1231-1

درس خارج فقه 95-96 جلسه 2

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه دوم درس خارج فقه

ادامه بحث باب نکاح «فصل فی المهر»

بحث در تعیین حد و اندازۀ کمی و کیفی مهریه بود.

 در جلسه قبل بیان شد که سه قول در مساله وجود دارد: آیات، روایات و اجماع علما.

 از نظر علمای قدیم و ازنگاه روایات جدید، مهریه از نظر« کثرت» محدودیتی ندارد.

روایاتی نیز وجود دارد بر اینکه بیش از« مهر السنة» جائز است که در ادامه به  چند روایت در این مسأله اشاره می شود:

در روایت اول، از کتاب جامع الحادیث شیعه، ج 26، باب 1، ص 376، حدیث 53 آمده است؛«الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ الرِّضَا(علیه السلام): قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ لَوْ أَنَّ رَجُلًا تَزَوَّجَ امْرَأَةً وَ جَعَلَ مَهْرَهَا عِشْرِينَ أَلْفاً وَ جَعَلَ لِأَبِيهَا عَشَرَةَ آلَافٍ كَانَ الْمَهْرُ جَائِزاً وَ الَّذِي جَعَلَ لِأَبِيهَا فَاسِداً».

در این  روایت مهریه زن، بیست هزار درهم قرار گرفته است که بیش از « مهر السنة » بوده است . لذا روایت صراحت دارد به اینکه دریافت مهریه بیش از «مهر السنة» اشکالی ندارد، و در غیر این صورت باید امام می فرمود که دریافت مهریه بیش از «مهر السنة» اشکال دارد که نفرمود.

روایت دیگر در این مسأله در جامع الحادیث ج 26، ص 279 ذکرشده است:«محمد بن يعقوب ، عن محمد بن يحيى ، عن أحمد بن محمد ، عن علي بن الحكم ، عن علي بن أبي حمزة قال : سألت أبا إبراهيم ( عليه السلام ) عن رجل زوج (ابنه ابنة أخيه) وأمهرها بيتا وخادما ثم مات الرجل ؟ قال : يؤخذ المهر من وسط المال ، قال : قلت : فالبيت والخادم ؟ قال : وسط من البيوت، والخادم وسط من الخدم ، قلت : ثلاثين أربعين دينارا والبيت نحو من ذلك، فقال : هذا سبعين ثمانين دينارا مائة نحو من ذلك» .

در این روایت  می خوانیم: مردی پسرش با دختر برادرش ازدواج کرد ومهریه اورا خادم یا خانه قرار داد.  پس از فوت شوهر ، مهریه چون از دیون محسوب می شود باید از اصل مال پرداخت شود و اگر قرار باشد از اصل مال دریافت شود قیمت بیش از «مهر السنة»  است . این روایت نیز صراحت دارد که مهریه بیش از«مهر السنة» بی اشکال است.  اگرچه ممکن است سند این روایت صحیح باشد اما با وجود «ابی حمزه بطائنی » باید روایت را ضعیف دانست.

روایت  دیگر درجامع الأحادیث شیعه جلد 26،صفحه 308 آمده است:«قال: سألت الرضا عليه السلام عن خصي تزوج امرأة على ألف درهم ثم طلقها بعد ما دخل بها، قال: لها الألف التي أخذت منه ولا عدة عليها». در این روایت می خوانیم؛ مردی خصی؟؟ با زنی ازدواج کرد ومهریه زن را هزار درهم قرار دادو بعد از دخول زن را طلاق داد و هزار درهم، مهریه زن را پرداخت کرد. این روایت هم دلیل روشنی است بر اینکه  پرداخت مهریه بیش از« مهرالسنة» صحیح است .

در جامع الحادیث باب 19 حدیث 1 صفحه 315 می خوانیم؛ «أَبِی عُبَیدَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً فَلَمْ یدْخُلْ بِهَا- فَادَّعَتْ أَنَّ صَدَاقَهَا مِائَةُ دِینَارٍ- وَ ذَكَرَ الزَّوْجُ أَنَّ صَدَاقَهَا خَمْسُونَ دِینَاراً- وَ لَیسَ لَهَا بَینَةٌ عَلَى ذَلِكَ- قَالَ الْقَوْلُ قَوْلُ الزَّوْجِ مَعَ یمِینِهِ.»

مردی بازنی ازدواج کرد ومهریه زن را هزار درهم قرارداد، پانصد درهم از آن  راقبلاً پرداخت کرد .پانصد درهم دیگر مهریه را الان پرداخت می کند.

واین روایت هم دال بر این است که مهریه بیش از «مهر السنة» اشکالی ندارد در غیر این صورت امام می فرمود مهریه بیش از « مهر السنة » اشکال دارد.

روایت دیگر از جامع الحادیث مبنی بر اینکه مهریه بیش از« مهر السنة » اشکالی ندارد:«حميد بن زياد، عن ابن سماعة، عن غير واحد، عن أبان بن عثمان، عن ابن أبي يعفور قال: سألت أبا عبدالله عليه السلام عن رجل تزوج امرأة وجعل صداقها أباها على أن ترد عليه ألف درهم، ثم طلقها قبل أن يدخل بها ما ينبغي لها أن ترد عليه وإنما لها نصف المهر وأبوها شيخ قيمته خسممائة درهم وهو يقول: لولا أنتم لم أبعه بثلاثة آلاف درهم، فقال: لا ينظر في قوله ولا ترد عليه شيئا».

در روایت می خوانیم، مردی با زنی ازدواج کرد ومهریه او را هزار درهم قرار داد . پانصد درهم پدرش را بعنوان مهریه قرار داد وپانصد درهم مهریه را به زن داد.

از این روایات استفاده می شود که مهریه بیش از«مهر السنة » بی اشکال است.

روایتی دیگر در جامع الاحادیث شیعه آمده است:«محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد، عن ابن محبوب، عن صالح بن رزين، عن شهاب قال: سألت أبا عبدالله عليه السلام عن رجل تزوج امرأة بألف درهم فأداها إليها فوهبتها له وقالت: أنافيك أرغب، فطلقها قبل أن يدخل بها قال: يرجع عليها بخمسمائة درهم».

در این روایت آمده است: مردی با زنی ازدواج کرد و هزاردرهم را به عنوان مهریه  زن قرار داد و مرد مهریه را پرداخت کرد لیکن زن مهریه را هبه کرد. مرد قبل از دخول زن را طلاق داد وپانصد درهم مهریه را پرداخت کرد .

نکته

درهبه در باب مهریه دلیل خاص وارد شده است که  زن علیرغم اینکه مهریه را به مرد هبه کرد می تواند مهریه را دریافت کند و چون مرد دخول نکرده لذا پانصد درهم را بر می گرداند. این روایت هم دال بر این  موضوع است که مهریه بیش از«مهر السنة» اشکالی ندارد.

هم چنین در روایتی دیگر در  جامع الحادیث شیعه می خوانیم:«محمد بن مسلم قال: سألت أبا عبدالله عليه السلام عن رجل تزوج امرأة فأمهرها ألف درهم ودفعها إليها فوهبت له خمسمائة درهم وردتها عليه، ثم طلقها قبل أن يدخل بها؟ قال: ترد عليه الخمسمائة درهم الباقية لانها إنما كانت لها خمسمائة درهم، فهبتها إياها له ولغيره سواء».

روایت ناظر به این مسأله است که  مردی با زنی ازدواج کرد وهزار درهم را به عنوان مهریه قرار داد و زن مهریه را هبه کرد لیکن اگر قبل از دخول طلاق داد پانصد درهم مهریه را پرداخت می کند، این روایت نیز بر جواز پرداخت مهریه بیش از«مهر السنة» دلالت دارد.

در فرازی دیگر از جامع الحادیث شیعه، صفحه 326 باب 27 می خوانیم:«محمد، عن أحمد، عن الحسين بن سعيد، عن النضر بن سويد، عن القاسم بن سليمان، عن عبيد بن زرارة، عن أبي عبدالله عليه السلام في رجل تزوج امرأة وأمهرها أباها وقيمة أبيها خمس مائة درهم على أن تعطيه ألف درهم، ثم طلقها قبل أن يدخل بها قال: ليس عليها شئ».

در این روایت نیز آمده است؛ مردی با زنی ازدواج کرد  و پدر زن را مهریه  قرار داد و قبل از دخول زن را طلاق داد . هزار درهم مهریه زن را پرداخت کرد.

این روایت نیز هم دلالت دارد بر این که مهریه بیش از«مهر السنة» اشکالی ندارد والا اگر مهریه بیش از «مهر السنة» اشکال داشت امام آن را بیان می کرد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *