جلسه 22(فصل في النجاسات،میته)

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه بیست و دوم درس خارج فقه استاد مختاری (طهارت)                           12/9/97

(فصل في النجاسات-میته)

الرابع: الميتة من كلّ ما له دم سائل، حلالًا كان أو حراماً، و كذا أجزاؤها المبانة منها، و إن كانت صغاراً، عدا ما لا تحلّه الحياة منها، كالصوف و الشعر و الوبر و العظم و القرن و المنقار و الظفر و المخلب و الريش و الظلف و السنّ، و البيضة إذا اكتست القشر الأعلى سواء كانت من الحيوان الحلال أو الحرام، و سواء أُخذ ذلك بجزّ أو نتف أو غيرهما، نعم يجب غسل المنتوف من رطوبات الميتة، و يلحق بالمذكورات الأنفحة، و كذا اللبن في الضرع و لا ينجس بملاقاة الضرع النجس، لكنّ الأحوط في اللبن الاجتناب، خصوصاً إذا كان من غير مأكول اللحم و لا بدّ من غسل ظاهر الأنفحة الملاقي للميتة هذا في ميتة غير نجس العين، و أمّا فيها فلا يستثني شي‌ء.

چهارمین نجاست از نجاسات، میته هر حیوانی است که خون جهنده دارد، چه این حیوان مأکول اللحم باشد، چه غیر مأکول اللحم باشد. در نجاست میته حیوانی که صاحب نفس سائله باشد هیچ اختلافی در آن نیست، مگر صاحب مدارک که تردید کردند و فرمودند که معلوم نیست میته نجس باشد.

از مرحوم صدوق رحمة الله علیه هم نقل کردند که ایشان قائل شدند به طهارت میته، در کتاب مدارک الاحکام، جلد 2، صفحه 271 این قول آمده است. همچنین صاحب معالم فرمودند که: این اخباری که دلالت دارد بر نجاست میته، قانع کننده نیست و دلالت آن قوی نیست، ایشان تردید کرده بر نجاست میته.

اما واقع مطلب این است که در این مسئله ما اجماع داریم بر اینکه میته نجس است. دو دلیل بر نجاست میته آوردند؛ اولا سیره عملیه و ثانیا ارتکاز متشرعه. اما سیره عملیه این است که سیره قائم است عند المتشرعه بر اینکه، معمولا از این میته­ها اجتناب می­کردند و معمولا با میته معامله نجاست می کردند، لذا سیره عملی دلیل است بر نجاست میته.

ارتکاز متشرعه در اینجا وجود دارد به این معنا که از ائمه سوالاتی می­کردند و گویی نجاست میته مفروق عنه بوده و سوالات از خصوصیات و جزئیات بوده است. مثلا سوال می­کردند از اینکه اگر دست ما به میته بخورد موجب نجاست می­شود یا نه. یا مثلا استفاده از پوست میته اشکال دارد یا نه. گویی اصل میته نجاستش برای آنها مفروق عنه بوده است. به نظر می­رسد هر دو دلیل قابل خدشه است، دلیل اول که سیره عملیه بود، این در صورتی حجیت دارد که متصل به زمان معصوم باشد، ممکن است این سیره عملیه ناشی از آراء فقهایی باشد که متّخذ شده باشد از ادله غیر تامه، معلوم نیست که متصل باشد به زمان معصوم، هر سیره عملیه که قابل قبول نیست.

اما دلیل دوم که ارتکاز متشرعه بود، این هم نسبت به جمیع افراد میته نمی­شود به وجه عموم قبول کرد، ممکن است افراد میته با هم فرق بکند. بنابراین باید به روایات در مسأله رجوع کنیم. اجماع را هم که گفتند، ممکن است اجماع، اجماع مدرکی باشد، چون اجماع مدرکش همین روایات است، لذا بهترین دلیل بر اینکه میته جزء نجاسات محسوب شود یا نه، روایات است. چند روایت را می­خوانیم که صراحت دارد بر نجاست میته.

اخباری که دلالت بر نجاست میته می­کند، می­فرماید آبی که در آن میته افتاده باشد، در صورتی که اوصاف آب عوض شود، به این معنا که بو و مزه و رنگ آن عوض شود، نجس می­شود. نجاستش هم به خاطر وجود میته در آب است.

روایت در کتاب وسائل الشیعه جلد 1 کتاب الطهاره من ابواب الماء المطلق باب 3 حدیث 1 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ الْمُفِيدِ عَنْ أَبِي الْقَاسِمِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: كُلَّمَا غَلَبَ الْمَاءُ عَلَى رِيحِ الْجِيفَةِ فَتَوَضَّأْ مِنَ الْمَاءِ وَ اشْرَبْ فَإِذَا تَغَيَّرَ الْمَاءُ وَ تَغَيَّر الطَّعْمُ فَلَا تَوَضَّأْ مِنْهُ وَ لَا تَشْرَبْ».

یک مرداری در آب انداخته شده و آب بر آن غلبه کرده، یعنی رنگ و بوی آب تغییر نکرده است، فرمودند با آن آب وضوء بگیر و از آن بخور که اشکال ندارد، پس معلوم می­شود تغییر آب بخاطر وجود میته موجب نجاست می­شود.

روایت دیگر در کتاب وسائل الشیعه جلد 1 کتاب الطهاره من ابواب الماء المطلق باب 3 حدیث 6 آمده است: «بِالْإِسْنَادِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَمُرُّ بِالْمَاءِ وَ فِيهِ دَابَّةٌ مَيْتَةٌ قَدْ أَنْتَنَتْ قَالَ إِذَا كَانَ النَّتْنُ الْغَالِبَ عَلَى الْمَاءِ فَلَا يَتَوَضَّأْ وَ لَا يَشْرَبْ».

شخصی از کنار آب می­گذرد و در آب میته­ای افتاده و آب متعفن شده است، اگر آلودگی غالب شود بر آب، نمی­شود وضوء گرفت و آن را خورد. پس روشن است که میته نجس است.

روایت دیگری در کتاب وسائل الشیعه جلد 1 کتاب الطهاره من ابواب الماء المطلق باب 4 حدیث 1 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى السَّابَاطِيِ‏ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ يَجِدُ فِي إِنَائِهِ فَأْرَةً وَ قَدْ تَوَضَّأَ مِنْ ذَلِكَ الْإِنَاءِ مِرَاراً أَوِ اغْتَسَلَ مِنْهُ أَوْ غَسَلَ ثِيَابَهُ وَ قَدْ كَانَتِ الْفَأْرَةُ مُتَسَلِّخَةً فَقَالَ إِنْ كَانَ رَآهَا فِي الْإِنَاءِ قَبْلَ أَنْ يَغْتَسِلَ أَوْ يَتَوَضَّأَ أَوْ يَغْسِلَ ثِيَابَهُ ثُمَّ فَعَلَ ذَلِكَ بَعْدَ مَا رَآهَا فِي الْإِنَاءِ فَعَلَيْهِ أَنْ يَغْسِلَ ثِيَابَهُ وَ يَغْسِلَ كُلَّ مَا أَصَابَهُ ذَلِكَ الْمَاءُ وَ يُعِيدَ الْوُضُوءَ وَ الصَّلَاةَ وَ إِنْ كَانَ إِنَّمَا رَآهَا بَعْدَ مَا فَرَغَ مِنْ ذَلِكَ وَ فَعَلَهُ فَلَا يَمَسَّ مِنْ ذَلِك‏ الْمَاءِ شَيْئاً وَ لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ لِأَنَّهُ لَا يَعْلَمُ مَتَى سَقَطَتْ فِيهِ ثُمَّ قَالَ لَعَلَّهُ أَنْ يَكُونَ إِنَّمَا سَقَطَتْ فِيهِ تِلْكَ السَّاعَةَ الَّتِي رَآهَا».

امام (ع) می­فرماید اگر آب قلیل باشد، به محض ملاقات با میته نجس می­شود. قبلا هم عرض کردیم این اوامر و نواهی ارشاد به نجاست دارد.

روایت دیگر در کتاب وسائل الشیعه جلد 16 کتاب الاطعمه و الاشربه باب 43 حدیث 3 آمده است: «عَنْهُ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ‏ الْفَأْرَةِ وَ الدَّابَّةِ تَقَعُ فِي‏ الطَّعَامِ‏ وَ الشَّرَابِ‏ فَتَمُوتُ فِيهِ فَقَالَ إِنْ كَانَ سَمْناً أَوْ عَسَلًا أَوْ زَيْتاً فَإِنَّهُ رُبَّمَا يَكُونُ بَعْضَ هَذَا فَإِنْ كَانَ الشِّتَاءُ فَانْزِعْ مَا حَوْلَهُ وَ كُلْهُ وَ إِنْ كَانَ الصَّيْفُ فَارْفَعْهُ حَتَّى تُسْرِجَ بِهِ وَ إِنْ كَانَ ثَرْداً فَاطْرَحِ الَّذِي كَانَ عَلَيْهِ وَ لَا تَتْرُكْ طَعَامَكَ مِنْ أَجَلِ دَابَّةٍ مَاتَتْ عَلَيْهِ».

این اخبار دلالت می­کند بر اینکه مثلا موشی در روغن افتاده، اگر مایع باشد، همه آن نجس می­شود و اگر جامد باشد می­شود آن را جدا کرد، در صورتی که سرایت به بقیه جاها نکرده باشد، این روایت هم می­خواهد بگوید میته نجس است.

اما روایت بعدی در کتاب وسائل الشیعه جلد 1 کتاب الطهاره من ابواب الماء المطلق باب 17حدیث 7 آمده است: «عَنْهُ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي الْفَأْرَةِ وَ السِّنَّوْرِ وَ الدَّجَاجَةِ وَ الْكَلْبِ وَ الطَّيْرِ قَالَ فَإِذَا لَمْ يَتَفَسَّخْ أَوْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُ الْمَاءِ فَيَكْفِيكَ خَمْسُ دِلَاءٍ وَ إِنْ تَغَيَّرَ الْمَاءُ فَخُذْ مِنْهُ حَتَّى تَذْهَبَ الرِّيحُ».

روایت دیگر باز در کتاب وسائل الشیعه جلد 1 کتاب الطهاره من ابواب الماء المطلق باب 15 روایت 3 آمده است: «بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي إِسْحَاق‏ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ بَشِير عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع بِئْرٌ قَطَرَتْ فِيهَا قَطْرَةُ دَمٍ أَوْ خَمْرٍ قَالَ الدَّمُ وَ الْخَمْرُ وَ الْمَيِّتُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ فِي ذَلِكَ كُلُّهُ وَاحِدٌ يُنْزَحُ مِنْهُ عِشْرُونَ دَلْواً فَإِنْ غَلَبَ الرِّيحُ نُزِحَتْ حَتَّى تَطِيبَ».

روایت راجع به جایی است که قطره خونی یا قطره خمری یا میته در چاه بیفتد، باید بیست دلو آب از آن بیرون کشید تا پاک شود. بنابراین این روایت هم دلالت می­کند برنجاست میته.

روایت بعدی در کتاب وسائل الشیعه جلد 1 کتاب الطهاره من ابواب الماء المطلق باب 22 روایت 1: «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ‏ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الْبِئْرِ يَقَعُ فِيهَا الْمَيْتَةُ فَقَالَ إِنْ كَانَ لَهَا رِيحٌ نُزِحَ مِنْهَا عِشْرُونَ دَلْوا».

این نوع روایات نشان می­دهد که میته نجس است.

از آن روایاتی که در مورد استفاده از ظروف اهل کتاب است هم می­شود استفاده کرد برای نجس بودن میته.

روایت در کتاب وسائل الشیعه جلد 16 کتاب الاطعمه و الاشربه  باب 56 روایت 6 آمده است: «عَنْهُ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ آنِيَةِ أَهْلِ‏ الْكِتَابِ‏- فَقَالَ لَا تَأْكُلْ‏ فِي آنِيَتِهِمْ إِذَا كَانُوا يَأْكُلُونَ‏ فِيهِ‏ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ».

امام (ع) می­فرمایند از ظروف اهل کتاب استفاده نکنید، چون اینها از میته (غیر ذبیحه) استفاده می­کنند.

روایت دیگر در کتاب وسائل الشیعه جلد 2 کتاب الطهاره من ابواب الماء المضاف باب 5 روایت 3 آمده است: «عَنْهُ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ ع‏ أَنَّ عَلِيّاً ع سُئِلَ عَنْ قِدْرٍ طُبِخَتْ وَ إِذَا فِي الْقِدْرِ فَأْرَةٌ قَالَ يُهَرَاقُ مَرَقُهَا وَ يُغْسَلُ اللَّحْمُ وَ يُؤْكَلُ».

روایت راجع به دیگی است که غذا در آن طبخ می­دادند و موشی در آن افتاد، امام (ع) می­فرمایند باید همه آن را بریزند و گوشت را بشویند. البته گوشتی که هنوز نپخته است.

روایت دیگر در کتاب وسائل الشیعه کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 34 روایت 4: «عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْوَاسِطِيِّ عَنْ قَاسِمٍ الصَّيْقَلِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى الرِّضَا ع أَنِّي أَعْمَلُ أَغْمَادَ السُّيُوفِ مِنْ جُلُودِ الْحُمُرِ الْمَيْتَةِ فَتُصِيبُ ثِيَابِي فَأُصَلِّي فِيهَا فَكَتَبَ إِلَيَّ اتَّخِذْ ثَوْباً لِصَلَاتِكَ فَكَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي ع- كُنْتُ كَتَبْتُ إِلَى أَبِيكَ ع‏  بِكَذَا وَ كَذَا فَصَعُبَ عَلَيَّ ذَلِكَ فَصِرْتُ أَعْمَلُهَا مِنْ جُلُودِ الْحُمُرِ الْوَحْشِيَّةِ الذَّكِيَّةِ فَكَتَبَ إِلَيَّ كُلُّ أَعْمَالِ الْبِرِّ بِالصَّبْرِ يَرْحَمُكَ اللَّهُ فَإِنْ كَانَ مَا تَعْمَلُ وَحْشِيّاً ذَكِيّاً فَلَا بَأْسَ».

از این روایات ما متوجه می­شویم که میته نجس است. بعضی از روایات صراحت دارد و بعضی به دلالت التزامی این مطلب فهمیده می­شود و روی همین جهت فکر نمی­کنیم کسی شک کند بر اینکه میته نجس نباشد، اگر به این روایات دقت کند.

اگر به کتاب الحدائق الناظره جلد 5 صفحه 545 مراجعه بفرمایید صاحب معالم در آنجا تردید کرده یا صاحب مدارک هم در نجاست میته تشکیک کرده و فرموده ما یک نص معتدّ به نداریم که دلالت بر نجاست کند. این هم باز در کتاب مدارک الاحکام جلد 2 صفحه 268 آمده است و به مرحوم صدوق هم یک چنین نسبتی را داده­اند که در کتاب من لا یحضره الفقیه جلد 1 صفحه 11 آمده است که ایشان مستندش به یک روایت است که مرسله است که از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «سُئِلَ الصَّادِقُ ع‏ عَنْ‏ جُلُودِ الْمَيْتَةِ يُجْعَلُ فِيهَا اللَّبَنُ وَ الْمَاءُ وَ السَّمْنُ مَا تَرَى فِيهِ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِأَنْ تَجْعَلَ فِيهَا مَا شِئْتَ مِنْ مَاءٍ أَوْ لَبَنٍ أَوْ سَمْنٍ وَ تَتَوَضَّأَ مِنْهُ وَ تَشْرَبَ وَ لَكِنْ لَا تُصَلِّ فِيهَا».

روایت راجع به پوست غنمی است که آن را در شیر می­ریزند تا از آن کره و ماست بگیرند، امام (ع) می­فرماید اینها نجس نیستند، فقط در آنها نماز نخوان، مثل عرق جنب از حرام که نجس نیست، اما در آن لباس نماز نمی­توان خواند. جواب این روایت این است که مرحوم صدوق فقط این روایت را نقل کرده، اما بر اساس آن روایت فتوا نداده است، چون این روایت با تمام روایاتی که ذکر کردیم در تعارض است. وقتی در تعارض باشد باید دنبال یک علاجی رفت که همان جمع دلالی است یا ترجیح است، اگر امکان داشته باشد باید سراغ آنها رفت. بنابر این باید بگوییم که میته نجس است. منتها آن اجزایی که گاهی از میته جدا می­شود باید بعدا در آن بحث شود.

و صلی الله علی محمد و آل محمد.

 

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/01/12-اذر-فقه-.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/01/فقه-22.pdf[/QR]

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *