درس خارج فقه 95-96 جلسه 49

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه چهل و نهم درس خارج فقه

بحث ما مربوط به اولاد است و چون مسائل بیشتر ناظر بر امور مستحبات است ما کلیّات آن را بیان می­کنیم و ردّ می­شویم مثلا در مورد ختنه کردن بچه در روز هفتم یا بحث عقیقه را به صورت کلّی بیان می­کنیم و اینکه وقتی خداوند به انسان بچه عنایت کرد روز هفتم ختنه کردن پسر بچه مستحب است. آیا ختنه کردن واجب است یا خیر؟ آیا بر عهدۀ پدر است یا خیر؟ اگر پدر ختنه نکرده باشد و بچه بالغ شده باشد ختنه کردن بر عهدۀ چه کسی است؟

بحث امروز این است که ختنه فی حد نفسه واجب است یا خیر؟ البته قبلاً خیلی روی وجوب بحث نمی­کردند فقط مرحوم کلینی و بزرگان دیگر مثل مرحوم صدوق و سید مرتضی و مرحوم شیخ مفید فقط روایت را نقل می­کردند و ختنه را به صورت کلّی بیان می­کردند منتها بعضی­ها مثل شیخ مفید می­خواهند بگویند روز هفتم ختنه کردن واجب است ولی اینکه آیا ختنه کردن جزء واجبات است یا خیر در این باره بحثی به میان نیامده است.

در غنیه مرحوم ابن زهره، در وسیله مرحوم ابن حمزه فقط کلیات بیان شده است مثلاً آمده که سرش را بتراشند و یا اینکه برای بچه اسم بگذارند و اینکه روز هفتم بچه را ختنه کنند اما اینکه ختنه واجب است یا واجب نیست چیزی نگفتند و روی این جهت این سکوت دال بر این است که ختنه از نظر اینها واجب نبوده است مگر اینکه بحث مکّه و طواف پیش بیاید که در آنجا وجوب شرطی پیدا می­کند.

بعد از مرحوم شیخ طوسی تا زمان مرحوم صاحب حدائق همه فتوا دادند به وجوب ختنه و مخالف فقط صاحب حدائق است.

دلایلی که بر وجوب ختنه کردن ذکر کردند:

اوّلین دلیل اجماع است و مرحوم ابن ادریس تعبیر به «عندنا» دارند و مرحوم محقق در کتاب نُکت النهایه می­گویند وجوب ختنه مورد اتفاق امامیه است. مرحوم صاحب کفایه و صاحب مدارک و شهید ثانی تقریباً ادعای اجماع در بین علمای اسلام کردند.

مرحوم شیخ طوسی در کتاب مبسوط می­گوید « الختان فرضٌ عند جماعهٍ فاحق الرجال و النساء و قال قومٌ هو سنهٌ یعصم تبرکها و قال بعضُهم واجب و لیس بفرضٍ و عندنا اِنّهُ واجب فی الرجال و مکرمهٌ فی النساء»

در کتاب خلاف آمده  که « روی اصحابنا انِ الختان سنهٌ فی الرجال و مکرمهٌ فی النساءِ اِلّا انهم فانهُ قال انه لو اسلم و هو شیخٌ فعلیه أن یختنن و قال ایضاً لا یتم الحج اِلّا به لأنّهُ لایجوز أن  یطوف بالبیت الّا ….

مرحوم صاحب جواهر می­گویند فللضروره من المذهب والدین الّلتی استغنت بذالک أن تضافر النصوص کغیرها من الضروریات»

امّا صاحب حدائق که جزء مخالفین است چرا می­گوید ختان واجب نیست؟

 دلیل صاحب حدائق این است که می­گوید روایات ظهور در استحباب دارد و از روایات وجوب فهمیده نمی­شود یک روایاتی داریم که امور حنیفیه که حضرت ابراهیم آورده و اینها ختان را در زمرۀ حنیفیه حضرت ابراهیم می­دانند البته این روایاتی که به آن استناد شده بر استحباب دلالت دارد و صاحب حدائق به این روایات استشهاد کرده است.

یک روایت این است که «وعن هشام بن سالم عن أبی عبد الله علیه السلام قال: «من الحنیفیه الختان» ( الکافی جلد 6 صفحه 36)

روایت بعدی این است که «قال الإمام الصادق علیه السلام: «من سنن المرسلین الاستنجاء والختان»

روایت بعدی این است که «فی تفسیر عیاشی عن زراره عن ابا جعفر (ع) ما أبقَتِ الحنيفيّةُ شيئاً، حتّى أنّ مِنها قَصَّ الأظفارِ ، و أخْذَ الشارِبِ، و الخِتانَ ». ( تفسیر عیاشی جلد 1 صفحه 388)

صاحب حدائق می­گوید از این روایات جز استحباب چیزی فهمیده نمی­شود.

دلیل دیگر که صاحب حدائق بیان کرده خود روایت ختان است که آمده «الختان فی الرجال سنةً و مكرمة فی النساء».

دلیلی که صاحب حدائق روی آن تکیه می­کند سیاق کلام است و می­گوید از سیاق کلام استحباب می­فهمیم.

آِیا سیاق کلام قابل استناد است یا سیاق کلام از نوع ظهوری است که نباید به آن استناد کرد؟ به نظر ما نمی­شود استناد کرد و اگر بر فرض بگوییم می­شود استناد کرد در اینجا مقصود ختان اولاد است یعنی مستحب است بچه که بدنیا آمده روز هفتم او را ختنه کنند. امّا اینکه اصل ختان واجب است یا نه این روایت دلالتی ندارد و از این روایت فهمیده نمی­شود. از طرف دیگر شما کلمه سنّت را بکار بردید و ما بیان کردیم که سنّت اگر چه در زمان ما در برابر وجوب است ولی در قدیم در بین قدما مقسم بوده برای وجوب و استحباب.

امّا روایاتی که برای وجوب ختان استفاده شده و گفته ختان واجب است چند روایت است.

 یک روایتی است که مأمون به امام رضا(ع) می­گوید من می­خواهم اسلام را بدانم و حضرت رضا (ع) یک رساله­ای را مرقوم فرمودند و برایش فرستادند که در آن نوشته بود «عن الفضل بن شاذان، عن الرضا(علیه السلام): أنّه کتب إلى المأمون: «والختان سنّة واجبة للرجال، ومکرمة للنساء». ( عیون اخبار الرضا، جلد 1، صفحه 132)

روایت دیگر این است که «قیاس بن ابراهیم عن جعفر بن محمد عن ابیه (ع) قال: قال علي عليه السلام: لابأس أن لا تختتن المرأة، فأما الرجل فلا بُدَّ منه». ( جامع الاحادیث باب 45)

روایت دیگر این است که «مثل ما رواه أبو بصیر ـ یعنی المرادی ـ قال: سألت أبا جعفر(علیه السلام) عن الجاریة تسبى من أرض الشرک، فتسلم، فیطلب لها من یخفضها، فلا یقدر على امرأة، فقال: «أمّا السنّة فالختان على الرجال، ولیس على النساء». ( کافی، جلد 6، صفحه45)

زنی را که از زمین مشرکین اسیر می­کنند و بعد زن اسلام اختیار می­کند و کسی را پیدا نمی­کنند که او را ختنه کنند و زمانی که این بحث پیش آمد گفتند نیاز نیست که زن را ختنه کنند

خلاصه اینکه از مجموع این روایات بر وجوب اصل ختان استفاده می­شود بر خلاف نظر صاحب حدائق و به نظر می­رسد اصل وجوب ختان پذیرفته شده و مسلّم است بنابراین این اصل ختان برای رجال واجب و برای زنان مستحب است.

 دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/feghh-95-49.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2017/06/fegh-95-49.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *