درس خارج فقه 95-96 جلسه 67

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه شصت و هفتم درس خارج فقه

مسأله 13: «لو کان له ولدان و لم یقدر إلّا علی نفقه أحدهما و کان له أب موسر، فإن اختلفا فی قدر النفقه و کان ما عنده یکفی لأحدهما بعینه کالأقلّ نفقه اختصّ به و کان الآخر علی الجدّ، و إن اتّفقا فی مقدارها، فإن توافق مع الجدّ فی أن یشترکا أو یختصّ کلٌّ بواحد فهو، و إلّا رجعا إلی القرعه».( تحریرالوسیله)

کسی دو فرزند دارد منتها نمی­تواند نفقه هر دو را بدهد در اینجا نفقۀ یکی را بدهد ولی این شخص پدری دارد که تمکن مالی دارد و دو فرزند در مقدار نفقه با هم فرق دارد در اینجا فرزندی که کمتر هزینه دارد نفقۀ او را پدر می­دهد و فرزندی که بیشتر هزینه دارد نفقۀ او را جد او که تمکن بیشتری دارد می­پردازد. اگر دو فرزند در مقدار نفقه با هم یکی باشند و اگر به هم توافق کردند در اینجا نفقۀ هر کدام را یکی می­دهد و اگر توافق نکردند قرعه می­اندازند و طبق قرعه نفقه را می­پردازند.

مسأله 14: «لو امتنع من وجبت علیه النفقه عنها أجبره الحاکم، و مع عدمه فعدول المؤمنین، و مع فقدهم ففسّاقهم، و إن لم یمکن إجباره فإن کان له مال أمکن للمنفق علیه أن یقتصّ منه مقدارها جاز للزوجه ذلک دون غیرها إلّا بإذن الحاکم، فمعه جاز له الأخذ و إن لم یکن اقتصاصاً، و إن لم یکن له مال کذلک أمر الحاکم بالاستدانه علیه، و مع تعذّر الحاکم یشکل الأمر». ( تحریرالوسیله)

کسی فرزند واجب النفقه دارد ولی از پرداخت نفقه امتناع می­ورزد در اینجا حاکم شرع آن شخص را اجبار می­کند که نفقه فرزند را بپردازد و اگر حاکم شرع نباشد  مومنین عادل شخص را اجبار می­کنند و اگر آنها نبودند مؤمنین فاسق شخص را اجبار به پرداخت نفقه می­کنند. اگر چنانچه شخص را اجبار نکردند می­گویند اگر مال دارد فرزند برود تقاص کند ولی اگر حاکم اجازه دهد فرزند می­تواند برود از مال پدر برداشت کند و اگر پدر مال نداشته باشد و یا اینکه مخفی کرده باشد فرزند باید برود قرض بگیرد از جانب پدرش و یا اینکه وام بگیرد از طرف پدرش و پدرش باید پرداخت کند. اگر حاکم شرع پیدا نشود در اینجا امر مشکل می­شود.

ادله این مسأله روشن است و یکی اینکه این مسأله طبق قاعده است و قاعده از این جهت است که چون ولی ممتنع است و امتناع می­کند از نفقه حاکم باید سراغش برود و لذا حاکم می­شود ولی ممتنع و پدر را اجبار می­کند به پرداخت نفقه.

مسأله 15: «تجب نفقه المملوک حتی النحل و دود القزّ علی مالکه، و لا تقدیر لنفقه البهیمه متلًا، بل الواجب القیام بما تحتاج إلیه من أکل و سقی و مکان رحل و نحو ذلک، و مالکها بالخیار بین علفها و بین تخلیتها لترعی فی خصب الأرض، فإن اجتزأت بالرعی و إلّا علّفها بمقدار کفایتها». ( تحریرالوسیله)

واجب است پرداخت نفقه مملوک حتی نفقه کرم ابریشم و مقدار نفقه حیوانات به اندازه­ای کفایت می­کند که نمیرد و مالک مخیر است بین اینکه به حیوان علف دهد و یا اینکه حیوان را بیرون کند تا از مراتع تغذیه کند اگر چرا کردن کفایت کند دیگر نیاز به علف نیست و گرنه باید به حیوان علف داد.

ادلۀ این مسأله روشن است و اینکه اجماع در مسأله وجود دارد که کسی که حیوان دارد باید به آن علوفه و غذا بدهد. مرحوم صاحب حدائق می­گوید «لاخلاف فی وجوب نفقة البهائم، کما نقله غیر واحد من الأصحاب، وتدلّ علیه الأخبار». ( جلد 25، صفحه 142)

و صاحب جواهر هم همین را در جلد 31، صفحه 394 ذکر می­کنند فقال فی «الجواهر»: «نفقتها واجبة بلا خلاف; سواء انتفع بها، أم لا». که نفقۀ حیوانات را باید پرداخت.

دلیل دوم اینکه روایات در مسأله وجود دارد و این روایات در احکام ابواب الدواب حدیث 1و6و7و8 باب 9 از ابواب احکام الدواب آمده است.

«ما رواه إسماعیل بن أبی زیاد السکونی، بإسناده یعنی عن جعفر بن محمّد ـ عن آبائه(علیهم السلام) قال: «قال رسول الله(صلى الله علیه وآله): للدابّة على صاحبها خصال: یبدأ بعلفها إذا نزل، ویعرض علیها الماء إذا مرّ به، ولا یضرب وجهها; فإنّها تسبّح بحمد ربّها، ولا یقف على ظهرها إلاّ فی سبیل الله، ولا یحمّلها فوق طاقتها، ولا یکلّفها من المشی إلاّ ما تطیق» (وسائل الشیعة 11 : 478، کتاب الحجّ، أبواب أحکام الدوابّ، الباب 9، الحدیث 1)

«ما عن السَکُونی أیضاً، عن أبی عبدالله(علیه السلام) قال: «للدابّة على صاحبها ستّة حقوق: لایحمّلها فوق طاقتها، ولایتّخذ ظهرها مجالس یتحدّث علیها، ویبدأ بعلفها إذا نزل، ولایَسُمها، ولا یضربها فی وجهها، فإنّها تسبّح، ویعرض علیها الماء إذا مرّ به» (وسائل الشیعة 11 : 480، کتاب الحجّ، أبواب أحکام الدوابّ، الباب 9، الحدیث 6)

«ما رواه إسماعیل بن مسلم السکونی، عن الصادق جعفر بن محمّد(علیه السلام)قال: «للدابّة على صاحبها سبعة حقوق…» وذکر الحدیث، وزاد، «ولا یضربها على النفار، ویضربها على العثار; فإنّها ترى ما لا ترون» (وسائل الشیعة 11 : 480، کتاب الحجّ، أبواب أحکام الدوابّ، الباب 9، الحدیث 7)

«ما رواه سلیمان بن خالد، قال: فیما أظنّ عن أبی عبدالله(علیه السلام) ـ فی حدیث ـ : أنّ أباذر قال: سمعت رسول الله(صلى الله علیه وآله) یقول: «ما من دابّة إلاّ وهی تسأل الله کلّ صباح: اللهمّ ارزقنی ملیکاً صالحاً یشبعنی العلف، ویروینی من الماء، ولا یکلّفنی فوق طاقتی» (وسائل الشیعة 11 : 480، کتاب الحجّ، أبواب أحکام الدوابّ، الباب 9، الحدیث 8)

مسأله 16: «لو امتنع المالک من الإنفاق علی البهیمه و لو بتخلیتها للرعی الکافی لها أُجبر علیٰ بیعها أو الإنفاق علیها أو ذبحها إن کانت ممّا یقصد اللحم بذبحها». اگر مالک به حیوان بی اعتنا بوده و انفاق نکرده است حتی حیوان را از خانه بیرون نکرده باشد تا چرا کند در اینجا باید بگوییم که باید اجبار کنیم که مالک این حیوان را بفروشد یا اینکه مجبور شود نفقه بپردازد یا اینکه حیوان را ذبح کند و از گوشت و چیزهای دیگر حیوان استفاده کند اگر چنانچه بواسطه ذبح حیوان بشود از گوشت او استفاده کرد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/feghh-95-67.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2017/06/fegh-95-67.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *