جلسه 28(رطوبت مسریه)

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه بیست و هشتم درس خارج فقه استاد مختاری (طهارت)                        24/9/97

(رطوبت مسریه)

مسألة 10: «ملاقاة الميتة بلا رطوبة مسرية لا توجب النجاسة على الأقوى، و إن كان الأحوط غسل الملاقي، خصوصاً في ميتة الإنسان قبل الغُسل».

اگر دست یا لباس انسان با میته ملاقات کند، در حالی که خشک هستند، چه صورتی دارد؟ مرحوم صاحب عروه می فرمایند: اگر چنانچه رطوبت مُسریه که نجاست را انتقال دهد، نباشد مانعی ندارد و علی الاقوی این است که نجس نمی­باشد.

در این مسئله اقوالی وجود دارد:

قول اول: «ما ذهب إليه المشهور من نجاسة الميتة مطلقاً، آدمياً كان أم غيره و منجسيتها فيما إذا كانت الملاقاة حال رطوبتها دون ما إذا كانت في حالة الجفاف».

اگر با رطوبت مُسریه باشد، نجس می­شود، مثلا دست انسان عرق دارد یا میت بدنش رطوبت دارد و این رطوبت سرایت کرده، نجس می­شود. در این مسئله فرق نمی­کند میت انسان باشد یا موجود دیگر. نظر مشهور و مرحوم صاحب عروه بر نجاست است و حق هم همین است. اما اگر به میته ای دست بزند و خشک باشد و رطوبت مسریه نباشد مانعی ندارد. این نجاست غیر از مس میت است که علاوه بر مس میت دست یا لباس انسان که با میت ملاقات کرده نجس می­باشد. دلیل بر این مطلب روایات است.

روایتی در کتاب وسائل الشیعه جلد 2 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 34 روایت 2 آمده است: «عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصِيبُ ثَوْبُهُ جَسَدَ الْمَيِّتِ فَقَالَ يَغْسِلُ مَا أَصَابَ الثَّوْبَ».

شخصی لباسش اصابت کرده با جسد میت، امام علیه السلام فرمودند: لباسی که اصابت کرده باید شسته شود. دلیل کلام امام این است که چون در این تماس رطوبت مسریه وجود داشته است.

روایت دوم در کتاب وسائل الشیعه جلد 2 کتاب الطهاره من ابواب النجاسات باب 34 روایت 1 آمده است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ يَقَعُ ثَوْبُهُ عَلَى جَسَدِ الْمَيِّتِ قَالَ إِنْ كَانَ غُسِّلَ فَلَا تَغْسِلْ مَا أَصَابَ ثَوْبَكَ مِنْهُ وَ إِنْ كَانَ لَمْ يُغَسَّلْ فَاغْسِلْ مَا أَصَابَ ثَوْبَكَ مِنْهُ يَعْنِي إِذَا بَرَدَ الْمَيِّتُ».

شخصی لباسش اصابت کرده بر جسد میت، حضرت فرمودند: اگر بعد از غسل میت اصابت کرده باشد نیاز به شستن نیست، اما اگر میت را غسل نداده باشند باید لباسش را بشوید، البته اگر این اصابت  زمانی باشد که بدن میت سرد شده است. این روایات ارشاد بر نجاست ملاقی دارد، نه تعبد محض و از طرفی هم استحضار دارید نجاست ملاقی در وقتی است که رطوبت مسریه باشد، در زمانی نجاست منتقل می­شود که یکی از دو طرف مرطوب باشد. اما اگر بدون رطوبت باشد اشکالی ندارد. لذا اطلاق این روایات حمل می­شود بر همین صورت که رطوبت مسریه باشد و غالبا هم اگر تازه روح از بدن خارج شده باشد، مقداری رطوبت به واسطه عرق در بدن میت هست که با سرایت آن، بدن یا لباس افرادی که با میت تماس دارند نجس می­شود. این قول اول، قول صاحب عروه و بسیاری از بزرگان است.

قول دوم: چنانچه دست یا لباس با میته تماس پیدا کند، نجس نمی­شود. مرحوم محقق کاشانی در کتاب مفاتیح الشرایع جلد 1 مفتاح 75 صفحه 67 این مطلب را فرمودند: « ما ذهب إليه الكاشاني (قدس سره) من عدم نجاسة ميت الآدمي و إنما وجب غسله تعبداً أو أنه لجنابته الحاصلة بالموت». دلیل مرحوم محقق کاشانی این است که می­فرماید، کسانی که می­گویند میت نجس است، مستنداتشان آن اخباری است که دال بر خباثت معنوی است، نه خباثت ظاهری، مثلا وقتی می­گوییم جنب نجس است، این نجاست، نجاست معنوی است نه ظاهری، از این جهت اخبار میت را معطوف کردند به جنب، همان طور که جنب نجاستش معنوی است، در میت هم به واسطه موتش خباثت معنوی ایجاد می­شود و از این جهت همان طور که آدم جنب به غسل نیاز دارد، میت هم به واسطه عروض موت نیاز به غسل دارد تا رافع خباثت معنوی شود.

بنابراین اصابت بدن و لباس به میت موجب نجاست نمی­شود. البته اگر نجاست میت را بخواهیم حمل کنیم بر خباثت معنوی، از ظاهر ادله چنین چیزی استفاده نمی­شود که خباثت، خباثت معنوی است، چون روایت می­فرماید بروید و دستتان را بشویید، مگر اینکه بخواهیم توجیهی کنیم که این توجیه هم هیچ استنادی و دلیل قویی ندارد. اگر هم فرمودند این نجاست مانند نجاست شخص جنب است، این ناظر بر حکمت غسل میت است و منافاتی با نجاست ظاهری میت ندارد، غسل میت بخاطر این نیست که او نجس العین است، بلکه حکمت این غسل به خاطر خباثت معنوی میت است به واسطه موتش. از این جهت روایت ظاهری از اخبار استفاده می­شود، پس کلام مرحوم محقق کاشانی قابل قبول نیست.

قول سوم: قول مرحوم ابن ادریس است در کتاب السرائر جلد 1 صفحه 163 که فرمودند: « ما نسب إليه أيضاً و اختاره ابن إدريس في سرائره من أن الميت الآدمي و إن كان نجساً إلّا أنه غير منجس لملاقيه، سواء أ كانت الملاقاة قبل غسله و برده أم بعدهما، و إن لم يكن ظاهر كلامه المحكي مساعداً على هذه النسبة حيث قال: إذا لاقى جسد الميت إناء وجب غسله و لو لاقى ذلك الإناء مائعاً لم ينجس المائع لأنه لم يلاق جسد الميت انتهى. و ظاهره أن ملاقي النجس غير منجس لا أن الميت ليس بنجس. نعم، ذكر ذلك في طي استدلاله فراجع».

ایشان می­فرماید میت آدمی اگرچه غسلش تعبدا واجب است، اما نجاستش به ملاقی سرایت نمی­کند. اشکال این مطلب این است که آنچه ما در روایات داریم که می فرماید ملاقی جسد میت باید شسته شود، ارشاد به نجاست ظاهری است نه ارشاد به تعبد محض.

قول چهارم: این است که فرمودند: «أن الميتة و إن كانت نجسة مطلقاً إلّا أنها تمتاز عن بقية النجاسات في كونها منجسة سواء أ كانت الملاقاة معها في حال الرطوبة أم مع الجفاف ذهب إليه العلّامة و الشهيدان و غيرهم»

بین میت آدمی و غیر آدمی فرق است، نجاست میت آدمی به ملاقیش مطلقا سرایت می­کند، حتی اگر خشک باشد. اما در میت غیر آدمی فقط در جایی که مرطوب باشد نجاست سرایت پیدا می­کند. استدلال این بزرگواران روایتی است که در مورد نجاست میت آدمی و منجسیت ملاقی آن ذکر شده است که اسمی از رطوبت در آن نیامده است، ما هم تعبدا می­گوییم همین است. البته این قابل قبول نیست، چون ارتکاز عرفی این را نمی­پذیرد و می­گوید با ملاقی سرایت کند، با رطوبت مسریه­ای که قابل انتقال باشد، نجس است. اما اگر این رطوبت کم باشد قابل انتقال نیست. پس به نظر می­رسد که همان قول مرحوم صاحب عروه با روایات مطابقت دارد.

مسألة 11: «يشترط في نجاسة الميتة خروج الروح من جميع جسده، فلو مات بعض الجسد ولم تخرج الروح من تمامه لم ينجس».

میت زمانی نجس می­شود که روح از تمام جسد او خارج شود. اما اگر از بعض جسدش خارج شده باشد، نه تمام جسد، نجس نمی­باشد، چون صدق میت نمی­کند. پس باید روح از تمام بدن خارج شود.

مسألة 12: «مجرّد خروج الروح يوجب النجاسة و إن كان قبل البرد من غير فرق بين الإنسان و غيره، نعم وجوب غسل المسّ للميّت الإنسانيّ مخصوص بما بعد برده.

نجاست زمانی حاصل می­شود که روح از جسد خارج شود، اگرچه هنوز سرد نشده باشد. این غیر از غسل میت است که بعد از سرد شدن است، اما قبل از سرد شدن بدن میت زمانی که روح از جسد کامل خارج شد، دست و لباس به میت بخورد نجس می­شود.

در این مسئله دو قول است: در مورد جسد آدمی و غیر آدمی. قول اول این است که چه در جسد آدمی و چه غیر آدمی، وقتی روح از بدن خارج شد، قبل از سرد شدن نجس است. مرحوم آقای حکیم در مستمسک فرمودند جمعی از اصحاب این را فرمودند و مرحوم صاحب عروه هم همین را فرمودند و ظاهرا قول مشهور هم همین است. مرحوم شیخ طوسی در خلاف و محقق در معتبر ادعای اجماع کردند و فرمودند در مورد میت آدمی اینگونه است مطلقا. این مطلب به نظر می­رسد که قوی باشد، دلیل این مطلب اطلاقات ادله­ای است که بر نجاست مطلق میته دلالت می­کند، یا اطلاق روایاتی که دال بر نجاست میت انسان است.

اما قول دوم فرمودند میت آدمی قبل از سرد شدن نجس نیست. مرحوم شهید اول در ذکری، محقق ثانی، صاحب مدارک و علامه این فرمایش را دارند. محقق ثانی در کتاب جامع المقاصد جلد 1 صفحه 459  دارند که: «و الأصحّ أيضا أن الميّت إنّما ينجس بعد البرد، فلا ينجس الملاقي له حينئذ مطلقا للأصل و الاستصحاب».

دلیل این مطلب اصل و استصحاب است. این بزرگواران استدلالاتی کردند که تا مادامی که سرد نشده این بدن نجس نیست. بعضی­ها فرمودند موت زمانی صادق است که جسد میت سرد شود و حداقل این است که شک کنیم موت بر آن صادق هست یا نه، اینجا استصحاب حیات می کنیم. جواب این است که موت دائر مدار خروج روح از جسد است که تشخیص آن با عرف است و عرف می­گوید فلان شخص میته است، اعم از این که سرد شده باشد یا نه. دلیل دیگر این است که ایشان فرمودند بین غَسل و غُسل ملازمه است، یعنی آنجایی که غسل واجب نیست (زمانی که سرد نشده) غَسل هم واجب نیست، پس نمی­تواند نجس باشد، جواب این است که این ادعا بدون دلیل است، چون دلیل بر خلاف آن داریم که روایات است که فرمودند شستن و غَسل دایر مدار تحقق موضوع  نجاست (موضوع نجاست میته) است، به مجرد خروج روح از آن، میته بر آن صادق است، روایت هم همین را دارد، غُسل برای زمانی است که بدن سرد شده باشد، پس ملازمه این هم قابل قبول نیست.

در ادامه مسئله می­فرماید: «نعم وجوب غسل المسّ للميّت الإنسانيّ مخصوص بما بعد برده». غسل مس میت برای زمان سرد شدن جسد میت است.

مسألة 13: المُضغة نجسة، و كذا المشيمة و قطعة اللحم التي تخرج حين الوضع مع الطفل.

حکم جنینی که هنوز خون لخته است و مشیمه (بچه دان) و قطعه گوشتی که در زمان وضع حمل از رحم زن خارج می­شود چیست؟ حکم این مسئله مانند مسئله 9 است که در مورد ولوج روح بحث شد که عرض کردیم اگر روح در جنین دمیده شده باشد غسل مس میت و غیره دارد، اما اگر روح در آن دمیده نشده باشد غسل ندارد، اما در نجس بودنش بحثی نیست.

مسألة 14: «إذا قطع عضو من الحيّ و بقي معلّقاً متّصلًا به فهو طاهر ما دام الاتّصال، و ينجس بعد الانفصال، نعم لو قطعت يده مثلًا و كانت معلّقة بجلدة رقيقة فالأحوط الاجتناب».

اگر عضوی از بدن زنده قطع شود، ولی هنوز متصل به بدن باشد به واسطه پوستی، پاک است تا مادامی که متصل است، منتها بعد از جدا شدن نجس است. بعد در ادامه مرحوم صاحب عروة می­فرماید که اگر قطع شده باشد دستش و با پوست بسیار رقیق و نازک آویزان باشد، احوط اجتناب از آن است. این بحث هم در مسله 1 «الأجزاء المبانة من الحيّ ممّا تحلّه الحياة كالمبانة من الميتة»، گذشت که عرض کردیم كه مانند جدا شده از میت است.

و صلی الله علی محمد و آل محمد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/02/اذر-0فقه_24-.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2019/02/فقه-28.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *