جلسه 30(طهارت/خون)

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی ­ام درس خارج فقه استاد مختاری (طهارت)                          26/9/97

(خون)

(الخامس): «الدم من كلّ ما له نفس سائلة، إنساناً أو غيره، كبيراً أو صغيراً، قليلًا كان‌ الدم أو كثيراً، و أمّا دم ما لا نفس له فطاهر، كبيراً كان أو صغيراً، كالسمك و البقّ و البُرغوث، و كذا ما كان من غير الحيوان كالموجود تحت الأحجار عند قتل سيّد الشهداء أرواحنا فداه، و يستثنى من دم الحيوان المتخلّف في الذبيحة بعد خروج المتعارف، سواء كان في العروق أو في اللحم أو في القلب أو الكبد، فإنّه طاهر، نعم إذا رجع دم المذبح إلى الجوف لردّ النفس أو لكون رأس الذبيحة في علوّ كان نجساً، و يشترط في طهارة المتخلّف أن يكون ممّا يؤكل لحمه على الأحوط، فالمتخلّف من غير المأكول نجس على الأحوط.»

خون یکی از نجاسات است، البته مقصود خون حیوانی است که نفس سائله دارد، اعم از این­که انسان باشد یا غیر انسان، کبیر باشد یا صغیر، خون قلیل باشد یا کثیر، هیچ فرقی ندارد، فی الجمله اتفاق نظر بین مسلمانان است که خون را نجس می­دانند و حتی بعضی­ها فرمودند نجاست خون از ضروریات دین است. روایات فراوانی وارد شده از ائمه علیهم السلام در مورد انواع خون­ها، مثل خون حیض، نفاس و خون بینی و جروحی که حاصل می­شود و امثال آن که عرض می­کنیم. مطلق خون نجس است و نیازی به استدلال ندارد. ولی بعضی از بزرگان خواستند استدلال کنند به قرآن، سوره مبارکه انعام آیه 145:«قُلْ‏ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى‏ طاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِه‏».

ترجمه آیه: بگو: «در آنچه بر من وحی شده، هیچ غذای حرامی نمی­یابم بجز این که مردار باشد ، یا خونی که (از بدن حیوان) بیرون ریخته، یا گوشت خوک -که این­ها همه پلیدند- یا حیوانی که به گناه، هنگام سر بریدن، نام غیر خدا [نام بتها] بر آن برده شده است».

کلمه «فَإِنَّهُ رِجْسٌ»، بعضی­ها این ضمیر در «فَإِنَّهُ» را به لحم خنزیر زدند و بعضی دیگر به هر کدام از این سه زدند؛ میته و دم مسفوح و لحم خنزیر و رجس را معنا کردند به نجس و فرمودند این سه موضوع در آیه نجس است که خون هم یکی از این­ها است.

اما در اینجا کلمه رجس بعید است که به معنای نجس باشد، بلکه به معنای پلیدی است. لذا در باب طهارت اهل کتاب این بحث مطرح است، کلمه رجس در مورد اهل کتاب به معنای پلیدی است، نه به معنای نجاست مصطلح شرعی. کلمه رجس حتی برای اعمال و افعال هم بکار رفته است، همان طور که در قرآن کریم بیان شده در سوره مبارکه مائده آیه 90: «إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ‏ وَ الْأَزْلامُ‏ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏». رجس برای پلیدی است که در مورد اعمال و افعال انسان هم بکار رفته است، مثل میسر. پس نمی­شود از رجس معنای نجاست را فهمید.

اما فی الجمله نجاست خون روشن است و نیازی نیست به این آیه، روایات زیادی هم داریم برنجاست خون که شکی را باقی نمی­گذارد، حتی بعضی از بزرگان ادعای اجماع کردند، ولو اینکه اجماع، اجماع مدرکی است، با وجود ادله دیگر، عند المتشرعه مورد قبول است و همه این مطلب را قبول دارند.

اما بحث در دو مورد است:

مورد اول: این است که خون کمتر از یک درهم باشد، آیا نجسِ و غیر منجس است یا طاهر است؟ این غیر از بحث نماز است، یعنی خود خون از یک درهم کمتر است، آیا طاهر و معفو عنه است یا نجس غیر منجس است.

بعضی از اصحاب ما مثل ابن جنید و مرحوم صدوق فرمودند که طاهر است. اما به نظر می­رسد این نسبت تام نیست، چون ظاهر عبارات این بزرگان غیر این را می­رساند. در کتاب الحدائق الناظره جلد 5 صفحه 43 نظر مرحوم ابن جنید آمده است. نظر مرحوم صدوق در کتاب من لا یحضر الفقیه جلد 1 باب 16 روایت 17 آمده است. البته این نسبت، نسبت تام نیست که به این دو بزرگوار داده­اند. عبارت مرحوم صدوق این است: «و ان كان الدم دون حمصة فلا بأس بان لا يغسل إلا ان يكون دم الحيض فإنه يجب غسل الثوب منه و من البول و المني قليلا كان أو كثيرا و تعاد منه الصلاة علم به أو لم يعلم».

مرحوم صدوق می­فرمایند: اگر خون کتر از یک درهم باشد، شستن آن لازم نیست. مگر اینکه خون حیض باشد. اما مرحوم صدوق می­خواهد عفو در صلات را بگوید، نه این­که خون پاک است، از عبارات ایشان و مرحوم ابن جنید این فهمیده می­شود و این نسبت به این دو بزرگوار نسبت صحیحی نیست. پس بحثی در این نیست که خون نجس است و در منجس بودن آن بحث دیگری را می­طلبد.

مورد دوم: این است که آیا اصل بر نجاست خون است؟ الّا ما خرج به الدلیل. یا اینکه اصل بر این است که خون پاک است، الّا ما خرج به الدلیل. پس دو اصل در اینجا است. مرحوم شیخ انصاری قول اول را پذیرفته­اند و استدلال کردند به دو دسته از روایات. ولی حضرت امام رحمة الله علیه و مرحوم محقق خراسانی رحمة الله علیه قول دوم را پذیرفتند و می­فرمایند اصل در خون این است که پاک باشد، الا ما خرج به الدلیل، مثل حیض، نفاس و امثال این­ها.

اما به نظر می­رسد کلام شیخ انصاری خالی از خدشه است، چه اشکال دارد اصل در خون نجاست باشد؟ چون یک نوع قذارتی در آن است و شارع هم آن را تأیید کرده است، الا ما خرج به الدلیل. دو دسته روایات بر این که اصل در نجاست خون است وجود دارد. یک دسته از روایت در موارد خاص حکم خون را بیان کرده و نفرمودند چه خونی، به صورت مطلق بیان کرده که از این روایات متوجه می­شویم که دال بر نجاست طبیعی خون است، آن که مرتکز در اذهان عمومی است این است و روایت نوع خون را بیان نمی­کند.

روایتی که در خصوص نماز مصلی وارد شده در کتاب وسائل الشیعه، کتاب الطهاره، جلد 2 من ابواب النجاسات، باب 20، روایت 6 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ الدَّمُ يَكُونُ فِي الثَّوْبِ عَلَيَّ وَ أَنَا فِي الصَّلَاةِ قَالَ إِنْ رَأَيْتَهُ وَ عَلَيْكَ ثَوْبٌ غَيْرُهُ فَاطْرَحْهُ وَ صَلِّ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ عَلَيْكَ ثَوْبٌ غَيْرُهُ فَامْضِ فِي صَلَاتِكَ وَ لَا إِعَادَةَ عَلَيْكَ مَا لَمْ يَزِدْ عَلَى مِقْدَارِ الدِّرْهَمِ وَ مَا كَانَ أَقَلَّ مِنْ ذَلِك‏ فَلَيْسَ بِشَيْ‏ءٍ رَأَيْتَهُ قَبْلُ أَوْ لَمْ تَرَهُ وَ إِذَا كُنْتَ قَدْ رَأَيْتَهُ وَ هُوَ أَكْثَرُ مِنْ مِقْدَارِ الدِّرْهَمِ فَضَيَّعْتَ غَسْلَهُ وَ صَلَّيْتَ فِيهِ صَلَاةً كَثِيرَةً فَأَعِدْ مَا صَلَّيْتَ فِيهِ».

راوی سوال می­کند که خون به لباس من اصابت کرده است و من در نماز بودم، حضرت فرمودند: اگر لباس دیگری داری و خون را دیدی، آن را رها کن و در غیر آن لباس نماز بخوان، اما اگر از مقدار درهم بالاتر نباشد نماز را ادامه بده، این روایت در مورد نماز است.

روایت دیگر در کتاب وسائل الشیعه کتاب الطهاره جلد 2 من ابواب الانجاسات باب 23 روایت 2 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ عَلِيّاً ع كَانَ لَا يَرَى بَأْساً بِدَمِ مَا لَمْ يُذَكَّ يَكُونُ فِي الثَّوْبِ فَيُصَلِّي فِيهِ الرَّجُلُ يَعْنِي دَمَ السَّمَكِ».

مقصود روایت خون ماهی است.

روایت دیگر در کتاب کنز الآمال جلد 9 روایت 26385 آمده است: «النبوي: يغسل الثوب من المني و الدم و البول».

در مورد وجوب شستن ثوب است که وقتی ثوب به دم یا بول یا منی اصابت کند باید شسته شود. این روایت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است.

روایت دیگر در کتاب وسائل الشیعه جلد 1 کتاب الطهاره من ابواب الماء المطلق باب 15 روایت 3 آمده است: «بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي إِسْحَاق‏ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ بَشِير عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع بِئْرٌ قَطَرَتْ فِيهَا قَطْرَةُ دَمٍ أَوْ خَمْرٍ قَالَ الدَّمُ‏ وَ الْخَمْرُ وَ الْمَيِّتُ‏ وَ لَحْمُ‏ الْخِنْزِيرِ فِي ذَلِكَ كُلُّهُ وَاحِدٌ يُنْزَحُ مِنْهُ عِشْرُونَ دَلْواً فَإِنْ غَلَبَ الرِّيحُ نُزِحَتْ حَتَّى تَطِيبَ».

روایت در مورد ماء بئر است که اگر خون با آن اصابت کند باید بیست دلو از آن آب کشید و اگر غلبه پیدا کند باید نزح شود تا پاک شود. این روایت فرموده نزح ماء، چون این خون مانند سایر موارد نجس است.

اما طائفه دوم روایاتی است که دم به صورت مطلق نجس است. روایت در کتاب وسائل الشیعه جلد 1 کتاب الطهاره من ابواب الأسأر باب 4 حدیث 2 آمده است: «عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ عَمَّا تَشْرَبُ مِنْهُ الْحَمَامَةُ فَقَالَ كُلُّ مَا أُكِلَ لَحْمُهُ فَتَوَضَّأْ مِنْ سُؤْرِهِ وَ اشْرَبْ وَ عَنْ مَاءٍ شَرِبَ مِنْهُ بَازٌ أَوْ صَقْرٌ أَوْ عُقَابٌ فَقَالَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ مِنَ الطَّيْرِ يُتَوَضَّأُ مِمَّا يَشْرَبُ مِنْهُ إِلَّا أَنْ‏ تَرَى‏ فِي‏ مِنْقَارِهِ‏ دَماً فَإِنْ رَأَيْتَ فِي مِنْقَارِهِ دَماً فَلَا تَوَضَّأْ مِنْهُ وَ لَا تَشْرَبْ.»

کبوتر از جایی آب خورده است، حضرت می­فرماید هر چه مأکول اللحم است، استفاده از سؤر آن اشکال ندارد، اما پرندگانی مانند عقاب اگر در منقار آن خون باشد، از آن وضوء نگیر و ننوش. دم در این موثقه به صورت نکره آمده است و هیچ خصوصیتی برای آن ذکر نشده است و نهی فرمودند از وضوء و شرب در جایی که منقار خونی باشد، این نشان از نجاست مطلق دم دارد. پس از این روایات می­شود استفاده کرد که دم نجس است.

و صلی الله علی محمد و آل محمد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/02/25-اذر-فقه-.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/02/فقه-30.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *