جلسه 30(تنبیهات-ملاقی شبهه محصوره2)

بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج اصول استاد مختاری جلسه سی‌ام                                        26/9/97

(تنبیهات-ملاقی شبهه محصوره2)

بحث ما در ملاقی احد اطراف شبهه محصوره بود. در جلسه قبل بیان شد که چهار احتمال در مسأله وجود دارد. این چهار احتمال را در دو مقام؛ ثبوت و اثبات مطرح کردیم. در مقام ثبوت گفتیم چهار احتمال اینگونه است:

احتمال اول: نجاست ملاقی از باب تعبّد محض شرعی است.

احتمال دوم: ملاقی، ناشی از نجاست ملاقا است، از باب پیدایش معلول از علت است.

احتمال سوم: ملاقی از باب سرایت و اتساع است.

احتمال چهارم: نجاست ملاقی از شئون ملاقا باشد.

اما در مقام اثبات

راجع به احتمال اول، اینکه بگوئیم نجاست ملاقی از ملاقا از باب تعبّد محض شرعی است، روایات و کلمات اصحاب و فقها این را نمی­پذیرند که از باب تعبّد شرعی باشد، فلذا ملاقی را مثل نجاسات نمی­دانند، ملاقی نجس مثل بول و غائط نیست، فرق دارد، در نصوص هم تفاوت قائل شدند. پس این احتمال قابل قبول نیست.

 در مورد احتمال سوم که از باب اتساع بود، وجود مستقل ندارد و قابل قبول نیست.

احتمال چهارم این بود که نجاست ملاقی شأنی از شئون است، این احتمال هم قابل قبول نیست.

اما احتمال دوم که تاثیر و علیت است، هم روایات و هم کلمات اصحاب از این نظر حمایت می­کنند.

مثال روایت این بود که «إِذَا كَانَ الْمَاءُ قَدْرَ كُرٍّ لَمْ يُنَجِّسْهُ شَيْ‌ءٌ»، مفهوم حدیث این است که «إِذَا لم یكَنَ الْمَاءُ قَدْرَ كُرٍّ يُنَجِّسْهُ شَيْ‌ءٌ»، پس ظاهر تعبیر تاثیر و تاثّر است، یعنی نجاست شیء مثل خون برای آب قلیل، سبب است.

سبب و مسبب در اینجا مطرح است. علیت و معلولیت مطرح است، البته علیت و معلولیت فلسفی نیست. بعضی خواستند اشکال کنند، در صورتی که اشکال جا ندارد، چون علیت و معلولیت فلسفی نیست، فرمول، فرمول عرفی است، عرف می­فهمد همانطور که در مطهرات هم همینطور است، در مطهرات گفتیم آفتاب پاک کننده است، یعنی آفتاب سبب است برای تطهیر زمین در صورتی که تر باشد. پس همانطور که در مطهرات سببیت و مسببت است، در نجاست هم سببیت و مسببت است، مثلا به محض اینکه دست شما نجس باشد و به آب اصابت کند نجس می­شود، از باب سببت و مسببت است.

به بیان دیگر نجاسات شرعیه مثل قذارات عرفیه است، هیچ فرقی ندارد. در قذارات عرفی از باب اکتساب علیت است، مثل قذارات شرعی است، اگر کسی دستش آلوده باشد به غذا اصابت کند، غذا هم آلوده می­شود و دست سبب است در قذارات عرفی، عرف معمولاً آلودگی­هایی که ایجاد می­شود را، سبب و مسبب می‌بیند، در قذارات شرعی هم همینطور است، شارع مقدس همان را امضاء کرده است.

فلذا باید گفت در مانحن فیه احتمال دوم را روایات و فهم عقل می­پذیرد، عرف هم همین را می­پذیرد.

اما در بحث ملاقی شبهه محصوره باید دید که حکم چیست. مثالی در جلسه قبل گفتیم، مثلا ظرفی که سگ لیسیده می‌گویند (تعفیر) خاکمالی، واجب است، اما در مورد ملاقی تعفیر لازم نیست. پس فرق است بین ملاقی و ملاقا، یعنی ملاقی وجود مستقل دارد. نباید ملاقی شبهه محصوره را مثل حکم شبهه محصوره بدانیم، درست است که ملاقا در شبهه محصوره واجب الااجتناب است، اما ملاقی واجب الااجتناب نیست.

کلام مرحوم ابن زهره

مرحوم ابن زهره در غنیه به آیه ۵ در سوره مدثر استدلال کردند، خداوند متعال به پیامبر اکرم ص می فرمایند: «وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ»، در این آیه مرحوم ابن زهره می­گوید، ملاقی نجس، فرد مستقل نیست، بلکه از شئون نجس است. (رجز) به معنای نجس گرفته شد و ایشان می­خواهد بفرماید (رجز) دلیل بر این است که از نجس باید اجتناب کرد، پس باید از ملاقی آن هم اجتناب کرد، یعنی همان دلیلی که می­گفت از نجس اجتناب کنید، همان دلیل است بر اینکه از ملاقی نجس باید اجتناب کرد، عین هم هستند، تمایزی بینشان وجود ندارد، یعنی وجود مستقل معنا ندارد. غساله هم همین طور است، وقتی ظرف نجسی را با آب قلیل شستشو می­دهید، آن ظرف که نجس است، غساله آن هم بار اول نجس است، نجاست غساله به خاطر همان دلیلی است که می‌گوید ظرف نجس واجب اجتناب است، همان دلیل هم می‌گوید غساله آن هم نجس است. استدلالشان هم از این آیه شریفه است، مبنی بر اینکه ملاقی از شئون ملاقا است، فلذا همان دلیل که می­گوید ملاقا نجس است و واجب الااجتناب است، همان دلیل می­گوید ملاقی نجس و واجب الااجتناب است.

البته اثبات فرمایش مرحوم ابن زهره مشکل است. چون اولا: کلمه (رجز) به معنای نجس نیست.

ثانیا: بر فرض بپذیریم که (رجز) به معنای نجس است، اینجا آیه بر اجتناب از خود نجس دلالت می‌کند فقط، نه اجتناب از نجس و ملاقی نجس.

اجتناب از نجس را قبول داریم، اما بحث برای ملاقی نجس است، فلذا مشکل است از این آیه بخواهیم استفاده کنیم بر اینکه بگوئیم همانطور که ملاقا به خاطر نجاستش واجب الااجتناب است، به همان دلیل ملاقی هم واجب الاجتناب است، اثباتش مشکل است.

ثالثا: اجتناب از هر کدام از مشتبهین حکم عقلی است، یعنی عقل حکم می‌کند که از باب احتیاط و از باب مقدمه علمیه، باید از آن اجتناب کرد، حکم شرعی صرف نیست.

کلام مرحوم ابن زهره که می­فرماید ملاقی شأنی از شئون ملاقا است، قابل قبول نیست، چون دلیل ایشان قابل قبول نیست.

بعضی از علما به روایتی تمسّک کردند مبنی بر اینکه ثابت کنند، ملاقی عین ملاقا است.

روایت جابر است که در کتاب وسائل الشیعه، جلد 1، کتاب الطهارة، باب 5 من ابواب ماء المضاف حدیث ۲ آمده است: «عن‏ جابر عن أبي جعفر عليه السلام قال: «أتاه رجل فقال: وقعت فأرة في خابية فيها سمن أو زيت فما ترى في أكله؟ قال: فقال له أبو جعفر عليه السلام: لا تأكله. فقال له الرجل: الفأرة أهون عليّ من أن أترك طعامي من أجلها قال: فقال أبو جعفر عليه السلام: إنّك لم تستخفّ بالفأرة و إنّما استخففت بدينك، إنّ اللَّه حرّم الميتة من كلّ شي‏ء».

روایت راجع به ظرفی است که داخلش روغن بوده، موش افتاده در آن ظرف. امام فرمودند: نخور، راوی گفت این موش انقدر ارزش دارد که من این همه روغن را دور بریزم؟ یا موش سستر از آن است، که من تمام روغنها را از بین ببرم. امام فرمودند: تو موش را کوچک نمی­شماری، اما دینت را کوچک می­شماری، بعد فرمود خداوند میته از هر شیء را حرام دانسته است.

برخی اصولیون اینگونه استدلال کردند که مقصود سائل از اینکه گفته «الفاره اهون علیّ من ان اترک طعامی من اجلها» مقصود خوردن موش نبود، مقصود خوردن روغن بود، سوال این بود که روغن زیاد است و روغن را می‌خواهیم بخوریم، اسراف می‌شود.

تقریب استقلال اینگونه است که در روایت ملاقی را جزئی از ملاقا دانسته است، ملاقی شانی از شئون ملاقا آمده است، پس وجوب اجتناب همانطور که در ملاقا است، در ملاقی هم وجود دارد. از باب اقتضای متبوع به تابع است، بلکه ملاقی از باب اتساع عین ملاقا است، چون توسعه پیدا کرده است، ملاقا همه نجس شده است، یعنی اگر روغن را بخوری انگار موش را خوردی.

 اینگونه استدلال درست نیست.

 اولاً: به لحاظ سند روایت ضعیف است. زیرا عمربن شمر در این روایت هست، علماء رجال از قدما و فقها، عمر بن شمر را توثیق نکردند، البته نجاشی هم او را تضعیف کرد، همین‌ طور مرحوم علامه حلی در رجال او را تضعیف کرد، بنابراین از لحاظ سند این روایت قابل قبول نیست و ضعیف است.

ثانیاً: دلالت روایت هم قصور دارد، چون موشی که در ظرف افتاده، شاید منفسخ شده،یعنی در روغن تجزیه شد، و لازمه خوردن روغن، خوردن موش است، چون موش در روغن تجزیه شد.

قبلا گفتیم که اگر امکانش هست جدا کنید، قبلا گفتیم روغن اگر جامد باشد، آن مقدار که موش افتاد را جدا کنید، پس شاید موش در روغن تجزیه شد.

فلذا حرمت اکل روغن به خاطر حرمت اکل موش است، و از این جهت سائل هم برای او مشکل بود که موش با این کوچکی موجب نجاست حرمت می­شود و همه روغن را از بین می­ببرد که امام در جواب فرمودند: «ان الله حرم المیته کل شی»، معنایش این است که فرقی بین صغیر و کبیر نیست، فرقی بین اینها وجود ندارد.

حق مطلب در مسئله

حق این است که، ملاقی را وجود مستقل از ملاقا بدانیم. قذارات عرفی هم همین‌طور است، فلذا بعضی از بزرگان مثل مرحوم شیخ انصاری نظرشان این  است که اینجا از باب سبب و مسبب است.

مطلب دیگر

بعضی گفتند از ملاقی اجتناب واجب است، غیر از آیات و روایات استدلال دیگر کردند.

آن­ها گفتند در بحث ملاقی شبهه محصوره، مثلا دو طرف فرش نجس است و دست تر بود به یک طرف اصابت کرد، در اینجا سه نوع علم اجمالی حاصل می‌شود:

  • علم به نجاست ملاقا داریم یا آن طرف (طرفی که دست به آن اصابت کرد یمین یا یسار).
  • علم به نجاست ملاقی داریم یا آن طرف.
  • علم به نجاست ملاقا و ملاقی داریم یا طرف، چون با هم برخورد کردند.

اگر سه قسم باشد شبهه، شبهه محصوره می‌شود و اجتناب از همه اطراف لازم است، چرا چون اشتغال یقینی، برائت یقینی می‌خواهد، بایستی وجوب اجتناب باشد از نجس معلوم فی البین، در بین نجاست معلومی است و باید از آن اجتناب کرد.

این هم یک دلیل اینکه شبهه محصوره درست کردند و گفتند در شبهه محصوره اجتناب لازم است.

جواب دلیل

این طور نیست که شما ده نوع علم اجمالی درست کنید، علم اجمالی که تنجز دارد، علم اجمالی اول است، علم اجمالی دوم و سوم یا چهارم، تاثیر در تنجز ندارد. بنابراین چنین چیزی قابل قبول نیست، پس هیچ یک از ادله علما قابل قبول نیست.

نتیجه: اجتناب از ملاقی شبهه محصوره لازم نیست.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/02/26-اذر-0اصول-.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/02/اصول-30.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *