درس خارج فقه 96-97 جلسه 45

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه چهل و پنجم درس خارج فقه (طهارت)

مسأله 8: «الكرّ المسبوق بالقلّة إذا علم ملاقاته للنجاسة و لم يعلم السابق من الملاقاة و الكرّيّة، إن جهل تاريخهما أو علم تاريخ الكرّيّة، حكم بطهارته و إن كان الأحوط التجنّب ؛ و إن علم تاريخ الملاقاة، حكم بنجاسته. و أمّا القليل المسبوق بالكرّيّة الملاقي لها فإن جهل التاريخان أو علم تاريخ الملاقاة، حكم فيه بالطهارة مع الاحتياط المذكور، و إن علم تاريخ القلّة  حكم  بنجاسته»

در این مسأله مرحوم محقق یزدی دو فرع بیان کرده و هر فرعی سه صورت دارد: بحث اصلی این است که ما آبی داریم که کُر است، منتها مسبوق به قلیل است، یعنی قبلاً قلیل بوده و سپس کُر شده. از طرفی در این آب یک نجاستی می­بینیم، مثلاً یک مقدار خون در آن می­بینیم و نمی­دانیم این خون در وقتی که آب قلیل بوده در آن واقع شده، که قطعاً در این صورت نجس خواهد شد و یا اینکه بعد از کُریّت این خون وارد آب شده است، یعنی به یک معنا برای ما هر دو فرعش مجهول است و تقدم هیچ کدام برای ما معلوم نیست.

صورت اول این است که تاریخ ملاقات و کریّت؛ هر دو برای ما مجهول است. در این صورت باید چکار کرد؟ در اینجا دو استصحاب بر اساس اختلاف در مبنا وجود دارد. یا باید این طور بگوییم که اصل عدم ملاقات نجاست با این آب است و این ملاقات در زمان قلّت آب نبوده، یعنی بعد از کُریّت ملاقات ایجاد شده است، پس نتیجه­اش طهارت است و از آن طرف بگوییم «اصالة عدم الکُریّه الی زمان الملاقات» پس نتیجه­اش نجاست می­شود. در اینجا هر دو استصحاب با هم تعارض می­کنند و هر دو هم جریان دارند. بر اساس و مسلک مرحوم شیخ (ره) در اینجا باید چکار کنیم؟

می­فرمایند این دو بواسطۀ معارضه به هم تساقط پیدا می­کنند و لذا باید سراغ قاعده طهارت برویم و بگوییم پاک است. لذا مرحوم صاحب عروه هم در اینجا حکم به طهارت کرده است.

بر اساس مسلک مرحوم آخوند (ره) ایشان می­خواهند بفرمایند استصحاب جریان ندارد، چون یکی از ارکان استصحاب در اینجا مُختل است و آن عدم احراز اتصال زمان یقین با شک است و اگر این طور باشد باز هم مرجع در اینجا طهارت است. لذا در اینجا هر دو صورت تقریباً طبق مسلک مرحوم شیخ (ره) و طبق مسلک مرحوم آخوند (ره) قاعده طهارت است.

صورت دوم از فرع اول صورت علم به تاریخ کُریّت و جهل به تاریخ ملاقات است، یعنی ما می­دانیم مثلاً دیروز وقت اذان ظهر این آب کُر شده است. اما نسبت به تاریخ ملاقات نجاست جهل داریم، یعنی نمی­دانیم این نجاست کی داخل این آب افتاده است؛ آیا قبل از اذان ظهر بوده و یا بعد از اذان ظهر بوده است؟ در این صورت باید چکار کرد؟

در اینجا هم حکم به طهارت می­شود، یعنی «اصالة عدم الملاقاة الی زمان الکُریّه». لذا شما چطور «اصالة عدم الکُریّه» را در اینجا  نمی­آورید و می­گویید «اصالة عدم الکُریّه الی زمان الملاقاة» تا تعارض پیش بیاید و بعد قائل به طهارت شوید؟

صورت سوم از فرع اول این است که علم به تاریخ ملاقات و جهل به تاریخ کُریّت داریم. در اینجا حکم به نجاست می­شود، چون «اصالة عدم الکُریه الی زمان الملاقات» در اینجا جاری می­شود.

فرع دوم این است که قلّت مسبوق به کُریّت است، یعنی الاّن آب قلیل است منتها دیروز آب کُر بوده است و ما نمی­دانیم این نجاست که داخل آب افتاده، دیروز افتاده که آب کُر بوده، که در این صورت آب پاک است و یا اینکه بعد از تبدیل به قلّت، نجاست داخل آن شده است که در این صورت خود به خود نجس است.

در دو صورت اول باید بگوییم حکم به طهارت است. صورت اول این بود که جهل داریم به تاریخ قلّت و ملاقات، یعنی نمی­دانیم این نجاستی که داخل آب افتاده، زمانی که کُر بوده افتاده یا زمانی که قلیل بوده افتاده، پس کلام در صورت اول مثل فرع اول است و هیچ فرقی ندارد و در آنجا گفتیم حکم به طهارت می­کنیم، در اینجا هم می­گوییم حکم به طهارت می­شود.

صورت دوم این بود که علم داریم به تاریخ ملاقات، منتها نمی­دانیم قلیل چه زمانی به کُریّت تبدیل شد، در این فرع نمی­دانیم که چه زمانی کرّ تبدیل به قلیل شد، در اینجا مثل صورت دوم از فرع اول است که استصحاب می­کنیم کُریّت و عدم قلّت را، یعنی «اصالة عدم القلّه الی زمان الملاقات» لذا در صورت دوم هم در فرع دوم، حکم به طهارت می­شود، منتها مهم صورت سوم است که علم داریم به تاریخ قلّت و عدم علم به تاریخ ملاقات، یعنی تاریخ ملاقات را نمی­دانیم. لذا در اینجا باید بگوییم «اصالة عدم الملاقات الی زمان القلّه» یعنی حکم به نجس می­شود، چون تاریخ تبدیل شدن آب به قلّت برای ما مشخص است، منتها نسبت به تاریخ ملاقات علم نداریم و لذا در اینجا اصل عدم ملاقات نجاست تا زمان قلّت است، یعنی ملاقات، در زمان کرّ بودن آب، اتفاق نیفتاده است و در زمان قلّت اتفاق افتاده است. لذا در اینجا مثل صورت سوم از فرع اول باید قائل به نجاست شویم.

البته مرحوم آقای نائینی یک اشکالی دارند و می­گویند در اینجا هیچ گونه استصحابی جریان ندارد و همۀ این صور را می­گویند نجس است و طهارتی وجود ندارد. دلیل مرحوم نائینی در جلسه بعد انشاءالله بیان خواهد شد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/07/5اسفند-فقه.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/07/45.pdf[/QR]

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *