هم باشد، با احتیاط در تعارض است.

حق مطلب

حق مطلب این است که در حدیث سعه، چه ماء موصوله و ماء مصدریه زمانیه باشد، در هر دو معنا، مفاد حدیث سعه مانند مفاد حدیث رفع است، یعنی می تواند دلیل بر اصل برائت باشد، تکلیفی به گردن ما نیست و اصل برائت جاری می‌کنیم. منتها در اینجا یک اشکال ادبی وجود دارد، اینکه ماء مصدریه بر سر فعل مضارع داخل نمی‌شود و باید بر سر فعل ماضی در بیاید، اگر بر سر مضارع در بیاید باید آن را تاویل ببریم و زمانی که تاویل بردیم، مفاد حدیث سعه مانند مفاد حدیث رفع می شود.

حدیث سوم: حدیث حجب

سومین حدیثی که بر اثبات اصل برائت استدلال شده، حدیث حجب است.

روایت در کتاب وسائل الشیعه، باب ۱۲ از باب صفات القاضی، حدیث ۲۸ آمده است: «ما حجب الله علمه عن العباد فهو موضوع عنهم»، یعنی هر آنچه که خداوند علمش را از بندگان خودش مخفی نگه داشت، آن چیز از بندگان برداشته شده است، خداوند حتی بعضی علمها را به پیامبران هم انتقال نداد، بر اساس این حدیث خداوند علم خودش را پوشیده نگه داشته و بیان نکرده است.

روایت می فرماید «فهو موضوع عنهم» یعنی «فهو مرفوع عنهم»، زیرا کلمه «وضع» هم به معنای اثبات است و هم به معنای سلبی است، چون بعضی از علما درحدیث رفع، رفع را وضع خواندند. پس در این حدیث «وضع» به معنای «رفع» است، یعنی علومی که خداوند از بندگان پوشیده نگه داشته، رفع می شود، یعنی بر اساس حدیث حجب، حکم شرعی از بندگان برداشته می­شود، مادامی که از جانب خداوند بیان نشود. البته هم شبهات حکمیه و موضوعیه را شامل می‌شود.

نکته: وضع اگر با (عن) متعدی شود به معنای رفع است. در این حدیث هم با «عن» متعدی شده است.

مرحوم صاحب فصول و مرحوم صاحب قوانین این حدیث را ذکر کردند.

آیا حدیث حجب می­تواند دلیل براثبات اصل برائت باشد یا خیر؟

کلام مرحوم شیخ انصاری

مرحوم شیخ انصاری در کتاب رسائل می فرماید محجوب ماندن احکام دو صورت دارد؛

اول: خداوند حکم واقعی را جعل کرده و بنا بر مصالحی آن را ابلاغ نکرده است، یعنی حاجب خود خداست، این قسم محل بحث نیست.

دوم: خداوند احکامی را جعل کرده و بیان فرموده است، منتها به دلائلی به دست بندگان نرسیده است، در اینجا عامل حجب خدا نیست، عوامل دیگر مثل خلفای جور، ظالمین بودند که حجب صورت گرفته، مثلا کتاب­های مسلمین و کتاب­های روایی را آتش زدند.

قسم دوم محل بحث است که در اینجا حاجب خداوند نیست و حاجب ظالمان هستند. اگر حجب اینگونه باشد، محل بحث است. آن وقت باید بحث کرد که حدیث حجب در اینجا دلیل بر اثبات اصل برائت است یا خیر؟

واقع مطلب این است که حدیث حجب، بر اثبات اصل برائت دلالتی ندارد مطلقا، چون مثل حدیث سکوت است.

روایتی از امیرالمومنین علی (ع) در کتاب عوال اللعالی ج ۳ ص ۱۵۰ حدیث ۶۶ آمده است: «اسكتوا عمّا سكت‏ اللَّه‏ تعالى عنه».

حضرت فرمود راجع به آنچه خدا بیان نکرده سکوت کنید. مثلا مردم راجع به دیدن خداوند یا بهشت از حضرت سوال می‌کردند، پس حدیث حجب مانند حدیث سکوت است، تفحص لازم نیست. راجع به آنچه خدا بیان نکرده سکوت کنید، یا بعضی احکام را خداوند بیان نکرده سکوت کنید تفحص لازم نیست.

بنابراین حدیث حجب ربطی به اصل برائت ندارد، اصل برائت در جائی است که بیان شده، ولی به دست ما نرسید، اما در حدیث حجب، اصلا خداوند بیان نکرده، بنابراین حدیث حجب مثل حدیث رفع نیست. در حدیث حجب حاجب خداست، خدا به دلائلی خواست علمش بر بندگان محجوب باشد و سکوت کرده، بنابراین این حدیث داخل در «اسکتوا عمّا سکت الله» است، فلذا از بحث برائت خارج است.

کلام مرحوم امام(ره)

مرحوم امام در کتاب انوار الهدایه جلد ۲، صفحه ۷۰ و ۷۱ می­فرماید حدیث حجب در اثبات اصل برائت از حدیث رفع بالاتر است، یعنی مفاد حدیث حجب در استدلال از مفاد حدیث رفع بالاتر است.

به نظر می­رسد کلام ایشان صحیح نیست، چون در حدیث حجب، حاجب خداست، خداوند به دلائلی خواست علمش بر بندگان محجوب باشد و سکوت کند و داخل در حدیث امیرالمومنین است، فلذا از بحث برائت خارج است. اما در حدیث رفع خداوند بیان کرده، اما به دلائلی به دست ما نرسید، بنابراین حدیث حجب مثل حدیث رفع نیست.

 

 

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/10/21-مهر-اصول.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/12/اصول-10.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *