درس خارج فقه 96-97 جلسه 56

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه پنجاه و ششم درس خارج فقه (طهارت)

بحث ما راجع به ماء البئر بود و بیان کردیم آب چاه اعتصام دارد  و چون اعتصام دارد منفعل نمی­شود مگر اینکه تغییری در اوصاف سه­گانه حاصل شده باشد. بعضی از بزرگان مثل قدماء گفتند آب چاه نجس می­شود و باید آن را نزح کرد و چند دلو آب بیرون کشید.

بحث ما در جلسه قبل این بود که این تعارض را چکار کنیم خلاصه اینکه یک سری روایات می­گوید آب چاه اعتصام دارد و یک سری روایات می­گوید بر اینکه آب چاه نجس می­شود وباید نزح کرد لذا در اینجا با هم تعارض دارند و ما بیان کردیم این تعارضات را به یک نوعی باید جمع کنیم و باید سراغ جمع عرفی برویم و اگر نشد باید سراغ مرجحات برویم و با توضیحی که در جلسه قبل بیان کردیم. بعضی از روایات احتمال می­دهیم که اعتصام آب چاه با بعضی از روایات تنافی داشته باشد در اینجا چکار باید کرد.

دو طائفه از روایات وجود دارد:

یک طائفه روایات در باب تقارب بالوعه وارد شده است و یک سری روایاتی داریم که ما را منع می­کند از اینکه فاصله نباشد بین بالوعه و چاه و گفتند چند زراع باید فاصله داشته باشد لذا اگر آب چاه اعتصام داشته باشد اگر با فاضلاب نزدیک هم باشد نباید در آن ضرری ایجاد شود لذا باید چطور اینها را حل کنیم.

اینجا بعضی از روایات مقدار را هم مخفی کردند که چقدر باید با فاضلاب فاصله داشته باشد.

یک روایت این است که در وسائل الشیعه، جلد 1، ابواب ماء المطلق، باب 24، حدیث 1 آمده که «مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ أَبِي بَصِيرٍ قَالُوا قُلْنَا لَهُ بِئْرٌ يُتَوَضَّأُ مِنْهَا يَجْرِي الْبَوْلُ قَرِيباً مِنْهَا أَ يُنَجِّسُهَا قَالُوا فَقَالَ إِنْ كَانَتِ الْبِئْرُ فِي أَعْلَى الْوَادِي وَ الْوَادِي يَجْرِي فِيهِ الْبَوْلُ مِنْ تَحْتِهَا وَ كَانَ بَيْنَهُمَا قَدْرُ ثَلَاثَةِ أَذْرُعٍ أَوْ أَرْبَعَةِ أَذْرُعٍ لَمْ يُنَجِّسْ ذَلِكَ الْبِئْرَ شَيْ‌ءٌ وَ إِنْ كَانَتِ الْبِئْرُ فِي أَسْفَلِ الْوَادِي وَ يَمُرُّ الْمَاءُ عَلَيْهَا وَ كَانَ بَيْنَ الْبِئْرِ وَ بَيْنَهُ سَبْعَةُ أَذْرُعٍ لَمْ يُنَجِّسْهَا وَ مَا كَانَ أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ لَمْ يُتَوَضَّأْ مِنْهُ قَالَ زُرَارَةُ فَقُلْتُ لَهُ فَإِنْ كَانَ يَجْرِي بِلِزْقِهَا وَ كَانَ لَا يَلْبَثُ عَلَى الْأَرْضِ فَقَالَ مَا لَمْ يَكُنْ لَهُ قَرَارٌ فَلَيْسَ بِهِ بَأْسٌ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مِنْهُ قَلِيلٌ فَإِنَّهُ لَا يَثْقُبُ الْأَرْضَ وَ لَا يَغُولُهُ حَتَّى يَبْلُغَ إِلَيْهِ وَ لَيْسَ عَلَى الْبِئْرِ مِنْهُ بَأْسٌ فَتَوَضَّأْ مِنْهُ إِنَّمَا ذَلِكَ إِذَا اسْتَنْقَعَ الْمَاءُ كُلُّهُ»

به امام (ع) این طور عرضه داشتند که چاهی است که از آن وضوء می­گیرند که مجرای ادرار است یعنی نزدیک فاضلاب است آیا فاضلاب چاه را نجس می­کند امام (ع) فرمودند اگر چاه در وضعیت بالاتری قرار گیرد و فاضلاب پایین تر باشد باید سه زراع فاصله باشد و یا اینکه چهار زراع فاصله باشد و اگر این طور باشد چیزی آن را نجس نمی­کند و اثری نارد و اگر کمتر از سه یا چهار زراع باشد نجس می­شود.

قاعده این است که مقصود از نجاست همان تنفر آور بودن است یعنی حضرت می­خواهد بفرماید این کار را نکنید نه اینکه تکلیفاً بگوید حرام است یا اینکه نجس می­کند و این نجاست به معنای نجاست اصطلاحی نیست.

روایت دیگر در وسائل الشیعه، جلد 2، ابواب تیمم، باب 3، حدیث 1 آمده که « صحيحة الحلبي أيضا، سأل الصادق (عليه السلام) عن الرجل يمر بالركية و ليس معه دلو، قال: ليس عليه أن يدخل الركية، إن رب الماء هو رب الأرض فليتيمم»

روایت دیگر در وسائل الشیعه، جلد 2، ابواب تیمم، باب 3 حدیث 4 آمده که« مَا أَخْبَرَنِي بِهِ الشَّيْخُ أَيَّدَهُ اللَّهُ تَعَالَى عَنْ أَبِي الْقَاسِمِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يَمُرُّ بِالرَّكِيَّةِ وَ لَيْسَ مَعَهُ دَلْوٌ قَالَ لَيْسَ عَلَيْهِ أَنْ يَنْزِلَ الرَّكِيَّةَ إِنَّ رَبَّ الْمَاءِ هُوَ رَبُّ الْأَرْضِ فَلْيَتَيَمَّمْ»

ظاهر این است که عرفاً خودش به زحمت نیاندازد تا وضوء بگیرد بلکه برود و تیمم کند. پس معلوم می­شود حدث چه اصغر و چه اکبر باشد مانعی ندارد و می­تواند برود و تیمم کند.

روایت دیگر در وسائل الشیعه، جلد 2، ابواب تیمم، باب 22، حدیث 4 آمده که « مَا أَخْبَرَنِي بِهِ الشَّيْخُ أَيَّدَهُ اللَّهُ تَعَالَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَحْرٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْجُنُبِ يَدْخُلُ الْبِئْرَ يَغْتَسِلُ فِيهَا قَالَ يُنْزَحُ مِنْهَا سَبْعُ دِلَاءٍ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْعَذِرَةِ تَقَعُ فِي الْبِئْرِ فَقَالَ يُنْزَحُ مِنْهَا عَشْرُ دِلَاءٍ فَإِنْ ذَابَتْ فَأَرْبَعُونَ أَوْ خَمْسُونَ دَلْواً»

سؤال شده از امام (ع) از شخصی که جنب است و اخل چاه رفته و غسل کرد اما (ع) فرمودند هفت دلو آب از چاه کشیده شود.

خلاصه اینکه آب چاه اعتصام دارد و باید بگوییم نیازی به نزح ندارد گرچه مرحوم صاحب عروه می­گوید اگر می­خواهند نزح کنند فقط استحباب دارد.

(مسألة 1): «ماء البئر المتّصل بالمادّة إذا تنجّس بالتغيّر فطُهره بزواله  و لو من قبل نفسه، فضلًا عن نزول المطر عليه أو نزحه حتّى يزول، و لا يعتبر  خروج ماء من المادّة في ذلك»

آب چاه که متصل به ماده است زمانی نجس می­شود که تغیر پیدا کند و تا زائل نشود پاک نمی­شود ولو اینکه خود به خود زائل شده باشد چه اینکه باران ببارد و چه اینکه آن را نزح کنند.

(مسألة 2): «الماء الراكد النجس كرّاً كان أو قليلًا يطهر بالاتّصال بكرّ طاهر، أو بالجاري، أو النابع غير الجاري، و إن لم يحصل الامتزاج»

اگر آب راکد باشد منتها نجس باشد چه کُر باشد یا قلیل باشد بواسطۀ اتصال با آب کُر طاهر دیگری پاک می­شود یا اینکه به آب جاری دیگری وصل کنند و یا اینکه به نابع غیر جاری وصل کنند پاک می­شود و بحثی در آن نیست منتها بحث این است که آیا امتزاج لازم است یا خیر؟ به نظر ما امتزاج لازم نیست اگر چه بنابر اقوی امتزاج حاصل نشود کما اینکه باران نازل شود.

ما بر عدم اعتبار امتزاج دو دلیل داریم:

یک دلیل روایت است که در وسائل الشیعه، جلد 1ف ابواب ماء المطلق، باب 14ف حدیث 70 آمده که صحیحه محمد بن اسماعیل بن بزیع بود که صحیحه می­گوید مادامی که زوال تغیر حاصل نشده باید نزح کرد تا طعم و بو و رنگ آن از بین برود.

روایت دیگر در وسائل الشیعه، جلد 1، ابواب ماء المطلق، باب 7، حدیث 4 آمده که « عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ حَبِيبٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَاءُ الْحَمَّامِ لَا بَأْسَ بِهِ إِذَا كَانَتْ لَهُ مَادَّةٌ»

حضرت می­فرماید آب حمام اشکالی در آن نیست زمانی که وصل به ماده باشد و هیچ حرفی از امتزاج در اینجا نیامده است.

روایت دیگر در وسائل الشیعه، جلد 1، ابواب ماء المطلق، باب 6، حدیث 2 آمده که « وَ سَأَلَهُ عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ أَخَاهُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع عَنِ الرَّجُلِ يَمُرُّ فِي مَاءِ الْمَطَرِ وَ قَدْ صُبَّ فِيهِ خَمْرٌ فَأَصَابَ ثَوْبَهُ هَلْ يُصَلِّي فِيهِ قَبْلَ أَنْ يَغْسِلَهُ قَالَ لَا يَغْسِلُ ثَوْبَهُ وَ لَا رِجْلَهُ وَ يُصَلِّي فِيهِ وَ لَا بَأْسَ بِهِ‌«

از این روایت هم بر عدم امتزاج استفاده می­شود یعنی همان وصل شدن به آب باران کفایت می­کند و در این روایت هیچ صحبتی از امتزاج نشده است.

به نظر ما باید بیان کنیم اینکه صاحب عروه فرمودند نیازی به امتزاج نیست درست است و حق هم با ایشان است و مرحوم خوئی هم همین مطلب را بیان می­کنند و عبارتشان این است که « كما ان مقتضى إطلاقها عدم اعتبار الامتزاج، و استدللنا على عدم اعتباره أيضا بإطلاق صحيحة هشام المتقدمة فراجع. و يمكن الاستدلال على كفاية الاتصال بمطلق العاصم أيضا بأخبار ماء الحمام حيث قوينا أخيرا عدم اختصاصها بمائه، و بنينا على شمولها لكل ماء متصل بالماء المعتصم»

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/07/28فروردین-فقه.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/07/56.pdf[/QR]

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *