درس خارج اصول 95-96 جلسه 2

بسم الله الرحمن الرحیم

درادامه بحث تعریف مفهوم که مرحوم آخوند فرموند: «مفهوم، حکم انشائی یا اخباری است، منتها دارای خصویتی است که مفهوم از آن خصوصیت به وجود می آید». خصوصیت یعنی انحصار علیت اگر انحصار علیت نباشد، جمله شرطیه مفهوم ندارد .

اشکال به عبارت مرحوم آخوند

اشکال اول

اینکه مرحوم آخوند فرمودند: خصوصیت، دلیل بر داشتن مفهوم است. به این کلام خدشه وارد می­شود. خصوصیت جزء معنا است، زائد بر معنا نیست. به عبارت دیگر، خصوصیت، همان معنا می باشد.

بنابراین، مفهوم، حکم انشائی یا اخباری است که لازمه معنای مراد ازلفظ است. این همان خصوصیت را می رساند.

اشکال دوم

مطلب دیگر اینکه مرحوم آخوند درتعریف مفهوم فرمودند: حکم، انشائی یا اخباری است. در صورتی که حکم، اعم از اخباری وانشائی است. در دل حکم، اخباری وانشائی وجود دارد. بعد فرمودند «ولو بقرینة الحکمة» این خودش زحمت انداختن درتعریف مفهوم است.چنانچه در تعریف مرحوم امام در کتاب تهذیب وجود دارد.

معقولترین تعریف مفهوم این عبارت است :«ان المفهوم حکم غیر المذکور فی الکلام»

مفهوم حکم غیر مذکور در کلام است. یعنی در منطوق نیامد است. ولی از منطوق فهمیده می شود. مثلا «ان جائک زید فاکرمه »مفهوم، حکمی غیر مذ کور در کلام است. یعنی «ان لم یجئک فلا تکرمه».

مرحوم آخوند درتعریف مفهوم فرمودند: مفهوم، حکم غیر مذکور در کلام می باشد. حکم، عام است حکم اخباری یا حکم انشائی می باشد. «غیرمذکور فی الکلام» شامل هم مفهوم موافقت و هم مفهوم مخالفت می شود.

کلمه مذکور مراد همان منطوق است وآنجایی که مفهوم ازمقدمات حکمت فهمیده میشود را خارج می کند. مثلا «ان جائک زید فاکرمه » یا «ان کانت الشمس فالنهار موجودا» مفهوم این است اگرشمس طلوع نکند نهار موجود نیست. مفهومِ غیر مذکور در کلام ذکر نشده است. واین را به دلالت مذکور منطوق متوجه شدیم.

مرحوم امام درکتاب تهذیب در تعریف مفهوم می فرمایند: «ماهوالمفهوم انه عبارة عن قضیة غیر مذکورة مستفادة من قضیة المذکورعند فرض انتفاء احد قیود» ممکن است کسی به تعریف امام اشکال کن که. چرا فرمودند «قضیة غیر الکلام مذکوره» کلمۀ «قضیة» اصطلاح اصولی نیست، بلکه یک اصطلاح منطقی است ودر منطق کاربرد دارد.

اصول اصطلاحات خاص خودش را دارد به جای کلمه «قضیة»، «عن حکم» استفاده می شود، که اعم از حکم اخباری یا انشائی است.

اشکال دیگر به تعریف مرحوم امام در کتاب تهذیب آن است که: تعریف ایشان جامع افراد نیست. تعریف ایشان مفهوم موافقت راشامل نمی شود. اینکه فرمودند «عند فرض انتفاء احد قیود کلام» از انتفاء یکی ازقیود کلام، مفهوم بدست می آید. درمفهوم موافقت قیدی وجود ندارد، مثلا در «ولا تقل لهما اف» قیدی وجود ندارد که با انتفاء یکی از قیود مفهوم استفاده شود ولی در مفهوم مخالفت این فرمایش امام درست است. فرض انتفاء قیود کلام برای مفهوم مخالفت است نه مفهوم موافقت. مثلا اگر قید «مجیء زید» منتفی شود اکرام هم منتفی می شود. درقضایای شرطیه قید وشرط وجود دارد اما در مفهوم موافقت قید وجود ندارد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-02.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-02.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *