درس خارج اصول 95-96 جلسه 21

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث در تداخل و عدم تداخل در جملات شرطیه می­باشد.

سه قول در مساله وجود دارد: عدم تداخل مطلقا، تداخل مطلقا، قول به تفصیل

مشهور علما قائل به عدم تداخل و بعضی از علما مانند مرحوم بروجردی و بزرگان دیگر قائل به تداخل شدند.

اصل و ریشه این بحث بر می­گردد به این که ما در قضیه شرطیه به صدر قضیه نگاه کنیم، یعنی «اذا نمت» و «اذا بلت»، قائل به عدم تداخل می­شویم و اگر به ذیل قضیه نگاه کنیم قائل به تداخل می­شویم.

مرحوم محقق خراسانی قائل به عدم تداخل است و دلیل وی این است که اگر امر دائر شود بین اطلاق صدر قضیه شرطیه و اطلاق ذیل قضیه، اطلاق صدر قضیه شرطیه مقدم بر ذیل آن است. لذا قائل به عدم تداخل می­شویم.

اشکال به کلام مرحوم محقق خراسانی

تقدم ظهور اطلاق صدر جمله شرطیه بر ظهور اطلاق ذیل جمله به چه دلیل است؟

شاید سه جواب داشته باشند: تبادر، وضع واضع، انصراف

یعنی از تبادر متوجه می­شویم که «نوم» سبب مستقل وضو است، یا از وضع لغوی می­فهمیم ظهور قضیه شرطیه در سببیت ثابت است، یا از دلیل انصراف ثابت می­شود که «نوم» سبب مستقل برای جزاء است.

این دلائل خلاف عرف است و هیچ عرفی قائل به این دلائل نیست. با این وصف جای این اشکال باقی است که چرا ظهور اطلاقی صدر جمله مقدم بر ظهور اطلاقی ذیل جمله است؟

مرحوم محقق خراسانی و محقق همدانی جواب دادند به این که ظهور اطلاقی صدر جمله تقدم ذکری بر ذیل جمله دارد و به همین دلیل قائل به عدم تداخل در جمله شده­اند. چون «نوم» و «بول» جداگانه وضو می­خواهد.

سوال

آیا این قضیه که صدر جمله مقدم است برذیل جمله کلیت یا عمومیت دارد؟ در برخی از جملات جزاء مقدم بر شرط می­شود، به عبارتی ذیل جمله مقدم بر صدر جمله می­گردد. مانند «اکرم زیدا ان کان العالم» یا «اکرم زیدا ان جائک»

جواب

این قائده که صدر مقدم بر ذیل است کلیت ندارد.

بنابراین نمی­تواند دلیل بر مدعی مرحوم آخوند و مرحوم محقق همدانی باشد. ولی مرحوم آخوند دلیل دیگری را بر تقدم صدر جمله بر ذیل آن ذکر می­کنند و آن را ملاک عرفی می­دانند، چون مساله تداخل و عدم تداخل یک مساله عقلی نیست بلکه یک مساله عرفی یا لفظی است، و اگر لفظی باشد با عرف ارتباط پیدا می­کند، پس باید ثابت کرد که ملاک عرفی است. در نتیجه عدم تداخل است. با یک قصد همه مرتفع نمی­شود، «نوم» خودش سبب است، «بول» سبب جداگانه است. ادات شرط هم صدر قضیه شرطیه واقع می­شوند و ظهور اطلاقی دارند، لذا احکام جداگانه را می­طلبد.

کلام مرحوم محقق نائینی

ایشان در باب قضایای شرطیه و حملیه قائل به انحلال جمله شرطیه و حملیه هستند. به عنوان مثال حج بر افراد مستطیع واجب است. این حکم به آحاد افراد انحلال دارد و یعنی انحلال دارد بر همه افرادی که مستطیع هستند و حج بر آنها واجب است. در ادامه مرحوم نائینی می­فرماید قضیه شرطیه به قضیه حملیه بر می­گردد و حکم منحل می­شود؛ یعنی اگر مکلف مستطیع شد حج بر او واجب است. شرط راجع به حملیه است. چون مرحوم نائینی قائل به این قول است که اوامر متعلق به افراد است، نه به تبایع. با این وصف می­گوید «نوم» موضوعی است که مستقلا حکم بر او بار می­شود. «بول» خود سبب مستقل است و چون انحلال وجود دارد به تعداد موضوع حکم وجود دارد .

مرحوم محقق نائینی قائل به عدم تداخل است. اما نحوه دلیل ایشان با دیگران تفاوت دارد. به این صورت که مقتضی قواعد لفظیه، برای جزاء مستقلا، سببیت کل شرط است. «نوم» سبب برای وضو است. به عبارتی تعدد اشتغال ذمه به فعل جزاء وجود دارد. یعنی ذمه مکلف مشغول است به تعدد وضو. «ولایعقل تعدد الاشتغال الا به تعدد مشتغل به» یعنی اصلا معقول نیست اشتغال ذمه متعدد باشد مگر به تعدد مشتغل به. یعنی اگر «نوم» جزاء می­خواهد، بنابراین وقتی بول هم اضافه شد، جزاء که همان وضو باشد متعدد می­شود. به عبارت دیگر اشتغال ذمه متعدد می­شود.

سبب اول سبب تام است. «ان نمت فتوضا»، «نوم» سبب تام برای اشتغال ذمه است. پس باید وضو بگیرد تا برئ الذمه شود و سبب دوم که «بول» باشد اشتغال دیگری ایجاد می­کند. چون هر کدام سبب مستقل است. دومی نمی­تواند در اولی تاثیر بگذارد. «بول» و «نوم» تاثیر جداگانه دارند. نمی­شود گفت که مکلف مشغول ذمه هست، سببش هم بول و هم نوم است و با وضوی واحد برئ الذمه شود. چون هر کدام اثر جدا گانه دارد.

مرحوم نائینی می­فرماید گاهی سبب دوم تاثیر نمی­کند یا به این دلیل که مقتضی موجود نیست یا مانع موجود است. و الا اگر مقتضی موجود باشد و مانع موجود نباشد، تاثیر خودش را دارد. این بیان را مرحوم محقق همدانی در تهذیب الاصول ذکر کردند. اما مرحوم نائینی می­گویند قضایای شرطیه به حملیه بر می­گردند و انحلال پذیری دارند. یعنی در مثال حج بر مستطیع واجب است، حکم برای کل افراد مستطیع می­باشد. مبنای مرحوم نائینی در کتاب فوائد الاصول جلد یک صفحه چهارصد و نود چهار و در کتاب اجود التقریرات صفحه (430-429) که مرحوم خوئی نظرات مرحوم نائینی را ذکر می­کنند آمده است. بخلاف مرحوم امام که نظرات مرحوم نائینی را رد می­کند. بنابراین مرحوم نائینی می­فرماید جملات شرطیه در انحلال ظهور دارد و تعدد جزاء را طلب می­کند. وقتی گفته می­شود: «ان نمت فتوضا» تعدد شرط تعدد طلب را می­طلبد، یعنی جزاء تکرار شود. اگر این طور باشد چه اشکالی دارد احکام متعدد باشد؟ هر کدام اثر مستقل دارد و در نتیجه قائل به عدم تداخل می­شویم.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-21.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-21.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *