جلسه4(استصحاب افعال مقید فی الزمان )

بسم الله الرحمن الرحیم

 درس خارج اصول استاد مختاری جلسه چهارم 6/7/98

(استصحاب فی افعال مقید به زمان)

بحث ما راجع به استصحاب در زمان و زمانیات بود. عرض کردیم که اقسام ثلاثه‌ای در اینچا مطرح است. یا استصحاب، استصحاب در اصل زمان است یا استصحاب در زمانیات است و یا استصحاب در فعل مقید به زمان. در خصوص آنجایی که استصحاب مربوط به زمان است. گفتیم استصحاب جریان دارد و آن اشکالات هم وارد نبود، چنانچه در زمانیات هم همین‌طور است، همان‌طوری که مرحوم شیخ و مرحوم آخوند فرمودند.

اما بحثمان رسید به افعالی که مقید به زمان هستند، مثل آنجایی که مولا فرمود «اجلس فی المسجد الی الظهر»، فعل مقید به زمان است، وجوب جلوس مقید به زمان است، یعنی تا ظهر قید خورده است، یا اتم الصیام الی اللیل، فعل مقید به زمان است. اینجا تقریباً معرکه آراء بین علما و فقها است، مرحوم شیخ در رسائل تقریباً مبسوط به آن پرداخته است. مرحوم آخوند، مرحوم آقای خویی و مرحوم آقای نایینی هم به این بحث پرداخته اند.

مشکل در این است که اگر فعل مقید به زمان باشد، شک در کجاست؟ در باب زمان و زمانیات بحث روشن بود، اما فعلی که مقید به زمان باشد، مثلاً اجلس فی المسجد یوم الجمعه الی الظهر، این شک در کجاست؟ ما می‌دانیم تا ظهر جلوس واجب است، زیرا مولا فرمودند اجلس فی المسجد الی الظهر. شک در این است که آیا بعد از ظهر هم جلوس همچنان وجوب دارد یا وجوب ندارد؟ بحث اینجا است. آیا آن فعلی که قبل از زوال و قبل از ظهر واجب بود، همچنان جلوس فی المسجد واجب است یا نه؟ شک می‌کنیم.

چرا این شک وجود دارد؟ زیرا این بحث برمی‌گردد به همان بحثی که در اصول داشتیم که گاهی اوقات ملاک وحدت مطلوب است، گاهی تعدد مطلوب است. گاهی اوقات مطلوب واحد است، مثلا در «اجلس فی المسجد الی الظهر» مطلوب واحد است، یعنی مولا می‌خواهد که این جلوس اتفاق بیفتد و واجب هم هست تا ظهر. اما گاهی اوقات مطلوب متعدد است. به این معنا که جلوس واجب است تا ظهر، منتها بعد از ظهر هم مطلوبٌ آخر. چون جلوس در مسجد همیشه مطلوب است.

پس از باب تعدد مطلوب این شبهه و این شک به وجود می‌آید. جلوس تا قبل از ظهر مطلوب است، وجوب هم دارد، فعل مقید به زمان هم هست، پس در حد اکمل باید انجام شود. اما بعد از ظهر می‌تواند مطلوبٌ آخر باشد، به این معنا که جلوس در مسجد همیشه مطلوبیت دارد، منتها قبل از ظهر اکمل است و بعد از ظهر مطلوب است. اینجا است که شک می‌کنیم اینکه مولا به ما فرمود تا ظهر جلوس کن، آیا مطلوبیت همچنان ادامه دارد؟ ولو مرتبه‌ای نازل‌تر. آیا می‌توانیم استصحاب جاری کنم؟

به یک طریق دیگر عرض کنم، اینجا بحث در این است که آیا استصحاب در موارد کلیه جریان دارد یا ندارد؟ بله! استصحاب در آنجایی که امور موضوعیه و جزئیه است، بحث روشن است. امور جزئیه مثل آنجایی که من یقین داشتم که زید زنده است، الان شک می‌کنم که آیا همچنان زید محکوم به حیات و زندگی است یا نیست؟ زیرا حکم اموال ورثه‌اش را می‌خواهم روشن کنم، در اینجا بحث روشن است. اما همیشه بحث فقها و اصولیین راجع به استصحاب در احکام کلیه است، لذا بحث در این است که آیا در احوال کلیه استصحاب جریان دارد یا ندارد؟

مولا به ما گفته است که «اجلس فی المسجد الی الظهر»، حال شک می­کنیم آیا بعد از ظهر همچنان وجوب جلوس باقی هست یا نه؟ ولی در واقع شک ما در این است که آیا استصحاب در احکام کلیه جریان دارد یا ندارد؟

مرحوم شیخ و مرحوم آخوند و مرحوم آقای نایینی همه این بحث را دارند و آن این است که فرق است بین آنجایی که زمان قید باشد و آنجایی که زمان ظرف باشد. اگر حکم مقید باشد به زمان و زمان قید باشد، آنجا استصحاب جریان ندارد. اما آنجایی که حکم مقید به زمان هست و زمان ظرف است برای آن حکم، آنجا می‌تواند استصحاب جریان داشته باشد.

این بحث را هم مرحوم شیخ و هم مرحوم آخوند دارند، منتها تقریرها فرق می‌کند، ولی نتیجه یک چیز است.

مثال برای آنجایی که زمان قید باشد، مثلا شما می‌گویید «اجلس فی المجلس الی الظهر»، زمان اینجا قید است، یعنی حکم جلوس مقید به زمان است. اما اگر زمان گذشت و بعد از ظهر شد، چون اینجا قید است، شما نمی‌توانید استصحاب جاری کنید، زیرا ما در استصحاب وحدت قضیه متقینه و مشکوکه می­خواهیم، اما در اینجا دو قضیه هست و وحدت وجود ندارد. وقتی به ما می‌گویند جلوس تا قبل از ظهر، این قضیه متقینه است، اما مشکوکه ما برای بعد از ظهر است، و این کاملاً متفاوت است.

بنابراین در استصحاب یکی از ارکان و شرایطش وحدت قضیه است، اتحاد بین قضیه متیقینه و مشکوکه است، اما در ما نحن فیه قضیه متیقنه وجوب جلوس تا ظهر است و مشکوکه بعد از ظهر است. و لذا استصحاب جریان ندارد.

حالا اگر زمان ظرف باشد، و هیچ قید و قیودی هم در کار نباشد، مثلا گفته شود که جلوس تا ظهر در مسجد واجب است، در اینجا استصحاب جریان دارد. جلوس مکان و زمان می‌خواهد، اما قیدی در اینجا نیست، فقط زمانش را می‌گوید، یعنی زمان به عنوان ظرف است، نه به عنوان قید. اگر این باشد، بعد از ظهر هم می‌شود استصحاب را جریان داد، چون از باب اینکه تعدد مطلوب در اینجا وجود دارد نه وحدت مطلوب.

بنابراین فرق است بین جایی که زمان ظرف باشد و قید باشد، اگر زمان قید باشد، استصحاب جریان ندارد نسبت به بعد از ظهر، اما اگر ظرف زمانی باشد، امکان استصحاب وجود دارد. این فرمایشی است که مرحوم آخوند و مرحوم شیخ دارند.

اشکال مرحوم نراقی

مهمترین اشکال را مرحوم نراقی کردند، ایشان معتقدند که در هر دو استصحاب جریان دارد. به این بیان که دو استصحاب در اینجا جریان دارد، استصحاب وجودی و استصحاب عدمی، و این دو با هم تعارض می‌کنند و تساقط. اصل حرف مرحوم نراقی این است.

مرحوم نراقی می‌فرمایند که استصحاب وجودی اینجا جریان دارد، مولا گفته «اجلس فی المسجد الی ظهر»، در ‌اینجا استصحاب جریان دارد، اما نسبت به بعد از ظهر یک استصحاب دیگری است به نام استصحاب عدم ازلی، آن وقتی که مولا اصلاً نبود، شارع نبود، پیامبر (ص) چشم به دنیا نگشوده بود، چنین حکمی وجود نداشت،‌ فقط یک قطعه‌ای از زمان بود، بعداً عدم به وجود تبدیل شد، آن قطعه‌ای از زمان کی تا کی است؟ می‌گویند تا ظهر، اما نسبت به بعد از ظهر همچنان عدم سرجایش است، لذا استصحاب عدم ازلی در اینجا جاری است.

این دو استصحاب با هم تعارض دارند. استصحاب وجودی و استصحاب عدمی. وقتی تعارض کردند، هر دو ساقط می­شوند و از بین می­روند.

در مقابل امام در تهذیب و همین‌طور مرحوم حائری می­فرمایند اتفاقاً دو تا استصحاب هست و هر دو هم جریان دارد و محکوم به تساقط نیست، تعارضی وجود ندارد که توضحیش خواهد آمد.

قول چهارم قول مرحوم نایینی است، ایشان معتقد است بر اینکه فقط استصحاب وجودی جریان دارد. اینکه مرحوم نراقی می‌گویند استصحاب عدم ازلی هم جریان دارد و با استصحاب وجودی تعارض می‌کند و بعد تساقط، اصلاً دو تا استصحاب در کار نیست، فقط یک استصحاب داریم آن هم استصحاب وجودی است. مرحوم نایینی این فرمایش را دارند. بعضی شاگردان هم پذیرفتند.

 البته یک قول دیگری هم هست که مختص اخباریین است که آنها اصلاً جریان استصحاب در احکام کلیه را قبول ندارند، آنها می‌گویند فقط استصحاب در امور موضوعیه و جزئیه جریان دارد. اما مهم آن چهارتا قول است.

پس قول اول قول مرحوم نراقی است که می‌فرماید استصحاب وجودی و استصحاب عدم ازلی این دو با هم تعارض می‌کنند و تساقط، کلام ایشان را توضیح خواهیم داد وآن خدشه ای که بر کلام ایشان وجود دارد را ذکر خواهیم کرد.

 قول دوم قول مرحوم آخوند و مرحوم شیخ است که معتقدند بر اینکه اگر زمان ظرف باشد، استصحاب جریان دارد، اما اگر زمان قید باشد استصحاب جریان ندارد.

قول سوم، قول مرحوم امام یا مرحوم شیخ عبدالکریم حائری است، مبنی بر اینکه هر دو استصحاب جریان دارد، ولی تعارضی در کار نیست.

قول چهارم هم قول مرحوم نایینی است که می‌فرمایند یک استصحاب فقط جریان دارد، آن هم استصحاب وجودی است، استصحاب عدم ازلی اینجا جریان ندارد، کلام اخباریین هم روشن است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/11/Osoul98-m-6.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/11/Osoul98-m-6.pdf[/QR]

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *