درس خارج فقه 96-97 جلسه5

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه پنجم درس خارج فقه (طهارت) استاد مختاری

در فقه بحث در مورد آب مضاف بود. در عروة الوثقی آمده است که «الماء المضاف مع عدم ملاقاة النجاسة طاهر ، لكنه غير مطهر لا من الحدث ولا من الخبث ولو في حال الاضطرار»

در اینجا حکم، اولش این است که آب مضاف ذاتاً خودش طاهر است و بحثی در آن نیست. منتها بحثی که خیلی مهم و داغ است این است که آب مضاف مطهر است یا خیر؟

اینکه آب مضاف فی نفسه پاک است بحثی در آن نیست چون استصحاب و قاعده طهارت در اینجا کفایت می­کند. منتها بحث در این است که آیا مطهر است یا خیر؟

در آب های مطلق راجع به ادله اش بحث کردیم. ولی اینکه آیا آب مضاف مطهر است یا خیر و آیا می­تواند چیز نجس را پاک کند یا خیر بحث باقی ماند. در اینجا می­فرمایند نمی­تواند مطهر باشد و چند قول در این مسأله وجود دارد:

قول اول: مشهور معتقدند که آب مضاف مطهر نیست مطلقا نه از حدث و نه از خبث و نه در حال اختیار و نه در حال اضطرار.

قول دوم: قول مرحوم صدوق است که می­فرماید با آب مضاف می­شود وضوء گرفت و می­گوید آب مضاف رافع حدث است و مثال می­زند به آب گلاب و می­فرمایند اشکالی ندارد.

قول سوم: مرحوم سید مرتضی و شیخ مفید (ره) می­فرمایند آب مضاف رافع حدث است.

قول چهارم: قول ابن ابی عقیل است که می­گوید در صورت اضطرار و فقدان آب مطلق می­شود با آب مضاف طهارت گرفت و اشکالی ندارد البته مرحوم فیض کاشانی نیز همین نظر را دارند.

ادله:

اولین دلیل مشهور آیه 43 سوره نساء می­باشد که خداوند متعال در قرآن کریم می­فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکاري‏ حَتَّي تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلاَّ عابِري سَبيلٍ حَتَّي‏ تَغْتَسِلُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضي‏ أَوْ عَلي‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَيْديکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَفُوًّا غَفُوراً» (ی کسانی که ایمان آورده اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می­گویید! و همچنین هنگامی که جنب هستید- مگر اینکه مسافر باشید- تا غسل کنید. و اگر بیمارید، یا مسافر، و یا «قضای حاجت» کرده اید، و یا با زنان آمیزش جنسی داشته اید، و در این حال، آب (برای وضو یا غسل) نیافتید، با خاک پاکی تیمّم کنید! ( به این طریق که ) صورتها و دستهایتان را با آن مسح نمایید. خداوند ، بخشنده و آمرزنده است.)

در اینجا حصر است و حصر بین آب و تراب برای کسی که آب مطلق در اختیار ندارد. مشهور که از این آیه استدلال کردند که ماء، همان ماء مطلق است این را از کجا بدست آوردند؟ ممکن است بگویید که آب مضاف را نمی­شود آب بر آن اطلاق کرد، در حالی که این طور نیست و ما بعضی از آبهای مضاف داریم که می­شود با آن وضوء گرفت. بنابراین استدلال به این آیه شریفه به نظر ما درست نیست.

مشهور به روایتی استدلال کردند که در وسائل الشیعه باب یک از ابواب ماء المضاف آمده است که «ففي رواية أبي بصير عن أبي عبدالله (عليه السلام) «عن الرجل يكون معه اللّبن، أيتوضّأ منه للصلاة؟ قال: لا، إنّما هو الماء و الصعيد»

در این روایت آمده است که سؤال شده آیا می­شود از لبن(شیر) وضوء گرفت فرمودند: فقط با آب می­شود وضوء گرفت». ممکن است شما بگویید ماء در اینجا ماء مطلق است. از کجا باید فهمید که منظور از ماء، مطلق است، در حالی که سائل سؤال از لبن می­کند و در حالی که به لبن اصلاً آب اطلاق نمی­شود.

روایت دیگر این است که «عبدالله بن المغيرة عن بعض الصادقين قال: «إذا كان الرجل لا يقدر على الماء وهو يقدر على اللّبن» فلا يتوضّأ باللّبن، إنّما هو الماء أو التيمّم» (الوسائل، ج1ص 201 / أبواب الماء المضاف باب 1 ، ح 1 ، 2 .)

کسی که آب در اختیارش نبود منتها شیر و دوغ در اختیار داشت با شیر و دوغ وضوء نگیرد و باید دنبال آب برود یا تیمم کند. البته این روایت را گفتند که ضعیف است و بر فرض اگر سندش هم ضعیف نباشد، دلالتش اشکال دارد. برای اینکه شما از کجا می­فهمید که منظور از ماء همان ماء مطلق است.

دلیل دیگری که مشهور بیان کردند استناد به اصل است. مثلاً  اینکه به آب مضاف رسیدیم و نمی­دانیم آب مضافی که طهر است، آیا مطهر هم هست یا خیر؟ در اینجا اگر شک کنیم در مطهریّت آب مضاف، و اگر دست خود را با آن شستیم و وضوء گرفتیم شک می­کنیم که آیا رافع حدث شد یا خیر؟ در اینجا استصحاب می­گوید حدث همچنان باقی است.

سؤال ما این است که خیلی از بزرگان استصحاب در احکام را جایز نمی­دانند؛ مثل مرحوم خوئی و مرحوم حکیم. پس چطور در اینجا کلمه استصحاب را بعضی از بزرگان بکار می­گیرند.

دلیل شیخ صدوق که می­فرماید آب مضاف رافع حدث است این روایت است که در وسائل الشیعه، جلد یک باب سه از ابواب ماء المضاف آمده که «کسی می­آید با آب مضاف غسل می­کند و برای نماز با این آب گلاب وضوء می­گیرد امام(ع) می­فرماید اشکالی ندارد.

این روایت برای استدلال گلاب است و ثانیاً القاء خصوصیت می­کند و همۀ آب های مضاف را می­گوید. البته بعضی ها خواستند بگویند شاید مخصوص فقط گلاب باشد.

این روایت را که به آن می­رسند می­گویند بزرگان از آن اعراض کردند. جالب است که مرحوم خوئی اعراض از اصحاب را، می­گوید این دلیل نمی­شود و در اینجا  این روایت را که شیخ صدوق نقل می­کند می­گویند که مواجه شده با اعراض اصحاب و اصحاب به آن عمل نکردند. در اینجا هم مرحوم خوئی باید بفرمایند که اصحاب به آن عمل نکردند. لذا حتماً یک ادله ای داشتند. چطور می­خواهیم آن را به عنوان دلیل ذکر کنیم؟ ولی به نظر می­رسد یک سؤالاتی در ذهن انسان بوجود می­آید که باید در مورد آن فکر کرد.

مرحوم شیخ طوسی هم دارد که بزرگان از آن اعراض کردند و کسی به آن عمل نکرده است. منتها مرحوم شیخ طوسی آمدند و توجیهی کردند و فرمودند این وضوء که آمده، وضوء مصطلح نیست. بلکه وضوء به معنای تنظیف و نظافت است. البته در جواب می­گوییم که کلمۀ «یتوضع للصلاة» آورده شده. لذا شما چطور می­گویید که وضوء مصطلح نیست. لذا این فرمایش شیخ طوسی خلاف ظاهر است و از عبارت نمی­شود حرف شیخ طوسی را فهمید.

مرحوم صاحب جواهر یک توجیه دیگری کردند و فرمودند که در اینجا «ماء الورد» به کسر واو است و منظور آب گلاب نیست. بلکه آبی است که چهارپایان برای شرب استفاده می­کنند و عبور و مرور شتر در آن می­باشد. در حالی که این توجیه هم اشکال دارد، چون تمام بزرگان «ماء الورد» را به فتح واو خواندند و به عنوان گلاب بیان شده است و این احتمال مرحوم صاحب جواهر قابل قبول نیست.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/06/23مهر-خارج-فقه.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/06/5.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *