جلسه5 اصول عملیه (حدیث رفع)

بسم الله الرحمن الرحیم

خارج اصول 97-98  جلسه پنجم      9/7/97

اصول عملیه (حدیث رفع)

اصولیون از حدیث رفع برای اثبات اصل برائت استدلال کردند به اینکه اگر در جائی شک در تکلیف داریم می‌توانیم در مقام شک از باب حدیث رفع، تکلیف را سلب کنیم.

در مورد حدیث رفع اشکالاتی وجود دارد.

اصولییون می­گویند بین رفع و دفع فرق است.

رفع عبارت است از (ازاله الشیء الموجود و الثابت) البته اقتضاء و استعداد بقاء دارد.

دفع در مقابل رفع است که عبارت است از منع مقتضی از تأثیر در وجود مقتضا.

بنابراین بین رفع و دفع فرق است به این صورت که دفع یک نوع پیشگیری است، شیء هنوز موجود نیست و در راستای عدم تحقق شیء تلاش می­شود، اما در رفع، شیء موجود است، محقق و ثابت است، منتها در رفع تلاش، بر ازاله شیء موجود است، یا به یک معنا می‌خواهیم جلوی تاثیر مقتضی را بگیریم.

 به عبارت دیگر رفع عبارت از (ازالة الشی بعد وجوده و تحقّقه)، اما دفع عبارت از (منع شی عن تحققه وتحصله و وجوده) است. پس رفع به یک معنا بقاء بعد حدوث است، اما دفع منع از اصل تحقق و پیدایش است.

 اشکال

 در حدیث رفع چه چیزی را می­خواهید رفع کنید؟ عنوان ثابت محقق، در عالم خارج نداریم که رفعش کنید، چون رفع به معنای ازاله شیء موجود ثابت است، در اینجا شیء موجود ثابتی وجود ندارد. به بیان دیگر روایت حدیث رفع وجود دارد، نه حدیث دفع.

مرحوم نائینی فرمودند در اینجا رفع با دفع یک چیز است، رفع به معنای دفع است.

مرحوم امام در کتاب تهذیب می‌فرماید از باب مسامحه و تجاوز رفع به معنای دفع است.

به نظر می‌رسد رفع در حدیث، اگرچه به معنای «ازالة الشی الموجود الثابت» است یا به معنای «ازالة الشی بعد تحققه» است، منتها در اینجا رفع به کلمه «تسعه» اسناد داده شد، که کلمه «تسعه» به کلمه «اشیاء» اضافه شده است و در حقیقت کلمه «تسعة اشیاء» مرفوع است، و سپس آن عناصر نه­گانه را توضیح می­دهد. پس روایت می­خواهد بگوید «رُفِعَ تسعة اشیاء»، نه اینکه «رُفِعَ مالایعلمون»، تا اشکال به وجود بیاید. بنابراین اسناد رَفع به کلمه تِسعَه استعمال حقیقی است، نه آنطور که مرحوم امام فرمودند استعمال مجازی است. نه آنطور که مرحوم نائینی فرمودند در اینجا رفع با دفع یکی است. کلام مرحوم نائینی در فوائد الاصول، ج ۳، ص ۲۳۶، و ص ۲۳۷، آمده است.

کلام مرحوم نائینی از این جهت قابل اشکال است که رابطه بین رفع و دفع از نسب اربعه، عام خاص مطلق است. اما طبق فرمایش مرحوم نائینی رفع و دفع معنای تساوی پیدا می‌کند و حال آنکه رابطه بین رفع و دفع، عام خاص مطلق است. عرف لغت هم رفع و دفع را دو چیز جداگانه می‌بیند، رفع را جایی به کار می‌برد که شیء موجود است، و با رفع می­خواهد شیء موجود را از بین ببرد. اما دفع هنوز محقق نشده است و صرفا جهت پیشگیری است، فلذا دعاهایی که می‌خوانید گاهی حالت دفع و گاهی حالت رفع است، مثلا بیماری محقق شده است و دعا می­کند مریضی رفع شود، اما یک زمانی هنوز مریضی نیامده و از باب دفع دعا می­کند که مریضی به جامعه سرایت نکند، پس عرف بین رفع و دفع تمایز قائل است. مرحوم امام در کتاب انوار الهدایه ج ۲، ص ۴۷ و ص48 می‌فرمایند: از باب مجاز و مسامحه رفع را دفع حساب می کنیم. درمانحن فیه نیازی نیست به سراغ تجویز برویم و از این جهت باید بگوئیم رفع در حدیث، حکم تشریعی است، یعنی شارع در عالم واقع شرعاً آثاری مترتب کرده است، مسامحه­ای در کار نیست. فرمایش بزرگان در صورتی درست است که اینجا رفع، رفع تکوینی باشد. ولی اینجا رفع، رفع تشریعی است، در اینجا مرحوم آقای نائینی و بعضی از بزرگان معتقدند که حدیث رفع انشائی است، یعنی شارع انشاء می­کند و در مقام إخبار نیست، مثل حدیث لاضرر، یعنی به محض اینکه این جمله بیان می­شود انشاء می­شود، ضرر و ضِراری در اسلام نیست.

واقع مطلب این است که حدیث رفع، اخبار از انشاء است، به خاطر  اینکه صحیح است که پیامبر(ص) شأن تشریعی دارد، ولی در بعضی از موارد خاص، نه در همه جا، مثل نماز چهار رکعتی می‌گویند دو رکعت دوم، از باب فرض النبی است، شارع مقدس به پیامبر اسلام تفویض می‌کند. ولی دو رکعت اول از جانب خداوند است، فلذا در فقه اگر شک در نماز چها رکعتی داشتید، شک در دو رکعت اول با دو رکعت بعدی با هم تفاوت دارد، اما پیامبر(ص) همیشه تشریع نمی­کند، به عبارتی پیامبر (ص) همیشه قانون وضع نمی­کند، مگر در موارد خاص که از جانب خداوند باشد. در ضمن فعل در حدیث رفع به صورت مجهول(رُفِعَ) آمده است، در غیر این صورت اگر پیامبر(ص) می­خواست تشریع کند، پیامبر می­فرمود (رَفَعتُ تسعةَ اشیاء)، پس پیامبر آنچه در عالم واقع است را خبر می‌دهد، فلذا در حدیث رفع مرحوم نائینی می‌فرمایند حیثیت انشائی دارد، مثل (لا شک لکثیرالشک)، اینگونه نیست، در اینجا قرائنی وجود دارد که جنبه إخباری دارد.

نتیجه: اشکالی که مطرح شد به اینکه در حدیث رفع چه چیزی را می خواهید رفع کنید؟ چیزی محقق نشده است که رفعش کنید، چون رفع به معنای ازاله شی موجود ثابت است. در جواب گفتیم اسناد رفع به تسعة اشیاء است و اشکالی در اینجا وجود ندارد. بنابراین رفع معنای آن (ازالة الشی دائما) است، حال این ازاله یک زمان ازاله تکوینی است و یک زمان ازاله تشریعی است، در اینجا مقصود ازاله تشریعی است نه تکوینی. وقتی ازاله تکوینی نشد، کلام مرحوم امام و کلام مرحوم نائینی جائی ندارد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/10/10مهر-اصول.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/اصول5.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *