درس خارج اصول 95-96 جلسه 20

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث در تداخل و عدم تداخل در جملات شرطیه می­باشد.

سه قول در مساله وجود دارد: عدم تداخل مطلقا، تداخل مطلقا، قول به تفصیل

بعضی از علما صدر جمله شرطیه را اخذ کردن و قائل به عدم تداخل شدند، و برخی دیگر ذیل جمله شرطیه یا همان جزاء را اخذ کردند و قائل به تداخل شدند. مانند اذا «نمت فتوضا» آنها که ذیل جمله شرطیه را اخذ کردند می­گویند وضو طبیعت واحده و صرف الوجود است، اطلاق دارد.  وضو متعلق دو حکم نمی­شود. زیرا اگر متعلق دو حکم شود اجتماع مثلین فی شیئ واحد پیش می­آید و اجتماع مثلین هم محال است. لذا قائل به تداخل در جمله شرطیه شدند و صدر جمله شرطیه را اخذ کردند.برای مثال در «نوم» و «بول»، هر دو سبب مستقل برای وضو هستند.

اصولیونی که قائل به تداخل در جمله شرطیه شدند قائل شدند به اینکه ذیل جمله شرطیه اخذ شود و در صدر جمله شرطیه تصرف گردد. چون دلیل قائلین به عدم تداخل این است که جمله شرطیه دال بر حوث عند الحدوث است، حدوث وجود وضو عند حدوث نوم. یعنی نوم خود سبب مستقل برای وضو است. قائلین به تداخل می­گویند. اولا جمله شرطیه دال بر حدوث عند الحدوث نیست بلکه دال بر ثبوت عند الحدوث است، وجود وضو عند الحدوث. و ثانیا قضیه شرطیه دوم تاکید برای قضیه شرطیه اولی که تاسیسی است می­باشد.

قائلین به عدم تداخل در ذیل جمله شرطیه تصرف کردند، و در جواب قائلین به تداخل گفتند: اولا وضو طبیعت واحده ندارد تا اجتماع مثلین پیش آید. ثانیا اگر «تتوضا» جزاء باشد، مقید است. مانند «اذا نمت فتوضا و اذا بلت فتوضا». وضو الاخر وقید دارد . پس هر دو قول در دیگری تصرف کردند و با هم تعارض می­کنند. مرحوم آخوند و دیگر بزرگان گفتند در این جا  ظهور صدر جمله شرطیه، مقدم بر ذیل آن می­باشد و قائل به عدم تداخل می­شویم. «نوم» سبب مستقل برای وضو است و کاری به اطلاق ذیل جمله شرطیه نداریم.

ادله قائلین به عدم تداخل در جمله شرطیه

بزرگانی مانند مرحوم آخوند، مرحوم آقا ضیاء عراقی، مرحوم محقق همدانی و مرحوم شیخ انصاری قائلین به این قول هستند.

مرحوم محقق همدانی می­فرمایند در جایی که جمله به صورت مطلق ذکر شود و قیدی نداشته باشد، جمله دوم تاکید برای جمله اول است. مثلا مولا گفته است «اشتر اللحم من السحت»  و سپس بگوید «اشتر اللحم من السحت». در اینجا هیچ قید اضافی وجود ندارد. هم جمله اول متعلق وجوب است و هم جمله دوم متعلق وجوب است و هر دو جمله اطلاق دارند.

اما در مثل قضیه شرطیه­ای که هر یک از شرایط، خود سبب مستقل برای جزاء هستند، و از طرف دیگر جزاء به صورت مطلق ذکر شده است، هر دو با هم تعارض می­کنند که مرحوم آخوند می­فرماید صدر جمله مقدم بر ذیل جمله است و قائل به عدم تداخل شده است. مرحوم محقق همدانی می­فرماید دلیل این که صدر جمله مقدم بر ذیل آن می­شود، این است که جزاء ظهور اطلاقی دارد و اطلاق از طرف مقدمات حکمت ثابت می­شود. یکی از مقدمات حکمت این است که قرینه ای بر قید وجود نداشته باشد. در ما نحن فیه قرینه وجود دارد. چون «نوم» سبب مستقل است برای وجود وضو ای که خود قرینه است و مانع از تمسک به اطلاق است. بله در صورتی اطلاق دارد که قرینه در کلام نباشد. ولی در این جا قرینه وجود دارد. لذا در جزاء اطلاقی منعقد نمی­شود و ظهور قضیه شرطیه مقدم بر اطلاق جزاء است. مرحوم محقق همدانی دلیل دیگری ذکر کردند که اگر در اینجا یک جمله بود، بحثی وجود نداشت. مثل «اذا نمت فتوضا»، جزاء اطلاق داشت. ولی جمله دیگری می­آید، بدون توجه کردن به جزاء، به محض گفتن «اذانمت»، ظهور برای جمله شرطیه پیدا می شود، یعنی نوم سبب مستقل برای وضو است، یا به محض گفتن «اذابلت» ظهور دارد که بول سبب مستقل وضو است، چون ظهور صدر جمله شرطیه مقدم بر ذیل است و در نتیجه عدم تداخل است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-20.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-20.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *