1231-1

درس خارج فقه 95-96 جلسه 8

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هشتم درس خارج فقه

مسألة 3 : لابد من تعيين المهر بما يخرج عن الابهام ، فلو أمهرها أحد هذين أو خياطة أحد الثوبين مثلا بطل المهر دون العقد ، و كان لها مع الدخول مهر المثل ، نعم لا يعتبر فيه التعيين الذي يعتبر في البيع و نحوه من المعاوضات ، فيكفى مشاهدة الحاضر و إن جهل كيله أو وزنه أو عده أو ذرعه كصبرة من الطعام و قطعة من الذهب و طاقة مشاهدة من الثوب و صبرة حاضرة من الجوز و أمثال ذلك . ( تحریر الوسیله )

مهریه باید مشخص باشد به گونه­ای که از ابهام خارج شود و اگر بگوید یکی از آن دو چیز مهریه است یا یکی از آن دو پیراهن مهریه باشد این بخاطر ابهام داشتن صحیح نمی باشد و در اینجا مهریه باطل ولی عقد صحیح است و اگر مهریه باطل شد پس از دخول و همبستر شدن مهر المثل واجب می­شود.

 بعضی­ها می­خواهند بگویند نکاح مثل معاملات می­باشد منتها مرحوم امام (ره) می­فرمایند نکاح مثل باب معاوضات در بیع نیست البته دلیلشان بیان خواهد شد.

اگر مقداری گندم را مهریه قرار داده است مرحوم امام(ره) می­فرمایند مشاهده گندم کفایت می­کند و همین که نگاه کرد مهریه تحقق پیدا می­کند و در پارچه هم همین طور می­باشد و با مشاهده، مهریه تحقق پیدا می­کند. مشهور هم معتقدند که مشاهده کفایت می­کند و چند دلیل ذکر می­کنند.

 یک دلیل این است که هیچ خلافی بین اصحاب نیست و به نقل از مرحوم صاحب جواهر بعضی­ها گفتند که مشاهده بین اصحاب قطعی است. دلیل دیگر اطلاق ادله است و در روایت مستفیضه­ای که وجود دارد قطع به صدورش پیدا می­کنیم و روایت قبلاً بیان شد که « المهر ما تراضیا علیه» یعنی همین قدر که رضایت بدهند کافی است پس این روایت قاطعانه می­گوید که چیزی که زوج و زوجه به آن راضی هستند و مشاهده کردند کافی و تمام می­باشد. دلیل سوّم ، روایت خاصه می­باشد مثل روایت تزویج زنی که آمده خدمت پیامبر(ص)  و پیامبر (ص) از آن شخص سؤال کرد که چه چیزی داری به زن بدهی مرد گفت چیزی ندارم و پیامبر(ص) فرمود قرآن بلدی مرد گفت بله پیامبر(ص) فرمود به او قرآن یاد بده. دلیل دیگر از باب اولویت است یعنی از روایت متعه می­فهمیم وقتی که در متعه می­توانند یک قبضه­ای از گندم را مهریه قرار دهند با اینکه در متعه مهریه رکن است پس به طریق اولی در عقد دائم که مهریه رکن نیست جایز است.

 به نظر می­رسد دلیل اوّل قابل خدشه است چون در دلیل اوّل که ایشان می­فرمایند در بین اصحاب اتفاق نظر است  این معلوم نیست و خیلی از بزرگان گفتند که این درست نیست چون تا زمان مرحوم محقق کسی پیدا نشد البته از مرحوم محقق به بعد گفتند مشاهده کفایت می­کند. مثل مرحوم شیخ طوسی عباراتی در کتاب خلاف دارند که در جلد 4 صفحه 364 و در کتاب مبسوط جلد 4 صفحه 272 و ابن براج در کتاب مهذب جلد 2 صفحه 198 و دیگران هیچ اسمی از کفایت کردن مشاهده بیان نکردند و این نشان می­دهد اینکه شما می­گویید این مسأله قطعی است، اشکال دارد. ثانیاً شما می­فرمایید در حدیث آمده « ما تراضیا علیه » در حالی که این حدیث درصدد بیان اقل و اکثر می­باشد نه در صدد بیان جهل و علم لذا  این دلیل دوّم را خیلی نمی­شود به آن اعتنا کرد. دو دلیل دیگر انشاء الله در جلسه بعد بیان خواهد شد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *