جلسه 9 حدیث رفع(5)

بسم الله الرحمن الرحیم

 خارج اصول 97-98 استاد مختاری جلسه نهم

حدیث رفع(5)

جریان حدیث رفع در معاملات

آیا حدیث رفع در مبحث عقود و ایقاعات، و در اسباب معاملات جاری می­شود یا خیر؟ مثلا در عقد معامله عربیت شرط است و باید به عربی خوانده شود، اضطراراً عقد را به زبان غیر عربی خواندیم، یا از روی اکراه و اجبار عقد را به فارسی خواندیم، آیا از باب حدیث رفع عقد صحیح است یا خیر؟ آیا می­توان گفت که حدیث رفع در مسبب (ملکیت و یا زوجیت) تاثیرگذار است؟ آیا اسباب در معاملات موثر هستند یا خیر؟ در صورتی که فاقد شرط باشد مثل عربیت و حدیث رفع او را شامل می­شود یا خیر؟

 مرحوم نائینی مخالفت می‌کند. ولی نوع اصولیون معتقدند که اگر نسیانا جزء و شرط معاملات، ترک شود، همانند عبادات، مشمول حدیث رفع می­شوند. مثلا، عقدی را نسیانا به فارسی خواند، می‌گویند عقد صحیح است، باطل نیست، یعنی عقد در مسبب تأثیرگذار است، زوجیت و ملکیت حاصل است.

اشکال مرحوم نائینی

مرحوم نائینی می‌گوید وقوع نسیان و اکراه در اجزاء و شرائط اسباب، محکوم به صحت نیست، و از باب حدیث رفع تاثیر در مسبب ندارد، در باب معاملات مثل عبادات اگر از باب نسیان یا اکراه جزء یا شرطی مفقود شد، شامل حدیث رفع نمی­شود. در ادامه مرحوم نائینی می‌گوید همان بحث‌های در عبادت را در اینجا داریم.

در کتاب فوائد الاصول ج ۳ ص ۳۵۵ وص ۳۵۶ استدلالشان این است که حدیث رفع متصدی تنزیل فاقد به منزله واجد نیست، اینکه جزء و شرط آورده نشود و معدوم از باب حدیث رفع به منزله موجود فرض شود درست نیست، ایشان می‌فرماید حدیث رفع مربوط به امور وجودیه است نه امور عدمی، و با حدیث رفع در معاملات، فاقد را به منزله واجد فرض کردن در عقد، درست نیست. ایشان می­فرمایند: «فان رفع العقد الفارسی لایقتضی وقوع العقد العربی»، یعنی عقد باطل است، زیرا نمی­شود توسط حدیث رفع، عقد فارسی را بردارید و عربیت بگذارید، حدیث رفع چنین چیزی را اقتضاء ندارد و عقد محکوم به بطلان است.

جواب مرحوم امام(ره)

مرحوم امام در کتاب تهذیب الاصول به مرحوم نائینی جواب می­دهند و می­گویند بین نسیان و اکراه و اضطرار باید تفاوت قائل شد.

عنوان نسیان

نسیان که یکی از عناوین حدیث رفع است، خالی از سه امر نیست:

اول: نسیان، تعلق به نفس سبب دارد که در ما نحن­فیه همان عقد است، یعنی نسیانا عقد خوانده نشده است. آیا می­توانیم با حدیث رفع عقد را صحیح بدانیم یا خیر؟ امام می‌فرمایند خیر، چون عقدی وجود ندارد که بخواهیم با حدیث رفع تصحیح کنیم.

 دوم: نسیان، به چیزی تعلق دارد که قوام عقد به وجود آن چیز است، مانند قصد، مثلا در عقود و ایقاعات، عاقد باید قصد کند و اگر قصد را فراموش کند، نمی توان به واسطه حدیث رفع، عقد را تصحیح کرد، چون عقدی واقع نشده و قصد نکرده است، در این دو صورت حدیث رفع مصحّح عقد نیست.

 سوم: نسیان، به شروط عقد شرعیه تعلق بگیرد، مثل عربیّت، مثل تقدم ایجاب بر قبول، مثلا در عقد نسیانا قبول را قبل از ایجاب بگوید یا عربیت را مراعات نکرد و عقد را فارسی خواند.

مرحوم امام می فرماید به واسطه حدیث رفع می­شود عقدی را به فارسی خواند و مانعی ندارد، مرحوم امام در جواب مرحوم نائینی می‌فرمایند حدیث رفع دو قسم اول را شامل نمی­شود، اما قسم سوم  را حدیث رفع شامل می‌شود، و آنچه مرحوم نائینی فرمود قابل قبول نیست.

 نتیجه: اگر کسی عربیت را در عقد یا تقدم ایجاب و قبول را فراموش کند، حدیث رفع بر دلیل شروط عقد شرعی حاکم است، به عبارتی حدیث رفع بر ادله اولیه حکومت دارد، ضرری به عقد نمی­زند.

عنوان اکراه

مرحوم امام می‌فرماید: عنوان اکراه هم مانند نسیان، خالی از سه امر نیست.

اول: اینکه اکراه تعلق دارد به ترک سبب که همان عقد است، یعنی مثلا شخص مکره بوده و عقد نخوانده است.

دوم: اینکه اکراه به چیزی تعلق دارد که قوام عقد به وجود آن چیز است.

در این دو صورت مثل عنوان نسیان حدیث رفع در صحت عمل کمک نمی‌کند.

سوم: یک وقت اکراه بر ایجاد سبب و مسبب است، مثلا یک وقت می‌گویند تو حتما این زن را باید زن خود قرار بدهی و باید عقد بخوانی، و گرنه تو را به قتل می­رسانیم، یعنی هم مسبب (زوجیت با زن) و هم سبب (عقد) به صورت اکراه وجود دارد، در این صورت حدیث رفع شامل او می­شود و عقد باطل است. بنابراین فقط در دو قسم اول، هم در اکراه و هم در نسیان، حدیث رفع، شامل آن­ها نمی­شود.

عنوان اضطرار

مرحوم امام(ره) می­گویند اضطرار ملحق به عنوان اکراه است، حدیث رفع، شامل دو قسم اول اضطرار نمی­شود، اما در قسمت سوم حدیث رفع شاملش می‌شود.

البته بین اکراه و اضطرار یک فرق وجود دارد و آن اینکه اکراه در صورتی که به ایجاد سبب و مسبب تعلق بگیرد، اشکالی ندارد که حدیث رفع شاملش بشود، از باب امتنان حدیث رفع شامل او می‌شود، اما اضطرار این گونه نیست، یعنی اگر مضطر به ایجاد سبب و مسبب شود، حدیث رفع شامل او نمی‌شود، چون خلاف امتنان است و ممکن است نفع شخص دیگری در بین باشد، مثلا شخصی در معامله اضطرارا همین الان عقد و معامله را انجام می‌دهد، ممکن است نفع شخص دیگری در بین باشد.

 قبلا مثال در اتلاف گفته شد که ممکن است در حالت اضطرار چیزی تلف شود، اما مالک آن چیز که تقصیری ندارد.

 مرحوم امام بین اکراه و اضطرار تمایز قائل شدند، به یک معنا قسم سوم اضطرار را حدیث رفع شامل نمی­شود.

بین نسیان و اکراه و اضطرار باید تفاوت قائل شد.

نظریه مرحوم عراقی

مرحوم محقق عراقی می­گوید اگر جزء یا شرط معامله نسیانا انجام شد شامل حدیث رفع نمی­شود.

دلیل مرحوم محقق عراقی این است که شما وقتی در معاملات نفی شرطیت می­کنید، یعنی «ایجاب الوفاء بالفاقد»، و حال آنکه «اوفوا بالعقود» برای فاقد نیست، بلکه برای واجد شرط است، به عبارتی اگر جزء یا شرط معامله نسیانا انجام شد و از باب حدیث رفع بگوئید معامله قابل قبول است، یعنی «اوفوا بالعقود» شامل عقدی بشود که شرط آن فاقد باشد و این خلاف امتنان در حق مکلف است، ایشان می‌فرمایند حدیث رفع در باب شروط و اجزاء معاملات در حال نسیان، جاری نمی­شود، و این معامله باطل است، چون قاعده «اوفوا بالعقود» برای جائی است که عقد، شرایطش موجود باشد، نه فاقد.

جواب مرحوم محقق عراقی

در جواب به مرحوم عراقی می‌گوییم اگر نسیانا شرط یا جزئی در معامله مفقود شد، از باب «رحمة علی المتعاملین» یا امتنانا علی المتعاملین باید محکوم به صحت باشد، به خاطر اینکه بایع و مشتری برای رفع حوائج خودشان معامله می‌کنند و در چارچوب قاعده و شرع عقد خواندند، حال جزء یا شرطی را فراموش کردند، مثلا عقد را به عربی نخواندند، در اینجا اگر حدیث رفع شاملش نشود، عسر و حرج به وجود می­آید و این کلام شما بر خلاف امتنان است، شارع امتنان بر عباد دارد، اگر عقد باطل باشد بر خلاف امتنان است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد
[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/10/17-مهر-اصول.mp3[/QR]
دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/12/اصول-9.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *