درس خارج فقه 96-97 جلسه 33

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی و سوم درس خارج فقه(طهارت)

بحث ما راجع به انفعال آب قلیل بود و اینکه آیا آب قلیل به محض ملاقات با نجاست نجس می­شود یا خیر؟

بیان کردیم مشهور از فقهاء می­گویند آب قلیل، به محض ملاقات با نجاست منفعل می­شود. مرحوم شیخ انصاری می­گویند: 300 حدیث در مسأله وجود دارد، و بزرگی دیگر می­گوید 200 حدیث در مسأله وجود دارد. اما در نقطه مقابل، ابن ابی عقیل و مرحوم محدث کاشانی و بعضی از بزرگان معتقدند که آب قلیل به محض ملاقات با نجاست منفعل نمی­شود.

یک سری روایاتی را مرحوم ابن عقیل و محدث کاشانی استدلال کردند، که چند روایت را در جلسه قبل بیان کردیم و بعضی از روایات دیگر را که ذکر کردند، در این جلسه بیان می­کنیم.

یک روایت این است که «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْمُيَسِّرِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ الْجُنُبِ يَنْتَهِي إِلَى الْمَاءِ الْقَلِيلِ فِي الطَّرِيقِ وَ يُرِيدُ أَنْ يَغْتَسِلَ مِنْهُ وَ لَيْسَ مَعَهُ إِنَاءٌ يَغْرِفُ بِهِ وَ يَدَاهُ قَذِرَتَانِ قَالَ يَضَعُ يَدَهُ وَ يَتَوَضَّأُ ثُمَّ يَغْتَسِلُ هَذَا مِمَّا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ» (وسائل الشیعه، کتاب الطهاره، باب8، من ابواب ماء المطلق، حدیث5)

شخص جنب جایی می­رود که در راه خیابان و بیابان به آب قلیل برخورد می­کند، می­خواهد با همین آب غسل کند، دستش نجس است و دست خود را داخل آن آب می­گذارد، بعد امام(ع) می­فرماید دست را داخل آب بگذارد و وضوء بگیرد، بعد غسل کند. از این روایت می­خواهند استدلال کنند مبنی بر اینکه این روایت مطلق است و در اینجا نگفتند که کُر بوده یا قلیل بوده است.

جواب این است که این روایت تعارض دارد با آنهمه روایاتی که دال بر انفعال است، چون آن روایتها به حد تواتر و استفاضه است، بنابراین این روایت جزء نوادر است و خیلی قابل اعتنا نیست.

جواب دوم این است که در اینجا مقصود از لفظ قلیل در روایت، قلیل عرفی در قبال کثیر است، نه قلیل اصطلاح السنه فقهاء، از این جهت مرحوم صاحب حدائق در کتاب حدائق الناظره جلد 1 ص 299 می­گوید: «و هذا الجواب غير بعيد عن جادة الصواب، و ذلك من حيث ان هذا الماء المشار إليه في الرواية لما كان من مياه الطرق- و قد أوضحنا سابقا انها تبلغ في الكثرة إلى حد يزيد على الكر أضعافا مضاعفة- كان قدر الكر و ما زاد عليه يسيرا بالنسبة الى ذلك قليلا»

یک احتمال هم وجود دارد، که وجه سؤال این است، که به خاطر جماعتی از اهل سنّت، که قائل هستند که آب منفعل می­شود، بگوییم که به خاطر تقیه است. لذا در مصباح الفقیه ص 15 مرحوم همدانی بیانی دارند که «مع أنّ الأمر بالتوضّؤ مع غسل الجنابة ممّا يقرّب حملها على التقية كما في الوسائل»

بنابراین این فرمایش قابل قبول نیست و به نظر ما باید اینها را حمل بر تقیه کرد، که مرحوم صاحب حدائق به آن اشاره می­کند.

از جمله روایاتی که به آن استدلال کردند این است که «أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحَبْلِ يَكُونُ مِنْ شَعْرِ الْخِنْزِيرِ يُسْتَقَى بِهِ الْمَاءُ مِنَ الْبِئْرِ أَ يُتَوَضَّأُ مِنْ ذَلِكَ الْمَاءِ قَالَ لَا بَأْسَ» (وسائل الشیعه، جلد1، ص 125، باب 14 من أبواب الماء المطلق، حديث 2)

این روایت می­گوید ریسمان را با موی خنزیر درست کردند و ریسمان را بستند به دلو و از آن آب می­کشند، آیا می­شود از آن وضوء گرفت؟ در اینجا امام(ع) می­فرماید اشکالی ندارد.

در اینجا خیلی از بزرگان جوابهایی دادند. یک احتمال این است که فرمودند شاذ است و توان معارضه با آن روایات کثیر را ندارد، اگر معارضه داشت سراغ مرجحات می­رفتیم.

احتمال دیگر اینکه گفتند: ریسمان تا برسد به دلو، یک فاصله­ای شده و ریسمان دیگری به آن وصله زده شده است.

بر فرض بگوییم دلالت این روایت درست باشد و بگوییم به محض ملاقات با نجاست، آب قلیل منفعل نمی­شود، می­گوییم ما باب اطلاق و تقیید داریم، آن همه روایات با این روایت تقیید می­خورد، و تخصیص می­زنیم و می­گوییم این جایی را که ایشان می­گوید، جایی است که قلیل نباشد. ولی به نظر می­رسد که اینجا هم تقیّه است، چون ما سیصد روایت از ائمه داریم و اینجا که برسد، بگوییم اشکال ندارد و آخر برگردیم بگوییم: اگر ریسمان را وصله نزدند و به همان موی خنزیر باشد، بگوییم اینجا تقیید است. برای اینکه سنّی­ها اشکال نمی­دانند و می­گویند موی خنزیر حتی موی کلب اشکال ندارد و نجس نیست.

مثلاً در کتاب «الفقه علی المذهب الاربعه جلد 1 ص 8» آمده که «ان المالكية قالوا بطهارة جميع الأشياء المذكورة «الشعر و الوبر و الصوف و الريش» من أي حيوان سواء أ كان حيا أم ميتا مأكولا أم غير مأكول و لو كلبا أو خنزيرا و سواء أ كانت متصلة أم منفصلة ..»

و در همین کتاب جلد 1 ص 11آمده که «كل حي و لو كان كلبا أو خنزيرا و وافقهم الحنفية على طهارة عين الكلب ما دام حيا على الراجح الا ان الحنفية قالوا بنجاسة لعابه تبعا لنجاسة لحمه بعد موته»

در کتاب مستمسک جلد 1 ص 143 آمده است که روایت مجمل است. حاصل مطلب این است که اگر کسی بخواهد استدلال به این روایت کند و بگوید آب قلیل مثل آب کُر است، واقعاً مشکل است. با توجه به اینکه این همه روایات متواتر و مشهوری داریم، که نمی­شود به این روایت تمسک کرد. خصوصاً یک روایتی که در جلسه قبل بیان کردیم، که بهترین شاهد است بر این که فرق است بین آب قلیل و آب کر. روایت این بود که «صفوان بن مهران الجمّال قال سألت أبا عبد اللّه عليه السَّلام عن الحياض الّتي بين مكّة و المدينة تردها السّباع و تلغ فيها الكلاب و تشرب منها الحمير و يغتسل فيها الجنب أ يتوضّأ فقال و كم قدر الماء فقلت الى نصف السّاق و الى الرّكبة قال توضّأ منه» (وسائل الشیعه، جلد 1، کتاب الطهاره، باب 9، من ابواب ماء المطلق، حدیث 12)

این سؤال که امام(ع) فرمود حاکی از مقدار است، یعنی همین مقدار که تا زانو باشد کفایت می­کند و بعد امام (ع) فرمود: اشکالی ندارد. لذا این چند روایات را در تعارض با آن روایات فراوان، باید چکار کرد؟

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/07/19دی-فقه.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/07/33.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *