جلسه 19 (تنبیه آخر3)

بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج اصول استاد مختاری

(تنبیه آخر3)

بحثمان در باب استصحاب به اینجا رسیدیم که، اگر حادثی را نسبت به حادث دیگر مقایسه کنیم، دو صورت دارد. یا تاریخ حدوث هر دو مجهول است یا تاریخ حدوث احدهما معلوم و دیگری مجهول است. و عرض کردیم که آن صوری را که هر دو مجهول التاریخ باشند چهار صورت می‌شود. گاهی وجود حادثی را با وجود حادثی دیگر مقایسه می کنیم، منتها به مفاد کان تامه. گاهی هم وجود حادثی را با وجود حادثی دیگر مورد مقایسه قرار می دهیم منتها به مفاد کان ناقصه. سوم این بود که گاهی عدم حادثی را با وجود حادثی دیگر مقایسه می کنیم به مفاد کان تامّه. چهارمی هم مانند سومی اما به مفاد کان ناقصه است. در صورت اول هم عرض کردیم به چند نوع تقسیم می شود. که این را ما جلسه قبل خدمتتان عرض کردیم. در مجموع صورت اول تمام شد. حالا رسیدیم به صورت دوم. صورت دوم این بود که وجود حادثی را با وجود حادثی دیگر مورد مقایسه قرار می دهیم، منتها به مفاد کان ناقصه.

عرض کردیم بین کان تامّه و کانة ناقصه فرق است. یک وقت شما می گویید «کان زیدٌ» راجع به وجود زید است. یک وقت شما می گویید «کان زید قائماً». یعنی آن زیدی که وجودش مفروض است، قیام به او نسبت داده می شود. در کان ناقصه به عبارتی طی یک جمله ای بیان می شود. موضوع و محمولی دارد.

در ما نحن فیه همینطوراست. خدمتتان عرض کنم یک وقت این است که شما راجع به موت زید صحبت می کنید، زیرا تقدم و تأخرش را نمی دانیم. اما یک وقت این است که موت زید که تحققش مفروض است و متصور است، تقدمش بر موت عمر را بررسی می کنیم، در هر دو صورت موضوع حکم شرعی ما این نیست، زیرا در ما نحن فیه صرف موت زید، موضوع دلیل شرعی ما نیست. بلکه موضوع حکم شرعی زمانی است که موت مورث متصف به تقدم بر موت وارث باشد. آن مورثی که متصف و موصوف به تقدم هست، ارثش بر وارث مترتّب است. نه اینکه نفس تقدم موت، مثل موت اب بر موت والد، نه کاری به موت ندارد. بلکه مورثی که متصف به تقدم هست، این را می خواهم بگویم.

طبیعی است که اگر به اینطور باشد حالت سابقه ندارد. ما در اینجا استصحاب را نمی توانیم جاری بدانیم. بخاطر اینکه ما در اینجا حالت سابقه نداریم، یعنی تقدم و تأخر حالت سابقه وجود نداشته. الان ما شک داریم، که آیا موت زید متقدم بر موت اب بوده یا بالعکس. قبلا حالت سابقه نداشته. بعد شما بخواهید استصحاب را جاری کنید. لذا مرحوم محقق خراسانی در استصحاب، در کفایه، می فرماید آنجایی که وجود حادث نسبت به وجود حادث دیگر مورد مقایسه قرار بگیرد منتهی طبق مفاد کان ناقصه باشد، استصحاب جریان ندارد. چون ارکان استصحاب در او جاری نیست.

اما یک بحث دیگری ایشان دارد، شبیه همین بحث در مسأله عام و خاص هم هست. آخرش به استصحاب عدم ازلی می کشاند. ایشان می خواهد بگوید ما یک عمومی داریم مبنی بر اینکه زنان تا پنجاه سالگی حائض می شوند، مگر قریشیه. حالا ما شک می کنیم بر اینکه امرأه قریشیه هست یا قریشیه نیست. ایشان می خواهند بگویند این را نمی شود تمسّک به عام کنیم بر شبهة مصداقیه. بعد قریشی بودن این زن را مثلا بخواهیم تثبیت کنیم. منتها به معونة استصحاب ما می توانیم آن زن قریشیه را داخل آن قاعده و عموم کلی کنیم. می گوییم اصل این است که آن مرأه متصف به قریشیه نیست، قبل از اینکه خلق بشود، قبل از اینکه متولد بشود، آنجا متّصف به قریشیه نبوده. حالا اگر بعد متولد شد این زن، شک می‌کنیم که آیا او قریشیه هست یا قریشیه نیست. ما همچنان استصحاب می کنیم، استصحاب عدم قریشیه را می کنیم. اینجا ممکن است به شما بگویند سالبه به انتفاع موضوع است. ایشان می فرمایند در استصحاب عدم ازلی، سالبه به انتفاع موضوع مانعی ندارد. به انتفاع محمول نباشد کافی است. محمول که هست.

ایشان اینجا این فرمایش را دارند، در ما نحن فیه هم تقریبا خدمتتان عرض کنم که بعضیها آمدند گفتند که همان فرمایش در ما نحن فیه هم جریان دارد. می گوییم آن وقتی که اصلا موت و حیاتی نبود، پدر و فرزندی نبود، متّصف به تقدم و تأخری هم نبود. حالا بعد که متولد شد و پدید آمد، موت هم عارض شد. شک می کنیم در تقدم و تأخرش. آن اصالت عدم تقدم اب را بر پدر اینجا جاری می کنیم. یعنی به یک معنا که استصحاب، استصحاب عدم ازلی باشد. این فرمایش را ایشان در کفایه هم دارد.

حاصل مطلب این شد. وجود یک حادثی با وجود حادث دیگر در مقام مقایسه، طبق مفاد کان ناقصه مورد بحث ما است. فرمودند اول که استصحاب جریان ندارد. چون حالت سابقه ندارد. این که شما می‌گویید آن پدری که موصوف به تقدم موتش بر پسر است، از کجا می‌دانید؟ قبلش که نبوده. از کجا می‌گویید؟ پس در جانب وجودیش استصحاب جریان ندارد. اما در جانب عدمیش، می خواهند بفرمایند که استصحاب جریان دارد. استصحاب عدم ازلی است. همان طور که ما در بحث عام و خاص هم از استصحاب عدم ازلی استفاده کردیم. در ما نحن فیه هم همینطور استصحاب عدم ازلی می گوییم جریان دارد.

البته این اختلاف مبنایی است. ما قبلا هم عرض کردیم، استصحاب عدم ازلی فقط به درد همان مکتب و مدرسه می خورد و کاربرد ندارد. حالا زمانی که حیاتی و مماتی نبود و زنی وجود نداشت، استصحاب می کنیم عدم  ازل را، اما با این روش سالبه به انتفاع موضوع است، اینها بدرد همین مکتب و مدرسه ‌می خورند. اما به صورت کاربردی قابل استفاده نیست. قبلا هم عرض کردیم. خیلی از بزرگان، مثل مرحوم بروجردی، استصحاب عدم ازلی را قبول ندارند. در ما نحن فیه هم جریان ندارد، بنابراین می گوییم اصلا در قسم دوم یا صورت دوم، استصحاب جریان ندارد. چه از جانب وجودش و چه از جانب عدمش. جانب وجودش چون حالت سابقه ندارد. جانب عدمش بخاطر اینکه استصحاب عدم ازلی را جاری نمی دانیم. پس این صورت دوم، غیر از صورت اول هست. در صورت دوم استصحاب جریان ندارد.

صورت سوم: در جلسه بعد بحث خواهیم کرد.

صورت چهارم: عدم حادثی را با وجود حادثی دیگر مقایسه می کنیم به مفاد کان ناقصه. خود مرحوم محقق خراسانی هم چون حکم صورت چهارم با قبلی یکی است در یک ردیف آوردند. مثال این صورت این است که مثلا مرگ پدر بر موت فرزند، اگر مقدم باشد طبیعی است فرزند از او ارث می برد.

جریان استصحاب در این فرض هم مشکل است. برای خاطر اینکه مثلا اگر بگوییم اصل عدم تقدم مرگ پدر بر فوت فرزند است، اصل این است که، مرگ پدر بر فوت فرزند مقدم نمی شود. این از قبیل استصحاب عدم ازلی می شود، چون باید بگوییم در ازل و قبلا که اصلا موت و مرگی در کار نبوده، تقدم و تأخری هم قطعا اصلا وجود نداشته. حالا بعدا موت و حیاتی اتفاق افتاد. قبلا موضوع و حکم وجود نداشته، همان استصحاب عدم موت را بر پدر همچنان می‌آییم بر او بار می کنیم. این استصحاب، استصحاب عدم ازلی است که قابل قبول نیست.

این قسم عین قسم دوم است، یعنی در جانب عدمش، سر از استصحاب عدم ازلی در می آورد. در جانب وجودش هم، باید بگوییم این از خود نفس ذات به عبارتی انتزاع شده، ولی حالت سابقه ندارد و نمی شود آنها را از امور خارجیه، مسبوق به عدم دانست. روی این حساب این قسم مثل فرض قسم دوم است. عین همان حرف در اینجا هم جریان دارد. محقق خراسانی هم در کفایه، همین استدلال‌ها را بیان فرموده، لذا قسم چهارم را آورده قسم سوم قرار داده، گفته این دو تا ناقصه‌ها را که در کنار هم بگذارید، جانب وجودش استصحاب جریان ندارد، اما نسبت به جانب عدم استصحاب جریان دارد، زیرا ایشان استصحاب عدم ازلی را قبول دارد.

صلی الله علی محمد و آل محمد

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد
[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2020/04/28A-Osoul.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2020/04/28A-Osoul.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *