درس خارج فقه 95-96 جلسه 25

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه بیست و پنجم درس خارج فقه

بحث ما در باب اختلاف در مهریه بود که بیان کردیم که قول مشهور قابل قبول نیست و آنچه که مرحوم امام (ره) فرمودند درست است. مرحوم محقق در کتاب شرایع و مرحوم صاحب جواهر قول مشهور را تأیید می­کنند و می­گویند در صورتی که دخول حاصل شود قول زوج با قسم مقدم است و روی این جهت دیگر مهریه­ای به گردن زوج نیست ولی مرحوم امام (ره) فرمودند اگر دخول انجام شد باید مهرالمثل را بپردازد لذا حق با مرحوم امام (ره) می­باشد. دو روایت را در جلسه قبل مشهور نقل کردند که قابل اعتنا نبودند و شاید به واسطه آن دو روایت آمدند گفتند مشهور که حق با شوهر است و با قسم نفی مهریه کند.

مسأله19 : «إذا توافقا علی أصل المهر و اختلفا فی مقداره کان القول قول الزوج بیمینه إلا إذا أثبتت الزوجه بالموازین الشرعیه، و کذا إذا ادعت کون عین من الأعیان کدار أو بستان مهرا لها و أنکر الزوج فان القول قوله بیمینه و علیها البینه».

بحث این است که زوج و زوجه در اصل مهریه توافق دارند ولی در مقدار مهریه اختلاف دارند در اینجا قول شوهر مقدم است با یک قسم مگر اینکه با موازین شرعیه زن بتواند ثابت کند که من مدرک دارم که مثلاً مهریه 200 سکه است و اگر ثابت کند که حق با او است و اگر ثابت نکرد شوهر باید قسم بخورد. فرع دوّم این است که زوجه ادعا می­کند که مهریۀ من عینی از اعیان است مثلاً باغ یا خانه است و زوج انکار می­کند لذا در اینجا باز هم قول زوج مقدم است منتها با یک قسم و برای زوجه بینه می­باشد.

در فرع اوّل اگر طبق موازین شرعیه زوجه بیّنه داشته باشد مسأله ثابت می­شود و اگر بینه نداشته باشد زوج باید قسم یاد کند تا مسأله ثابت شود. در این فرع تقریباً اختلاف نظری وجود ندارد چون اقل و اکثر استقلالی است و در اقل و اکثر استقلالی در قسمت اکثرش برائت جاری می­شود و در اینجا هم همین طور است و باید قائل به برائت شویم. یک روایتی در اینجا وجود دارد که همه آن را ذکر کردند و روایت این است که «أَبِی عُبَیدَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً فَلَمْ یدْخُلْ بِهَا- فَادَّعَتْ أَنَّ صَدَاقَهَا مِائَةُ دِینَارٍ- وَ ذَكَرَ الزَّوْجُ أَنَّ صَدَاقَهَا خَمْسُونَ دِینَاراً- وَ لَیسَ لَهَا بَینَةٌ عَلَى ذَلِكَ- قَالَ الْقَوْلُ قَوْلُ الزَّوْجِ مَعَ یمِینِهِ.»( وسائل الشيعه،  ج 21، ص 274، حدیث 1)

شخصی با یک زن ازدواج کرده و دخول هم انجام نشده است و زن هم می­گوید صد دینار صداق من است امّا زوج می­گوید صداق پنجاه دینار است و زن هم بر این مطلب بینه ندارد در اینجا قول زوج ثابت است البته با قسم خوردن.

مسأله 20 :«إذا اختلفا فی التعجیل و التأجیل فقالت المرأه انه حال معجل و قال الزوج أنه مؤجل و لم یکن بینه کان القول قولها بیمینها، و کذا لو اختلفا فی زیاده الأجل، کما إذا ادعت أنه سنه و ادعی أنه سنتان».

زوجه می­گوید مهریه نقدی بوده است ولی زوج می­گوید مهریه مدّت دار بوده است. زوجه می­گوید چون نقدی بوده عجله کن ولی شوهر می­گوید مدت دار بوده است و مرد در اینجا بیّنه ندارد و قول زوجه مقدم است البته با یک قسم. همینطور اگر زن بگوید مدت دار بوده منتها شش ماهه ولی زوج می­گوید مدت دار بوده ولی سه ساله بوده و همچنین اگر زن ادعا کند که مدّت یکسال بوده ولی زوج می­گوید دو سال بوده است.

در اینجا که اختلاف در زمان است حق با زوجه می­باشد چون اصل این است که مدّت ذکر نشود لذا قول زن موافق با اصل است و وقتی قول زن موافق با اصل باشد می­شود منکر و کسی که موافق با اصل نباشد می­شود مدعی و لذا مدعی باید بینه بیاورد و زن در اینجا قسم می­خورد و مسأله ثابت می­شود البته این در جایی است که قرائن و شواهدی موجود نباشد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/feghh-95-25.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2017/06/fegh-95-25.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *