جلسه 27(جلد میته)

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه بیست و هفتم درس خارج فقه استاد مختاری (طهارت)                         20/9/97

(جلد میته)

مسألة 8: «جلد الميتة لا يطهر بالدبغ، و لا يقبل الطهارة شي‌ء من الميتات سوى ميّت المسلم، فإنّه يطهر بالغسل».

مساله در این است که آیا پوست میته به وسیله دباغی پاک می­شود یا نه؟ مرحوم صاحب عروه می­فرماید: پوست میته با دباغی پاک نمی­شود. اما اکثر اهل سنت معتقند بر اینکه با دباغی پوست حیوان پاک می­شود. حنفیه در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه، جلد 1، صفحه 26 دارد که: «الدباغ یطهر جلود المیته اذا کانت تحتمل الدبغ»، یعنی اگر بشود احتمال دباغی به آن داد پاک می­شود. منتها در مورد پوست خنزیر می­گویند ذاتا نجس است و با دباغی پاک نمی­شود. اما در مورد کلب می­گویند: به واسطه دباغی، جلد کلب پاک می­شود، چون اهل سنت معتقدند کلب نجس العین نیست. پس وقتی جلد آن قابل دباغی باشد، نماز با آن اشکالی ندارد.

شافعیه هم همین حرف را دارند. در الفقه علی المذاهب الاربعه، صفحه 27 دارد که با دباغی می­شود جلد میته را تطهیر کرد. منتها اکثر امامیه دبغ را جزء مطهرات نمی­دانند. مرحوم صاحب عروه هم همین بیان را دارند و حق هم همین است و این مشهور است بین علمای امامیه و اکثر قریب به اتفاق این مطلب را دارند. حتی ادعای اجماع شده که دبغ از مطهرات نیست، بلکه بعضی از بزرگان فرمودند از ضروریات مذهب است، مرحوم آیت الله حکیم در کتاب مستمسک جلد 1 صفحه232 این مطلب را از ضروریات مذهب می­دانند.

مرحوم محقق کاشانی در مفاتیح الشرایع جلد 1 صفحه 68 و 69 می­فرماید: دبغ جزء مطهرات است و اینکه با دبغ می­شود پوست میته را تطهیر کرد. در ادامه فرمودند فقط یک مخالف داریم از اصحاب و آن ابن جنید است.

در هر صورت از شیعه فقط ایشان این حرف را زدند. دلیلی بر این مطلب وجود ندارد منتها یک روایاتی وجود دارد که هم از لحاظ سند و هم از لحاظ دلالت قابل مناقشه است. روایت در کتاب وسایل الشیعه جلد 2 من ابواب النجاسات باب 34 روایت 5 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ: سُئِلَ الصَّادِقُ ع عَنْ جُلُودِ الْمَيْتَةِ يُجْعَلُ فِيهَا اللَّبَنُ وَ الْمَاءُ وَ السَّمْنُ مَا تَرَى فِيهِ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِأَنْ تَجْعَلَ فِيهَا مَا شِئْتَ مِنْ مَاءٍ أَوْ لَبَنٍ أَوْ سَمْنٍ وَ تَتَوَضَّأَ مِنْهُ وَ تَشْرَبَ وَ لَكِنْ لَا تُصَلِّي فِيهَا».

سوال کردند از امام علیه السلام که با پوست میته، پوسته­ای (ظرفی) درست می­کنند و شیر یا آب را در آن قرار می­دادند. نظر شما در مورد آن چیست؟ امام علیه السلام فرمودند: اشکال ندارد که آب یا شیر در آن قرار دهند یا برای وضوء و نوشیدن استفاده شود. اما در آن نماز نخوانید.

این روایت هم مطلق است و هم شامل انواع جلود می­شود، مگر اینکه این روایت را حمل کنیم بر آن جلدی که دباغی شده. البته عرض کردیم که از ضروریات مذهب است که دبغ جزء مطهرات نیست. این حدیث البته مرسل و ضعیف است و خیلی قابل اعتناء نیست.

روایت دیگر که ذکر کردند روایت فقه الرضویه صفحه 303 است که گفتند تذکیه حیوان به ذبح آن است، منتهی تذکیه جلود میته به دباغی آن است. معلوم نیست که روایت اینجا ثابت باشد و سند آن هم ضعیف است و به اینها نمی شود اعتنا کرد.

روایت سوم در کتاب وسائل الشیعه جلد 16 کتاب الاطعمه و الاشربه من ابواب الاطعمة المحرمه باب 34 روایت 7 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي جِلْدِ شَاةٍ مَيْتَةٍ يُدْبَغُ فَيُصَبُّ فِيهِ اللَّبَنُ أَوِ الْمَاءُ فَأَشْرَبُ مِنْهُ وَ أَتَوَضَّأُ قَالَ نَعَمْ وَ قَالَ يُدْبَغُ فَيُنْتَفَعُ بِهِ وَ لَا يُصَلَّى فِيهِ الْحَدِيثَ».

پوست گوسفندی که آن را دباغی می­کنند و در آن آب و شیر می­ریزند، آیا ما می­توانیم از آن بخوریم و وضوء بگیریم، حضرت فرمودند: بله، اما در آن نماز نخوان. باز هم این روایت ضعیف است و علاوه بر این، این روایت تعارض دارد با آن همه روایات معتبر که همه آنها صحیح و موثقه هستند که باعث شد جزء ضروریات مذهب شیعه در بیاید که دبغ جزء مطهرات به حساب نمی­آید و تمام آن روایات صریح الدلاله هم هستند. این سه روایت توان معارضه با آن روایات را ندارند.

چند نمونه از آن روایات معتبره را عرض کنیم، روایت اول در کتاب وسائل الشیعه جلد 2 کتاب الطهاره من ابواب النجاسه باب 61 روایت 2 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى‏ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي الْمُغِيرَة قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ الْمَيْتَةُ يُنْتَفَعُ مِنْهَا بِشَيْ‏ءٍ قَالَ لَا قُلْتُ بَلَغَنَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص مَرَّ بِشَاةٍ مَيْتَةٍ فَقَالَ مَا كَانَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الشَّاةِ إِذْ لَمْ يَنْتَفِعُوا بِلَحْمِهَا أَنْ يَنْتَفِعُوا بِإِهَابِهَا قَالَ تِلْكَ شَاةٌ لِسَوْدَةَ بِنْتِ زَمْعَةَ زَوْج‏  النَّبِيِّ ص- وَ كَانَتْ شَاةً مَهْزُولَةً لَا يُنْتَفَعُ بِلَحْمِهَا فَتَرَكُوهَا حَتَّى مَاتَتْ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا كَانَ عَلَى أَهْلِهَا إِذْ لَمْ يَنْتَفِعُوا بِلَحْمِهَا أَنْ يَنْتَفِعُوا بِإِهَابِهَا أَيْ تُذَكَّى»

آیا گاهی اوقات از پوست میته می­شود استفاده کرد؟ امام علیه السلام فرمودند: نه، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از کنار یک گوسفند میته­ای رد می­شدند، پیامبر اکرم فرمودند می­توانستند آن را تذکیه کنند و از گوشت و پوست آن استفاده کنند، از این روایت استفاده می­شود که گوسفندی که اینطور مرده قابل انتفاع نیست، مگر با تذکیه. لذا چیزی غیر از این نمی­تواند باشد و ارتکاز متشرعه هم همین است و پیامبر اکرم هم اجازه نمی­دهد پوستی که نجس است قابل استفاده باشد.

روایت دگر در کتاب وسائل الشیعه جلد 2 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 61 روایت 1 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ جِلْدِ الْمَيْتَةِ يُلْبَسُ فِي الصَّلَاةِ إِذَا دُبِغَ قَالَ لَا وَ إِنْ دُبِغَ سَبْعِينَ مَرَّةً».

راوی سوال می­کنند وقتی پوست حیوان میته را دباغی می­کنند آیا می­شود از آن استفاده کرد و آن را در نماز پوشید؟ امام علیه السلام فرمودند: نه، اگر چه هفتاد بار هم آن را دباغی کنند، باز هم نمی­شود.

روایت دیگر در کتاب وسائل الشیعه جلد 2 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 49 روایت 2 آمده است: «بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ جُلُودِ السِّبَاعِ يُنْتَفَع‏ بِهَا قَالَ إِذَا رَمَيْتَ وَ سَمَّيْتَ فَانْتَفِعْ بِجِلْدِهِ وَ أَمَّا الْمَيْتَةُ فَلَا».

سوال شد از پوست حیوانات درنده که آیا می­شود از آن استفاده کرد. حضرت فرمودند: اگر آن را صید کردی و بسم الله گفتی می­توانی از پوست آن استفاده کنی، اما اگر میته است نمی­شود.

روایت دیگر در کتاب وسائل الشیعه جلد 2 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 61 روایت 4 آمده است:«بِالْإِسْنَادِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّي أَدْخُلُ سُوقَ الْمُسْلِمِينَ- أَعْنِي هَذَا الْخَلْقَ الَّذِينَ يَدَّعُونَ الْإِسْلَامَ- فَأَشْتَرِي مِنْهُمُ الْفِرَاءَ لِلتِّجَارَةِ فَأَقُولُ لِصَاحِبِهَا أَ لَيْسَ هِيَ ذَكِيَّةً فَيَقُولُ بَلَى فَهَلْ يَصْلُحُ لِي أَنْ أَبِيعَهَا عَلَى أَنَّهَا ذَكِيَّةٌ فَقَالَ لَا وَ لَكِنْ لَا بَأْسَ أَنْ تَبِيعَهَا وَ تَقُولَ قَدْ شَرَطَ لِيَ الَّذِي اشْتَرَيْتُهَا مِنْهُ أَنَّهَا ذَكِيَّةٌ قُلْتُ وَ مَا أَفْسَدَ ذَلِكَ قَالَ اسْتِحْلَالُ أَهْلِ الْعِرَاقِ لِلْمَيْتَةِ وَ زَعَمُوا أَنَّ دِبَاغَ جِلْدِ الْمَيْتَةِ ذَكَاتُهُ ثُمَّ لَمْ يَرْضَوْا أَنْ يَكْذِبُوا فِي ذَلِكَ إِلَّا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص».

راوی می­گوید وارد بازاری شدم، این­ها ادعا می­کنند که مسلمان هستند، پوست حیوانی را خریدم برای تجارت و به صاحب آن گفتم آیا این تذکیه شده است، گفت بله، آیا می­توانم در معامله به دیگران بگویم این پوست تذکیه شده است؟ حضرت فرمودند: نه، اما خرید و فروش آن اشکال ندارد. من به شرط (تذکیه بودن) خریدم از بازاری که ادعای مسلمان بودن دارند، این شرط را چه چیزی می­تواند فاسد کند، حضرت فرمودند: اهل عراق میته را حلال می­دانند و فکر کردند دبغ موجب تطهیر پوست میته می­شود و اینها به پیامبر اکرم ص دروغ می­بندند و حال اینکه این طور نیست و باید احتیاط شود.

از این روایت متوجه می­شویم که دبغ موجب تطهیر پوست میته نیست، پس نتیجه این است که: پوست میت نجس است، حتی اگر دباغی شده باشد. در بعضی روایات هم کنایه زده شده است به علمای اهل سنت که آنها جلد میته را با دباغی پاک می­دانند، این یعنی ما اینطور نمی­دانیم. این روایاتی که تعبیر به صحیحه و موثقه شده­اند با آن روایات ضعیف در مقام تعارض، معلوم است که این­ها غلبه دارند بر آن روایات و ترجیح با این روایات است، چون اقوی سنداً هستند و دلالتشان اظهراست و مخالف با عامه بودن آن نشانه تصدیق روایت است. با توجه به این، آن سه روایت را علاوه بر ضعف سند می­شود حمل بر تقیه کرد، بر فرض هم اگر با هم مساوی باشند، در صورت تعارض ساقط می شوند و در اینجا می­شود رفت سراغ اطلاقات ادله نجاست جلد میته به جمیع اجزائها. پس حق این است که بگوییم میته نجس است و با دباغی پاک نمی­شود.

در ادامه مسئله مرحوم صاحب عروه فرمودند: «و لا يقبل الطهارة شي‌ء من الميتات سوى ميّت المسلم، فإنّه يطهر بالغسل». ایشان می­فرماید چیزی که میته است، به هیچ روش دیگری قابل پاک شدن نیست، غیر از میت مسلمان که با غسل میت پاک می­شود. اگر به میت مسلمان دست بزنیم غیر از غسل مس میت، باید دست را آب بکشیم. البته به شرط آن که یکی از دو طرف دارای رطوبت باشد، اما بعد از غسل دادن میت بدن او پاک می­شود.

بنابراین میت مسلمان با آن که نجاست عرضی دارد که به خاطر موت است، قابل تطهیر می­باشد، اما بقیه موجودات به واسطه موت، نجاست بر آن­ها عارض می­شود و هیچ دلیلی بر زوال نجاست آن­ها وجود ندارد.

دلیل بر این مطلب نصوص و روایات معتبر است. چند روایت در این زمینه عرض می­کنیم. روایت اول در کتاب وسائل الشیعه جلد 2 کتاب الطهاره من ابواب غسل المس باب 1 روایت 5 آمده است: «بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَيْهِ رَجُلٌ أَصَابَ يَدَيْهِ أَوْ بَدَنَهُ ثَوْبُ الْمَيِّتِ الَّذِي يَلِي جِلْدَهُ قَبْلَ أَنْ يُغَسَّلَ هَلْ يَجِبُ عَلَيْهِ غَسْلُ يَدَيْهِ أَوْ بَدَنِهِ فَوَقَّعَ ع إِذَا أَصَابَ يَدَكَ جَسَدُ الْمَيِّتِ قَبْلَ أَنْ يُغَسَّلَ فَقَدْ يَجِبُ عَلَيْكَ الْغُسْلُ».

نوشتم به امام علیه السلام که شخصی دست یا لباسش به بدن میت خورده است، قبل از اینکه میت را غسل دهند، آیا واجب است که دستش را بشوید؟ حضرت فرمودند: باید بشورید دست را، چون میت هنوز غسل داده نشده.

روایت دیگر در کتاب وسائل الشیعه جلد 2 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 34 روایت 1 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ يَقَعُ ثَوْبُهُ عَلَى جَسَدِ الْمَيِّتِ قَالَ إِنْ كَانَ غُسِّلَ فَلَا تَغْسِلْ مَا أَصَابَ ثَوْبَكَ مِنْهُ وَ إِنْ كَانَ لَمْ يُغَسَّلْ فَاغْسِلْ مَا أَصَابَ ثَوْبَكَ مِنْهُ يَعْنِي إِذَا بَرَدَ الْمَيِّتُ».

پیراهن شخصی خورده به جسد میت مسلمان، اگر غسل داده شده، اشکالی ندارد که لباس و دست به بدن میت بخورد، اما اگر غسل داده نشده باید لباست را بشوری، البته در صورتی که بدن میت سرد شده باشد.

مسألة 9: «السّقط قبل ولوج الروح نجس، و كذا الفرخ في البيض».

این مساله در مورد زنی است که بچه را سقط می­کند. دو صورت در اینجا وجود دارد: صورت اول قبل از ولوج (دمیدن) روح است که آن یک قطعه گوشت است، ولو با استخوان باشد، مثل جوجه ای که داخل تخم مرغ است، صورت دوم بعد ولوج روح است که قطعا نجس است و بحثی در آن نیست، چون عنوان میته بر آن صادق است و حتی غسل مس میت هم دارد، چون ادله وجوب غسل مسّ میت اینجا را هم می­گیرد.

صاحب جواهر هم در کتاب جواهر الکلام جلد 5 صفحه 345 دارد که: «و السقط بعد ولوج الروح كغيره يجب بمسه الغسل قطعا، لتناول الأدلة له، و ولوجها بعد تمام أربعة أشهر، أما قبل الولوج بأن كان دون الأربعة فعن المفيد انه لا يجب الغسل بمسه، و قواه في المنتهى، قال فيه: «لأنه لا يسمى ميتا، إذ الموت انما يكون من حياة سابقه، و هو انما يتجه بأربعة أشهر، نعم يجب غسل اليد» انتهى».

اما بحث قبل از ولوج روح است. مرحوم سید صاحب عروه می­فرماید که نجس است، دلیلشان این است که اطلاق میته بر آن صادق است.

اما بعید است میته بر آن صادق باشد، ان شاء الله ادامه بحث در جلسه بعد.

و صلی الله علی محمد و آل محمد

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/02/20-اذر-1فقه-.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/02/فقه-27.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *