درس خارج فقه 95-96 جلسه 32

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی و دوم درس خارج فقه

 مسأله1: «من کانت له زوجة واحدة لیس لها علیه حقّ المبیت عندها والمضاجعة معها فی کلّ لیلة ، بل ولا فی کلّ أربع لیال لیلة ، بل القدر اللازم أن لا یهجرها ولا یذرها کالمعلّقة لا هی ذات بعل ولا مطلقة ، نعم لها علیه حقّ المواقعة فی کلّ أربعة أشهر مرّةً کما مرّ ، وإن کانت عنده أکثر من واحدة فإن بات عند إحداهنّ یجب علیه أن یبیت عند غیرها أیضا ، فإن کنّ أربع وبات عند إحداهن طاف علی غیرها لکلّ منهنّ لیلة ، ولا یفضل بعضهنّ علی بعض ، وإن لم تکن أربع یجوز له تفضیل بعضهنّ ، فإن تک عنده مرأتان یجوز له أن یأتی إحداهما ثلاث لیال والأخری لیلة ، وإن تک ثلاث فله أن یأتی إحداهنّ لیلتین واللیلتان الأخریان للأخریین ، والمشهور أنّه إذا کانت عنده زوجة واحدة کانت لها فی کلّ أربع لیلاً لیلة وله ثلاث لیال ، وإن کانت عنده زوجات متعدّدة یجب علیه القسم بینهم فی کلّ أربع لیلاً ، فإن کانت عنده أربع کانت لکلّ منهم لیلة ، فإذا تمّ الدور یجب علیه الابتداء بإحداهنّ وإتمام الدور وهکذا ، فلیست له لیلة بل جمیع لیالیه لزوجاته ، وإن کانت له زوجتان فلهما لیلتان فی کلّ أربع ولیلتان له ، وإن کانت ثلاث فلهنّ ثلاث والفاضل له ، ولا یجب العمل به ؛ خصوصا فی أکثر من واحدة ، ولا یصحّ ما تقدّم ؛ خصوصا فی الواحدة».( تحریر الوسیله)

کسی که یک زن دارد، آن زن حق بیتوته و حق مضاجعه در هر شب را ندارد و بنابر اقوی در چهارشب هم حق ندارد بلکه قدر لازم این است که بقدری او را تنها نگذارد که رها شده باشد مثلاً اینکه آن قدر او را رها کند که نه مشخص باشد شوهر دارد و نه اینکه مشخص باشد شوهر ندارد و اینکه معلوم نیست که مطلقه است، البته هر چهار ماه یک بار حق مواقعه با او را دارد. اگر بیشتر از یک زن بوده باشد در اینجا اگر بیتوته کرده پیش یکی از آن زنان باید مثلاً شب اوّل پیش یکی و شب دوّم یکی دیگر تا اینکه شب پنجم دوباره برگردد پیش زن اوّلی. و هیچ گاه نباید یکی را بر دیگری برتری دهد. اگر چهار زن نبوده و مثلاً دو زن باشد جایز است پیش یکی سه شب بماند و پیش  دیگری یک شب بماند و اگر سه زن داشت یک شب پیش یک زن  و دو شب پیش دو زن دیگر می­ماند و یک شب نیز برای خودش می­ماند و اگر چهار زن داشت در اینجا باید تقسیم کند و در هر شب پیش یکی باشد و وقتی یک دور تمام شد دوباره از اوّل شروع می­کند و دیگر شبی برای خودش نمی­ماند و تمام شب­ها مال زنهایش می­باشد. و اگر دو زن داشت دو شب مال زنها می­باشد و دو شب دیگر مال خودش می­باشد.

اقوال در مسأله: سه قول در مسأله وجود دارد.

1 – قول اوّل قول مشهور است که در صورتی که زوجه یکی باشد از هر چهار شب یک شب مال او می­باشد و اگر چهار زن داشت به تعداد زنان هر شب مال یک زن می­باشد. مشهور می­گویند که بین یک زن و چند زن فرقی وجود ندارد.

2- قول دوّم قول مرحوم محقق و مرحوم شیخ در مبسوط است که می­گویند اگر زوجه یک نفر باشد حق القسم ندارد فقط حقش این است که هجران در او صدق نکند یعنی زن را رها نکند طوری که معلوم نباشد مطلقه است یا مطلقه نیست امّا نسبت به متعدد بودن زوجات می­گویند حق القسم مربوط به متعدد بودن زوجات می­باشد.

3- قول سوّم این است که درست است که اگر زوجه واحد باشد حق القسم در کار نیست منتها تقسیم حق القسم ابتداءً در صورت تعدد لازم است.

جالب این است که هر دو قول قائل  دارد منتها به نظر می­آید که در این جا باید بگوییم که در مسأله دو قول است و اشهرهما قول اوّل و قول دوّم می­باشد.

خیلی از بزرگان مثل مرحوم سلار و ابن براج در مهذب، مرحوم قطب رواندی در فقه قرآن، مرحوم محقق در نافع، مرحوم محمد ابن ادریس در سرائر،  مرحوم علامه در قوائد، تبصره و دیگر کتابهایش قائل به قول اوّل که قول مشهور باشد می­باشند.

مرحوم فخرالمحققن در ایضاح، شهید اوّل در لمعه، شهید ثانی در حاشیه بر ارشاد و مرحوم شیخ انصاری در نکاح هم قول اوّل را قبول کردند.

بحث این است که آیا وجوب الابتداء شرط است یا خیر؟ بیان کردیم در مسأله دو قول وجود دارد و اشهر هما وجوب الابتداء است یعنی چه اینکه زوجه واحد باشد و چه اینکه متعدد باشد باید حقش به جا آورده شود. امّا قول دیگر اینکه آمدند گفتنند که زن حقش موقعی ثابت می­شود که شوهر چند زن بگیرد و اگر چند زن گرفت باید از یک جایی شروع شود و به یک جایی ختم شود. مرحوم شیخ در مبسوط، مرحوم محقق، مرحوم علامه، شهید ثانی در لمعه و مسالک، مرحوم صاحب مدارک در نهایه المرام، مرحوم فاضل سبزواری، صاحب ریاض،   صاحب جواهر، صاحب حدائق همه گفتند قول دوّم یعنی حق القسم مربوط به زوجه واحد نیست و مربوط به جایی است که زوجه متعدد باشد.

البته بیان کردیم آنچه که از کتاب جواهر استفاده می­شود اینکه سه قول در مسأله وجود دارد منتها نوع علماء  و فقهاء دو قول در مسأله ذکر کردند که دو قول همین است که آیا حق القسم مربوط به زوجه واحد است یا مربوط به زوجات متعدد می­باشد منتها اینجا مشهور معتقدند که زن اگر واحد باشد حق القسم برای او تعلق پیدا کند و مرحوم شیخ انصاری چند دلیل در کتاب النکاح در تأیید همین مطلب بیان کردند. صاحب مقنعه می­گویند« و من کان له ثلاث ازواج لکل واحده منهن یوماً و للثالثه ان شاءِ یومین لأنَّ له الیقسم ایامها علما اربعه نصفه»

از عبارت صاحب مقنعه بر می­آید که ایشان هم قائل به قول مشهور می­باشند البته اگر در صورتی که زوجات متعدد باشند قطعاً در آنجا برتری دادن یکی بردیگری درست نیست و باید هر شبی را اختصاص دهد به یکی از آن چهار زن.

صاحب مقنعه و صاحب وسیله هم معتقدند بر اینکه زوجه اگر واحد هم باشد حق  القسم به او تعلق پیدا می­کند.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/feghh-95-32.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2017/06/fegh-95-32.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *