واکاوی چیستی نسبت انسان و تکنولوژی

واکاوی چیستی نسبت انسان و تکنولوژی
تردیدی نیست که  باید این پرسش های کلیدی را مطرح نمود که: رابطه میان تکنولوژی و مقوله های یاد شده از قبیل ( فرهنگ، نظام ارزشی، جهان بینی ) به چه ترتیب است و چه نسبتی میان آنان برقرار است؟ آیا این یک رابطه یک طرفی است؟ یعنی آیا تکنولوژی پدیده ای است که در ظرف تکوین و بقای خویش از این مقوله ها مدد می ستاند و لیکن آنهاخود مستقل از این پدیده می باشند و یا بالعکس، رابطه آنها، رابطه ای متقابل است و تکنولوژی خود نیز به عنوان پدیده ای مستقل و مؤثر عمل نموده و فرهنگ و نظام ارزشی و جهان بینی جامعه انسانی را متأثر از انواع جلوه های خویش می سازند؟
در پاسخ به پرسش های مذکور می توان دیدگاه ها و نظریات مختلفی را ارائه نمود که بدان اشاره می گردد.
تکنولوژی به مثابۀ ابزار
دیدگاه اوّل متعلق به کسانی است که برای حفظ موقعیت و مرتبت انسانی، تکنولوژی را از مسند فرو نشانده اند و به تکنولوژی و صنعت به دیده ابزار و امکاناتی در دست انسان می نگرند که این امکانات، گاه به همراه نیت خیر و بشر دوستانه و خداپسندانه استفاده می شود، بنابراین آثار مثبت به همراه دارد و گاه با نیّات پلید و خصمانه و خود خواهانه استفاده می شود که تیغی است در دست زنگی مست. روشن است که تیغ در دست زنگی مست چه آثار و عوارضی به همراه داشته است.از دیدگاه قائلین به قول نخست، تکنولوژی پدیده ای است بی طرف، همچون: آب، که در هر ظرفی فرو ریزند به همان قالب و شکل در خواهد آمد. تأثیر آن در اطراف خود نیز در محدوده همان موقعیت ابزاری آن می باشد. بنابراین تکنولوژی از موقعیتی همدوش و هم عرض، با مقوله هایی چون: فرهنگ – جهان بینی و نظام ارزشی برخوردار نیست تا بتواند در آنها تأثیر معتنابهی بگذارد.این دیدگاه را، می توان دیدگاه «ابزارنگری» نامید.
تکنولوژی در سایۀ استقلال نگری
در طرف مقابل دیدگاهی کاملاً متضاد با قول نخست وجود دارد که معتقد است، رابطه انسان و مقوله های انسانی با تکنولوژی بس پیچیده تر از آن است که بتوان آن را در قالبهای محدود «ابزارنگری» نظاره کرد. تکنولوژی مستخدمی نیست گوش به فرمان که بدون اذن مولی، حتی جرعه آب سرنکشد.تکنولوژی بی طرف نیز نیست. تکنولوژی موجودی است مستقل و خود کامه که از قوانین مخصوص به خود پیروی می کند. جهان امروز نیز، جهانی است برگرفته شده و تابع اغراض پنهان تکنولوژی، تکنولوژی گر چه آفریده آدمی است، لیکن آفریدگار او نیز می باشد. او اگر چه در کانون جامعه بشری میهمان است، لیکن آن قدر پر مدعی و فربه گشته است که جای را بر صاحبخانه و امیال و پیش فرضهای او تنگ کرده است.
این نگرش جدید را به تناسب افکار ویژه اش، می توان دیدگاه «استقلال نگری»نام نهاد.. استقلال نگران، معتقدند که: در برخورد و تنافی میان مسایل انسانی با تکنولوژی، این انسان و مسایل هستند که ناچارند خود را با تکنولوژی و شرایط جدیدی که آن پدید آورده است، تطبیق تطبیق دهند. این حقیقتی است که واقعیتهای گذشته و حال بر آن مهر صحت می نهند.
در نظام جدید صنعتی، در ایالات متحده آمریکا، مباحثاتی که در زمینه تعلیم و تربیت میان فرقه ای گوناگون در گرفته بود، اغلب به سود اصحاب سرمایه پایان می پذیرفت. آنان در مباحثات خود، همواره، انگشت بر نقطه ضعف قوانین اخلاقی موجود که در جهت عدم انعطاف و ناسازگاری با زندگی دنیوی بود می گذاشتند و می گفتند: در دنیای که همواره در معرض تغییر و تحوّل است، اخلاق نیز باید پا به پای دیگر نهادها حرکت کند.
از این رو می گفتند: برای رسیدن به رستگاری تنها زجر کشیدن کافی نیست. باید زندگی هم کرد و چون زندگی به لوازم و وسایل نیاز دارد، تکنولوژی باید مورد توجّه قرار گیرد و چون سنتها و قوانین اخلاقی حاکم، مانع تکنولوژی است، باید به هر طریق که شده است خود را از قید آنها رهانید.
از دیدگاه استقلال نگران، فرمانبرداری تکنولوژی از انسان، افسانه ای بیش نیست. این افسانه را در کتابها می توان خواند، اما در جهان عینی نمی توان دید.
بنابراین، تأثیر آن در مقوله های انسانی دیگر، چون: فرهنگ و غیره، تأثیری قطعی، روشن و غیر قابل انکار است.
تعامل دوسویه میان انسان و تکنولوژی
لیکن ورای این دو نظریۀ متضاد و پارادوکسیکال می توان به قول سومی نیز قائل گردید و گفت؛ تکنولوژی،مسأله ای است انسانی .صنعت، تجلّی یکی از ابعاد وجودی انسان است و شأنی از شئون اوست.
تکنولوژی، به واقع، نوعی رفتار انسانی است. رفتار و ابعاد مختلف وجود انسانی نیز از یکدیگر گسیخته و منفصل نیستند و این رفتار و شؤون انسانی در رابطه متقابل و مستمر با یکدیگرند. در دورانهای پیشین، یک بحث بسیار اساسی و محوری، درباره ارتباط میان رفتار و اندیشه انسانی مطرح بوده است که بیان نتیجه آن بحث در این جایگاه، بسیار مفید و سودمند می نماید. مسأله این بوده است که: آیا این اندیشه انسان است که اعمال و رفتار او را رقم می زند و یا اعمال و شیوه زندگانی فرد است که بنای افکار و اندیشه او را سامان می بخشد؟
آیا انسانها آن گونه که می اندیشند و اعتقاد می ورزند، زندگی می کنند یا آن گونه که می زیند تفکر می کنند و می اندیشند؟
به حق می توان گفت: این ارتباط متقابل است. اندیشه و عمل و شیوه زندگانی انسان به عنوان دو بعد از مقوله رفتار انسانی به عنوان دو بعد از مقوله رفتار انسانی به صورتی مستمر در دادوستد با یکدیگرند. انسانها می اندیشند و به «بسم الله» این اندیشه، دفتر اعمال و رفتار خویش را می گشایند و نیز می زیند، به بسیار شیوه ها، رفتار و کردارها عادت نموده و انس می گیرند و این «رماتیسم عمل زدگی» به اعماق مغز اندیشه و اعتقادات آنان نیز نفوذ می کند.
ساده اندیشی است اگر رفتارهای انسانی را، بعضی را زیر بنا و پاره ای دیگر را، رو بنای مطلق انگاریم. رفتارهای آدمی، اعمّ از: تفکّر، اندیشه، احساسات، عشق، عمل، شیوه و سبک زندگی، آموزش، تربیت و غیره همگی در عرض هم نشسته اند و همزیستی، تعادل، ترابط و تلائم آنهاست که به شخصیّت انسانی، یکپارچگی و ثابت و اطمینان می بخشد و تکنولوژی یکی از این مجموعه رفتار انسانی است و به گفته آرنولد پیسی«اگر با این شیوه… به مسایل بنگریم، تکنولوژی به مثابه بخشی از زندگی ظاهر می شود، نه چیزی جدای از آن که بتوان در جایگاه مجزایی محفوظش داشت…»
لذا (تکنولوژی) نیز در این بازار مسایل انسانی می دهد و می ستاند، مؤثر است و تأثیر می پذیرد و در این مجموعه او نیز در پیدایش بسیاری از چرخه های مسایل انسانی نقش دارد.
تکنولوژی، انسان و دینداری
تأمّل و تعمّق در مباحث گذشته بیانگر این نکتۀ کلیدی است  که «انسان» و «مسایل انسانی» در پشت پرده تمامی مباحث گذشته حاضر می باشند، زیرا انسان کانون تعالیم و معارف دینی است. این دین از طرفی الهی و از سوی دیگر انسانی ست و گفتار دین به تمامی ترجمان حال و احوال اوست.
نمی توان از دین نامی برد و نسبت به مسایل انسانی هیچ حساسیت و دغدغه خاطری به دل راه نداد. مسایل انسانی، همگی معماهای دینی نیز محسوب می گردند و گرههایی که بر این ابنان پر مسأله (انسان) زده شده، همگی عقده ها و مشکلات دینی نیز محسوب می گردند. هر جا محکمه ای برای رسیدگی به پرونده یکی از مسایل انسانی بر پاشده باشد، بجدّ و یقین می توان گفت که: مذهب نیز در آن جا به قضاوت ایستاده است و لواین قضاوت، صرفاً صبغه ارزشی داشته باشد. همان طور که از ابتدای بحث تا کنون به دفعات تکرار کرده ایم، تکنولوژی مسأله ای است انسانی.
تکنولوژی جزو آن دسته پدیده هایی است که به گونه ای مرموز و حیرت انگیز، خود و آثار و لواحقش را در تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان وارد ساخته است و کمتر مکانی است که این میهمان تازه وارد بدان سرک نکشیده باشد و ردپایی از خود به جای نگذاشته باشد. انسان برای برطرف ساختن تمامی نیازهای خویش، اعمّ از: نیازهای زیستی، اجتماعی، ایمنی، تغذیه و بهداشت، ارتباطات و حمل و نقل، آموزش و پرورش و… از این مقوله مدد می ستاند و تمامی عناصر و ارکان حیات انسانی، متأثر از این پدیده همه جا گستر می باشد، تفکّر، اندیشه، احساسات و عواطف، شیوه و سبک زندگی، روابط فردی و اجتماعی، دیدگاه او نسبت به زندگی، هستی و جامعه، نظام ارزشی و اخلاقی و هر آنچه که چهار چوبه یک زندگی با مفهوم بر آن استوار است. نکته ای که باید بدان توجه داشت این است که: تأثیر تکنولوژی در زندگی انسان و بر شؤون مختلف انسانی در بسیاری از موارد، به گونه ای مخفی و مستتر صورت می گیرد، تأثیری غیر مستقیم و غیر محسوس که جز با دقت و تأمل فراوان، نمی توان ردّ پای مشخصی از آن در تغییر و تحوّل مسایل و رخ دادهای انسانی یافت. این نکته برای همه ما، که به دنبال آثار مثبت و منفی تکنولوژی، وادی های اندیشه را سیر می کنیم، بسیار واجد اهمیت می باشد؛ چرا که این گونه پدیده ها و تاثیرات نامریی آنها بوده است که همواره برای این انسان ظاهر بین و نزدیک نگر، مسأله ساز و غافلگیر کننده بوده است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *