1231-1

درس خارج فقه 95-96 جلسه 9

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه نهم درس خارج فقه

 بحث ما این بود که در مهریه آیا مشاهده کفایت می­کند یا خیر؟ می­گویند مشاهده در مهریه کافی است و 4 دلیل را ذکر کردند.

دلیل  اوّل این بودکه خلافی درمسأله وجود ندارد. بیان شد که قبل از مرحوم محقق اتفاقاً اختلاف وجود داشته است و عبارت این است «الصداق ما تراضيا عليه مما يصح أن يكون ثمنا لمبيع أو أجرة لمكترى، قليلا كان أو كثيرا، و به قال في الصحابة عمر، و ابن عباس، و في التابعين سعيد بن المسيب، و الحسن البصري، و في الفقهاء ربيعة، دلیلنا اجماع الفرقه و اخبارهم». ( کتاب خلاف شیخ طوسی جلد 4 صفحه 364)

در اینجا مرحوم شیخ طوسی هیچ صحبتی از مشاهده نکرده است لذا چطور شما می­گویید در این مسأله هیچ خلافی نیست. در کتاب مبسوط باز هم مرحوم شیخ طوسی در جلد 4 صفحه 372 بحث ثمن را مطرح کردند و هیچ صحبتی از مشاهد نکرده است.

دلیل دوّم « المهر ما تراضیا» بود که بیان کردیم در اینجا نمی­شود به این اعتنا کرد.

 دلیل سوّم روایات خاصه بود مثل روایات تزویج زن با مهریه تعلیم قرآن که درجسله قبل بیان شد و روایت این است که «سهل بن سعد الساعدي أن امرأة أتت النبي صلّى اللّه عليه و آله، فقالت: يا رسول اللّه اني قد وهبت نفسي لك، فقامت قياما طويلا، فقام رجل فقال: يا رسول اللّه زوجنيها ان لم يكن لك فيها حاجة، فقال رسول اللّه: هل عندك من شي‌ء تصدقها إياه، فقال: ما عندي إلا إزاري هذا، فقال النبي عليه السّلام: ان أعطيتها إياه جلست لا إزار لك فالتمس شيئا، فقال: ما أجد شيئا، فقال: التمس و لو خاتما من حديد، فالتمس فلم يجد شيئا، فقال له رسول اللّه: هل معك من القرآن شي‌ء، فقال: نعم سورة كذا و سورة كذا‌ سماهما، فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: زوجتكها بما معك من القرآن». ( ابالی الآلی جلد 3 صفحه 312 ).

زنی آمد خدمت پیامبر (ص) و گفت آیا رغبتی به من داری اگر رغبت داری من خودم را به شما هبه کردم پیامبر (ص)  فرمود: من هیچ رغبتی ندارم و کسی از جمعیت بلند شد گفت اگر شما نمی­خواهید من می­خواهم و رغبت دارم، پیامبر (ص) فرمود: چیزی داری به عنوان مهریه به او بدهی شخص گفت چیزی ندارم بعد پیامبر(ص)  فرمود: از قرآن چیزی بلدی و می­توانی به او تعلیم دهی شخص گفت بله قرآن بلدم و پیامبر (ص) فرمود: من تزویج کردم او را با این مرد با مهریه یاد دادن چند سوره از قرآن. در اینجا چند سوره مشخص شده است لذا متأخرین که می­گویند مشاهده کافی است از کجا این را می­گویند در حالی که قدما مخالفت کردند و این روایت هم چیز دیگری می­گوید.

روایت دیگر این است که «روى ذلک محمد بن یعقوب عن محمد بن یحیى عن أحمد ابن محمد عن علی بن الحکم عن العلا بن رزین عن محمد بن مسلم عن ابى جعفر علیه السلام قال: جاء‌ت امرأة إلى النبی صلى الله علیه وآله فقالت: زوجنی، فقال رسول الله صلى الله علیه وآله: من لهذه؟ فقام رجل فقال: أنا یا رسول الله زوجنیها فقال: ما تعطیها؟ فقال: مالی شئ فقال: لا قال: فاعادت فاعاد رسول الله صلى الله علیه وآله فلم یقم أحد غیر الرجل، ثم اعادت فقال رسول الله صلى الله علیه وآله فی المرة الثالثة: أتحسن من القرآن شیئا؟ قال: نعم فقال: قد زوجتک على ما تحسن من القرآن فعلمهاه ایاه». ( وسائل الشیعه، کتاب النکاح ابواب المهور باب 2 حدیث  1 )

زنی خدمت پیامبر (ص) آمد و پیامبر (ص) صدا زد چه کسی آماده است و کسی بلند شد و گفت او را به ازدواج من در بیاور. پیامبر (ص) فرمود چیزی داری به او بدهی گفت چیزی ندارم و این کار چند بار تکرار شد و همین شخص بلند شد و گفت من حاضرم و در مرتبه سوّم پیامبر (ص) فرمود از قرآن چیزی بلدی گفت بله، پیامبر (ص) فرمود چیزی که از قرآن می­دانی به او یاد بده.

بنابراین ، احادیثی که در اینجا ذکر شده مشابه همین احادیث ثابت می­کند که در بحث نکاح در مهریه مشاهده کفایت نمی­کند.

در کتاب مستدرک شیخ  مفید در رساله متعه آورده است که «و فی روایه العلاء بن رزین عن محمد بن مسلم عن أبی جعفر ع قال جاءت امرأه إلی رسول الله ص فقالت زوجنی فقال رسول الله ص من لهذه المرأه فقال رجل أنا یا رسول الله زوجنیها فقال ماتعطیها فقال ما لی شیء فقال لافأعادت فأعاد رسول الله ص الکلام فلم یقم غیر الرجل أحد ثم أعادت فقال رسول الله ص فی المره الثالثه أتحسن من القرآن شیئا فقال نعم قال قدزوجتکها علی ماتحسن من القرآن أن تعلمها إیاه و فی خبر آخر فقال له رسول الله ص أتحسن القرآن قال نعم سوره فقال ع علمها عشرین آیه». ( مستدرک الوسائل، جلد 15 صفحه 61 باب 2 حدیث 1 ) در اینجا چند سوره و آیه مشخص شده است.

بعضی ها خواستند بگویند چرا باید بگوییم مشاهده کفایت می­کند و گفتند به خاطر نهی از غرر برای اینکه ممکن است ضرر و غرری براو مترتب شود و با مشاهده فایده­ای ندارد. البته این در صورتی است که حدیث شریف «نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (صلّي الله عليه و آله و سلّم): عَنْ بَيْعِ الْمُضْطَرِّ وَ عَنْ بَيْعِ الْغَرَرِ». مخصوص به باب بیع نباشد. ( عیون اخبار الرضا، باب 30 حدیث 168 )

یعنی بگوییم از باب نهی از غرر که از پیامبر (ص) نقل شده بگوییم مشاهده کفایت نمی­کند، ولی این نمی­تواند دلیل باشد چون نهی از غرر مربوط به باب بیع است و نمی­شود به مهریه تعمیم داد لذا به نظر می­رسد بهترین حرف این است که علمای عامه آمدند گفتند مشاهده کفایت نمی­کند حتی قرآن اگر قرار است تعلیم داده شود باید سوره و آیات آن مشخص شود ولی از ائمه هیچ ردعی صادر نشده است و از این عدم ردع کشف می­شود که مشاهده کفایت نمی­کند بنابراین کسانی که گفتند مشاهده کفایت می­کند قابل تأمل است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *