جلسه15(ادله اثبات احتیاط از اخبارییون-روایات)

بسم الله الرحمن الرحیم

درس خارج اصول استاد مختاری جلسه پانزدهم                          30/7/97

(ادله اثبات احتیاط از اخبارییون-روایات)

بحث در باب اثبات اصل برائت توسط اخباریون بود، دومین دلیل آن­ها روایات است، مبنی بر اینکه در شبهات تحریمیه بدویه احتیاط جریان دارد.

روایات

چند طائفه از روایات در این باب وجود دارد. مرحوم آخوند در کفایه، مرحوم شیخ در رسائل و مرحوم شهید صدر در بحوث و یا حلقات صدر این طوائف از روایات را ذکر کردند، آن چه مهم است نحوه تقریب استدلال آن­ها از روایات بر اثبات مدعا می­باشد.

طایفه اول: روایاتی است که دلالت می‌کند بر حرمت قول به غیرعلم، یعنی زمانی که علم ندارید حکمی را به خدا استناد ندهید. حق خدا را اداء کنید، اداء کردن حق خدا این است که آن چه معلوم تفصیلی است، آن را به خدا نسبت بدهید، حکم مجهول را به خدا نسبت ندهید.

روایت اول: وسائل الشیعه، ج ۱۸، کتاب القضاء و الشهادات، باب 12، ابواب صفات قاضی، حدیث40: «صحيحة هشام‏ ابن سالم، قال: قلت لأبي عبد اللّه عليه السلام ما حقّ‏ اللّه على خلقه؟ قال أن يقولوا ما يعلمون، و يكفّوا عمّا لا يعلمون، فإذا فعلوا ذلك، فقد أدّوا إلى اللّه حقّه».

روایت می­فرماید آنچه که به آن علم دارید به خداوند نسبت دهید، و همین قدر کفایت میکند بر اینکه حق خدا را ادا کرده باشید. پس از این روایت استفاده می­کنیم که در شبهات حکمیه تحریمیه جاهل به حکم هستیم، وقتی علم نداریم، نباید برائت جاری کنیم و حکم را به خدا نسبت بدهیم، بنابراین احتیاط می­کنیم.

جواب طائفه اول: جواب این این است که درست است که نسبت به حکم واقعی، جهل وجود دارد، درست است که حکم واقعی برای ما مجهول است، وقتی حکم واقعی برای ما مجهول باشد فتوا و نظر نمی‌دهیم. اما بحث در اینجا نسبت به حکم ظاهری است، البته در حکم ظاهری هم بدون دلیل فتوا نمی­دهیم، بلکه با دلیل نظر می­دهیم. به بیان دیگه ما در این­جا به دنبال حکم واقعی نیستیم، بلکه به دنبال حکم ظاهری هستیم، مع ذلک حکم ظاهری را هم با دلیل جاری می­کنیم، یعنی برائت را از روی علم و دلیل جاری می­کنیم، زیرا خود خدا در سوره اسراء آیه 15 فرمود: «وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا». پس جاری شدن برائت همراه با دلیل است.

طایفه دوم از روایات: این طایفه از روایات می­خواهد بگوید که علم را به خدا برگردانید، در هرجا که شک دارید به خدا برگردانید و سکوت کنید، بگوئید نمی‌دانیم و خداوند و پیامبر عالم هستند. اصل برائت جاری نکنید، بلکه احتیاط کنید و حکم را به پیامبر و ائمه برگردانید.

روایت اول در کتاب وسائل الشیعه، جلد ۱۸، کتاب القضاء و الشهادات، باب 12 از ابواب صفات قاضی، حدیث 3 آمده است: «وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ الطَّيَّارِ أَنَّهُ عَرَضَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع بَعْضَ‏ خُطَبِ أَبِيهِ حَتَّى إِذَا بَلَغَ‏ مَوْضِعاً مِنْهَا قَالَ كُفَّ وَ اسْكُتْ ثُمَّ قَالَ‏ (إِنَّهُ) لَا يَسَعُكُمْ فِيمَا يَنْزِلُ بِكُمْ مِمَّا لَا تَعْلَمُونَ إِلَّا الْكَفُّ عَنْهُ وَ التَّثَبُّتُ وَ الرَّدُّ إِلَى أَئِمَّةِ الْهُدَى حَتَّى يَحْمِلُوكُمْ فِيهِ عَلَى الْقَصْدِ وَ يَجْلُوَ عَنْكُمْ فِيهِ الْعَمَى‏ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى‏ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏».

حمزة بن طیار در روایت در حال خواندن خطبه پدرش برای امام بود، تا اینکه به یک جایی رسید که امام به او گفت «كُفَّ وَ اسْكُتْ»، سپس امام استناد به آیه قرآن می­کند؛ «فسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون». یعنی زمانی که نمی­دانید از اهل ذکر بپرسید، مقصود از اهل ذکر معصومین علیهم السلام هستند. خودتان فتوا و نظر ندهید. پس در نتیجه وقتی ما ممنوع هستیم از ارائه صدور فتوا، باید احتیاط کنیم.

روایت بعدی در وسائل الشیعه، جلد ۱۸، کتاب القضاء و الشهادات، باب 12 از ابواب صفات قاضی، حدیث 31 آمده است: «وَ فِي عُيُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْمِسْمَعِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنِ الرِّضَا ع فِي حَدِيثِ اخْتِلَافِ الْأَحَادِيثِ قَالَ وَ مَا لَمْ تَجِدُوهُ فِي شَيْ‏ءٍ مِنْ هَذِهِ الْوُجُوهِ فَرُدُّوا إِلَيْنَا عِلْمَهُ فَنَحْنُ أَوْلَى بِذَلِكَ وَ لَا تَقُولُوا فِيهِ بِآرَائِكُمْ وَ عَلَيْكُمْ بِالْكَفِّ وَ التَّثَبُّتِ وَ الْوُقُوفِ وَ أَنْتُمْ طَالِبُونَ بَاحِثُونَ حَتَّى يَأْتِيَكُمُ الْبَيَانُ مِنْ عِنْدِنَا».

روایت می­خواهد بفرماید اگر احادیث با هم اختلاف داشتند و نتوانستید حل کنید، به ما برگردانید و به رای خودتان اکتفا نکنید، پس شما اول تحقیق کنید تا بیانی از ما معصومین پیدا کنید، اگر به جائی نرسیدید، مسأله را به ما برگردانید و ما به شما راه حل می­دهیم.

پس این دو حدیث می‌خواهند بگویند مادامی که نمی­دانید، برگردانید به خدا و اهل ذکر، به آراء شخصی خودتان بسنده نکنید.

جواب طایفه دوم: این دو روایت ربطی به بحث احتیاط ندارد.

خطبه­ای که در روایت اول آمده بود، مشتمل بر مباحث فاخر است و انسان­های معمولی آن را درک نمی­کنند، فلذا بعضی مطالب تفسیرش ثقیل است، لاذا امام معصوم می‌گوید تفسیرش را به ما ائمه برگردانید. این ربطی به بحث احتیاط ندارد، روایت اصل برائت را نفی نمی‌کند، اصل برائتی که حجت عقلی و نقلی برایش وجود دارد.

روایت دوم و مشابه آن مربوط به اهل سنت است، یعنی طعنه­ای به آن­ها است، چون آنها اصحاب الرای و استقلال هستند، یعنی اگر روایتی در مسئله­ای نباشد، به سراغ قیاس و استحسان و مصالح مرسله و قواعد سبعه می­روند، فلذا حضرت فرمود « وَ لَا تَقُولُوا فِيهِ بِآرَائِكُمْ» در واقع امام (ع) طعنه به اهل سنت می­زند و می­گوید شما به دنبال رأی­های شخصی خودتان نروید، این کار، شما را به جائی نمی‌رساند، برگردید نزد ما و ما اهل بیت راه را به شما نشان می­دهیم. بنابراین این روایت ربطی به بحث برائت ندارد.

نتیجه: این طایفه از روایات ربطی به وجوب احتیاط و شبهات تحریمیه بدویه ندارد.

طایفه سوم از روایات: این دسته از روایت می­خواهد بگوید در امور مشتبه و مشکل اجازه فتوا وجود ندارد و باید این امور را به خدا و پیامبر ارجاع داد.

روایت اول در کتاب وسائل الشیعه، جلد ۱۸، کتاب القضاء و الشهادات، باب 12 از ابواب صفات قاضی، حدیث 9 آمده است: «عمر بن حنظله عن أبی عبدالله فی حدیث قوله عليه السلام: إنما الأمور ثلاثة أمر بين رشده فيتبع و أمر بين غيه فيجتنب و أمر مشكل يرد حكمه إلى الله و رسوله صلى اللَّه عليه و آله قال رسول الله صلى اللَّه عليه و آله حلال بين و حرام بين و شبهات بين ذلك فمن ترك الشبهات نجا من المحرمات و من أخذ بالشبهات وقع في المحرمات و هلك من حيث لا يعلم. فإنّ الوقوف عند الشبهه خير من الاقتحام في الهلكة‏».

امام در روایت می­فرماید: امور سه تا هستند؛ اموری که روشن هستند، تبعیت از این امور لازم است، امور دوم اموری هستند که تاریک است، باید اجتناب کرد، امور سوم که مورد بحث ما هم هست، اموری هستند که مشکل هستند، امام (ع) می­فرماید حکم این قسم باید به خدا و پیامبر واگذار شود. امام سپس به سخن پیامبر استناد می­کند و می­فرماید: حلال بیّن وجود دارد، حلال غیر بیّن وجود دارد و شبهات بین این دو، اگر کسی شبهات را ترک کند، از محرمات به دور مانده است. اگر شبهات را اخذ کند در محرمات واقع شده است و هلاک می­شود. در آخر روایت آمده است: «فإنّ الوقوف عند الشبهه خير من الاقتحام في الهلكة‏».

روایت دیگر در کتاب وسائل الشیعه، جلد ۱۸، کتاب القضاء و الشهادات، باب 12 از ابواب صفات قاضی، حدیث 23 آمده است: «بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ الْأَحْوَلِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الصَّادِقِ ع عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي كَلَامٍ طَوِيلٍ‏ الْأُمُورُ ثَلَاثَةٌ أَمْرٌ تَبَيَّنَ لَكَ رُشْدُهُ فَاتَّبِعْهُ وَ أَمْرٌ تَبَيَّنَ لَكَ غَيُّهُ فَاجْتَنِبْهُ وَ أَمْرٌ اخْتُلِفَ‏ فِيهِ فَرُدَّهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ».

در این­جا هم امام (ع) می­فرمایند که امور مشتبهه را به خدا و پیامبر و اهل بیت ارجاع دهید و از خود فتوا ندهید.

روایت دیگر آمده است: «وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: وَ إِنَّمَا الْأُمُورُ ثَلَاثَةٌ أَمْرٌ بَيِّنٌ رُشْدُهُ فَيُتَّبَعُ وَ أَمْرٌ بَيِّنٌ غَيُّهُ فَيُجْتَنَبُ وَ أَمْرٌ مُشْكِلٌ يُرَدُّ عِلْمُهُ إِلَى اللَّهِ (وَ إِلَى رَسُولِهِ) – قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حَلَالٌ‏ بَيِّنٌ وَ حَرَامٌ‏ بَيِّنٌ وَ شُبُهَاتٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَمَنْ تَرَكَ‏ الشُّبُهَاتِ نَجَا مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ أَخَذَ بِالشُّبُهَاتِ ارْتَكَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ هَلَكَ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُ ثُمَّ قَالَ فِي آخِرِ الْحَدِيثِ فَإِنَّ الْوُقُوفَ عِنْدَ الشُّبُهَاتِ خَيْرٌ مِنَ الِاقْتِحَامِ فِي الْهَلَكَاتِ».

این روایت هم برگرفته از روایت پیامبر (ص) است که فرمود امور بر سه قسم قسم است، در واقع همان حدیث معروف تثلیث است.

روایت بعدی در کتاب وسائل الشیعه، جلد ۱۸، کتاب القضاء و الشهادات، باب 12 از ابواب صفات قاضی، حدیث 40 آمده است: «عن النعمان بن بشير قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول : إن الحلال بيّن والحرام بيّن ، وبينهما أمور مشتبهات لا يعلمهن كثير من الناس».

جواب طائفه سوم از روایات: در اینجا اینکه اهل­بیت می­فرمایند مشتبهات را به خدا و ائمه برگردانید، در برابر اهل سنت است، چون اهل سنت از روی ذهنیات شخصی و فردی خودشان نظر و فتوا می­دادند و به قیاس و استحسان عمل می­کردند.

نتیجه: این روایات هم ربطی به برائت در شبهات حکمیه تحریمیه بدویه ندارد، آن هم بعد از آنکه مکلف فحص کرد و دلیلی پیدا نکرد.

طایفه چهارم از روایت: این طایفه دلالت دارد بر اینکه در وقت شبهات، انسان باید توقف کند، اگر سند صحیح وجود ندارد برای روایت، آن را رها کند.

روایت در کتاب وسائل الشیعه، جلد ۱۸، کتاب القضاء و الشهادات، باب 12 از ابواب صفات قاضی، حدیث 9 آمده است: «وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: وَ إِنَّمَا الْأُمُورُ ثَلَاثَةٌ أَمْرٌ بَيِّنٌ رُشْدُهُ فَيُتَّبَعُ وَ أَمْرٌ بَيِّنٌ غَيُّهُ فَيُجْتَنَبُ وَ أَمْرٌ مُشْكِلٌ يُرَدُّ عِلْمُهُ إِلَى اللَّهِ (وَ إِلَى رَسُولِهِ)- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حَلَالٌ بَيِّنٌ وَ حَرَامٌ بَيِّنٌ وَ شُبُهَاتٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَمَنْ تَرَكَ الشُّبُهَاتِ‏ نَجَا مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ أَخَذَ بِالشُّبُهَاتِ ارْتَكَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ هَلَكَ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُ ثُمَّ قَالَ فِي آخِرِ الْحَدِيثِ فَإِنَّ الْوُقُوفَ‏ عِنْدَ الشُّبُهَاتِ خَيْرٌ مِنَ الِاقْتِحَامِ فِي الْهَلَكَاتِ».

روایت می­گوید که در وقت شبهات خوب است که توقف شود، بهتر از این است که بخواهید آن حدیث مشتبه را نقل کنید و به آن عمل کنید و مطابق آن فتوایی بدهید.

مشابه همین روایت در کتاب وسائل­الشیعه، جلد 14 آمده است.

جواب طایفه چهارم از روایات: این روایات هم جوابش معلوم است. توقف جنبه استحباب دارد و جنبه وجوب ندارد تا احتیاط کنیم.

بنابراین اینکه اخباریان استدلال کردند بر وجوب احتیاط بواسطه روایت، هیچکدام ربطی به بحث برائت ندارد، چون برائت برای جائی است که بعد از فحص از دلیل باشد، بعد از یأس از حجت باشد، و پس از آن اگر دلیل قانع کننده­ای ییدا نکرد برائت جاری کند.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/01/30-مهر-اصول-.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/01/اصول-15.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *