درس خارج اصول 95-96 جلسه 8

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه بحث مفاهیم

آیا جمله شرطیه مفهوم دارد یاندارد؟ قول اول : جمله شرطیه مفهوم دارد.  قول دوم: جمله شرطیه مفهوم ندارد.

ادّله کسانی که قائل به مفهوم می باشند. 1- تبادر. 2- انصراف.  3- اطلاق ( ادخال ادات شرطیه ) 4- اطلاق ( ادخال مدخول شرط ) 5- اطلاق ( مدخول شرط به عنوان تعّین در جمله شرطیه )

در جلسه گذشته، دلیل سوم با اشکال وجواب آن بیان شد ودر این جلسه دلیل چهارم را بیان خواهیم نمود.

کسانی که قائل به مفهوم در جمله شرطیه هستند گفتند: اطلاق مدخول ادات شرط است. مانند: «ان جائک زیدٌ فاکرمه» دراین جا مدخول ادات شرط «مجیء» زید است. مدخول مطلق است. یعنی اعم ازاینکه علیت منحصره باشد یا غیر منحصره باشد به اینکه علیت مجیء زید باشد یا نماینده زید باشد یا نامه زید باشد.

مدخول شرط مطلق ذکر شد اعم از اینکه مقارن باشد یا نباشد؛ یعنی مقارن با مجیء زید چیزی باشد یا نباشد. لذا از مدخول ادات شرط اطلاق را متوجه می شویم واز اطلاق «لزوم ترتبی علّی» را می فهمیم.

جواب دلیل چهارم

چنین اطلاقی متصور نیست اگر هم متصور باشد نادر است  به صرف احتمالات که نمی شود مفهوم از اطلاق گرفت، بدیهی است که احتمالات زیاد است. شما در مقام مفهوم دنبال قاعده کلّی هستید. به صرف احتمال که نمی شود قاعده کلّی رابیان کرد. پس این دلیل چهارم هم مخدوش می شود.

دلیل پنجم

اطلاق مدخول شرط به عنوان تعّین درجمله شرطیه.  مانند « ان جائک زیدٌ فاکرمه » اکرام مترتب برمجیء زیداست. علّیت، علّیت منحصره است یعنی علت اکرام، مجیء زید است و مثال دیگر مانند«ان جاء ک زید وارسل کتاباً فاکرمه» متکلم درصدد بیان این است که اگر زید با نامه هم آمد، اکرامش کن. اگر بیان نکرد از مطلق، علّیت منحصره را می فهمیم.

مقایسه واجب تعیینی وتخییری

مثلا در واجب تعیینی شارع مقدس می فرماید « صلّ صلوة الظهر » واجب دراینجا واجب تعیینی است. نماز ظهر را تعییناً بخوان.

قائل به مفهوم در اینجا می فرماید: از این جمله تعّین را می فهمیم، چنانچه در واجب تعّینی متعّیناٌ نماز برشما واجب شد. زمانی واجب، واجب تخییری می باشد. مثل خصال کفارات (عتق رقبه یا اطعام شصت فقیر یا صوم شهرین متتابعین) واجب تخییری است.

امر از طرف مولا صادر شد و هیچگونه بیانی نیامد، از اطلاق کلام مولی تعّین را می فهمیم والاّ اگر غیر از این بود، مولی بیان می فرمود.  قائل به مفهوم می­گوید: در علت منحصره وغیر منحصره همینطور می باشد. نمی دانیم اگر نامه زید هم آمد اکرام واجب است یا خیر؟ قرینه ای هم در کلام وجود ندارد. علیت منحصره است، یعنی اکرام منوط بر مجیء زید است.

مرحوم آخوند در کفایه می فرماید: قیاس مع الفارق است به اینکه شما وجوب تعیینی و وجوب تخییری را با علّیت منحصره و غیر منحصره قیاس می کنید، این قیاس مع الفارق است.

توضیح ذالک

واجب تعیینی وتخییری سنخ وجوبشان ثبوتاً واثباتاً با یکدیگر تفاوت دارد. ثبوتاٌ به اینکه در واجب تعیینی مصلحت به خود ذات صلوة ظهر تعلق می گیرد. خود صلوة ظهر مصلحت دارد ولی در واجب تخییری مصلحت بر احدهما می باشد.  مانند نماز جمعه ونماز ظهر. اما درعالم اثبات، واجب تعیینی نیاز به بیان مؤونه ندارد ولی واجب تخییری نیاز به بیان مؤونه دارد.  با اتیان صلوة ظهر وجوب از عهده انسان ساقط می شود ولی در وجوب تخییری مثلا در صورت انجام عتق رقبه، عتق رقبه وجوب پیدا می کند و دو مورد دیگر «صوم شهرین متتابعین واطعام شصت فقیر» وجوب ندارند.   به طور خلاصه می توان گفت: وجوب تخییری وتعیینی،  اثباتاً وثبوتاً باهم تفاوت دارند.

اما در شرطیت این تفاوت وجود ندارد شرطیت این نوع وآن سنخ نداریم.  مانند سوزندگی آفتاب با سوزندگی آتش.  هردو شرط است، حال آتش نبود آفتاب است.  مانند اینکه اگر عتق رقبه نبود اطعام شصت فقیر یا صوم شهرین متتابعین.  درمانحن فیه،  «ان جائک زیدٌ فاکرمه» اگر مجیء زید نبود نامه زید.

نتیجه:  قیاس وجوب تعیینی ووجوب تخییری با علیّت منحصره وغیر منحصره.  قیاس مع الفارق می باشد و بر دلیل پنجم هم خدشه وارد شد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-08.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-08.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *