درس خارج اصول 95-96 جلسه 16

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه بحث مفاهیم

در جلسه قبل قول مرحوم نائینی را توضیح دادیم که مرحوم نائینی معتقدند بر این که در دو مثال «ان خفی الاذان فقصر» و «ان خفی الجدران فقصر» هر یک از دو شرط، ذاتا ً دارای دو اطلاق می­باشند.

1- اطلاق مفید استقلال در قبال «واو»

2-  اطلاق مفید انحصار در قبال «او»

اگر یک شرط باشد، هر دو اطلاق منعقد می­گردد: یعنی باید حکم شود که شرط منحصر است، واوی وجود ندارد و هم باید حکم شود که تمام الشرط است نه جزءالشرط است.

بنابراین مجتهد در صورت وحدت قضیه، باید به انحصار شرط و استقلال شرط فتوا دهد. در نتیجه به حکم اطلاق قائل به این شود که نه «واو» در کار است و نه «او». یعنی اطلاق «واو» و اطلاق «او» وجود ندارد.

اما وقتی شرط بین دو اطلاق متعدد شود، اطلاق تنافی به وجود می آید، به این معنا که ممکن نیست که هر دو حفظ شود. مثلا در مثال مذکور، امکان ندارد خفاء اذان، هم شرط مستقل و هم شرط منحصر شود.

اگر هر دو اطلاق از بین برود و ساقط شود، التزام به تعارض و تساقط است. واگر اطلاق در قبال «واو» از بین برود، هیچ کدام از این دو شرط تا مستقلا نیستند . بلکه یکی جزاء است. و به این طریق تنافی از بین می­رود. حال باید دید دلیل چیست؟

نظر مرحوم نائینی

مقتضی یکی از دو اطلاق اظهر نمی­باشد و در دو مرتبه می­باشند، مرتبه یکی مقدم بر مرتبه دیگری است. به این صورت انحصار و عدم انحصار شرط همواره در مرتبه متاخر از تعین شرط است.

اول باید حد و مرز شرط را معین کنیم؟  حال باید مشخص شود که آیا شرط منحصر است یا نه؟ وقتی حد و مرز شرط معین نشده است، معنا ندارد بگوییم آیا معادل یا ردیف معادلی هم دارد یا ندارد. عدلی هم دارد یا عدلی ندارد.

اطلاق در قبال «او» نتیجه این که متاخر از اطلاق در قبال «واو» است. زیرا اطلاق در قبال «واو» استقلال را نتیجه می­دهد و حد شرط را معین می­کند و تا این اطلاق تمام نشود نمی­دانیم شرط چیست. وقتی اطلاق در قبال شرط ثابت شد، آن وقت ثابت می­شود که شرط عبارت است از «خفاء اذان». ولی اگر تمام نشود، ممکن است «خفاء اذان» جزء شرط باشد. پس تا شرط معین نشود نوبت به انحصار شرط نمی­رسد واین حاصل فرمایش مرحوم محقق نائینی است که رتبه اطلاق در قبال «واو» مقدم بر رتبه اطلاق در قبال «او» است.

لذا وقتی این دو اطلاق دو مرتبه بودند وتعارض صورت گرفت، بین دو اطلاق، سقوط مربوط به آن اطلاقی است که در رتبه بعد است.

این حاصل فرمایش مرحوم محقق نائینی است که اشکالات به کلام او را در جلسات قبل بیان کردیم.

حق در مساله را بعضی از بزرگان اشاره کردند: مفهوم هریک از دو قضیه مقید می شود به منطوق قضیه دیگری ونتیجه آن عبارت است از ساقط شدن اطلاق در قبال «او» و یکی از «خفاء اذان» یا «خفاء جدران» شرط می­شود. زیرا قاعده این می­باشد که خاص قرینیت دارد بر عام و مطلق را تقیید می­زند. نسبت منطوق هر یک از دو قضیه به مفهوم قضیه دیگر نسبت عام است به خاص و قاعده، اقتضاء تخصیص را دارد. همان طور که در هر عام و خاصی کلام اینگونه می­باشد.

قرینیت خاص بر عام، ملاک و معیار است. مانند: «اعتق رقبة بع» و در ادامه بگوید «ولاتعتق الرقبة الکافره». ما نمی­توانیم در «اعتق» تصرف کنیم. بلکه تصرف در اطلاق «رقبه» است. زیرا دلیل تقیید کننده این است. به عبارتی قرینه است برای اطلاق و دلیل مقید است و وقتی دلیل مقید است قرینه است نسبت به اطلاق، البته قرینیت حکم وجوب ندارد.

مثال دیگر مانند «یجب اکرم العلما» و «لاتجب اکرم زید العالم». دراین جا تعارض از وجوب و از عموم علما است. اگر وجوب تنها بود تنافی وجود نداشت واگر عموم تنها بود تنافی وجود نداشت. تنافی بین وجوب وعموم برای همه علما و عدم وجوب نسبت به زید است. ولی رفع تنافی به این مطلب نیست که از وجوب دست بکشیم، بلکه رفع تنافی در این است که از عموم رفع ید کنیم. زیرا خاص نسبت به ظهور در وجوب قرینیت ندارد. بلکه خاص نسبت به ظهور در عموم قرینیت دارد، و معیار رفع ید از هر کدام، ذوالقرینه است نسبت به قرینه. اگر چه رفع ید از وجوب هم بکنیم تعارض از بین می رود، ولی رفع ید از وجوب موجه نیست. بلکه رفع ید از عموم موجه و قابل توجیه است. در ما نحن فیه هم همین طور است. اگر رفع ید از اطلاق در قبال «واو» کنیم، تعارض از بین می رود و در عین حال اگر رفع ید از اطلاق در قبال «او» کنیم باز هم تنافی از بین می­رود.

چون در این جا نسبت عام وخاص تشکیل می­شود، مفهوم اعم و منطوق اخص است و این دو با هم متنافی می­باشند، که یکی قرینه و دیگری ذوالقرینه است و در این صورت تخصیص محقق می­شود و اطلاق در قبال او ساقط می­شود و تنافی مرتفع می­گردد.

حق در مساله آن است که اکثر متقدمین قائل شدند به سقوط «او» که نتیجه آن احد الشرطین است. برخلاف اکثر متاخرین که قائل شدند به سقوط اطلاق در قبال «واو» که نتیجه آن جمع بین دو شرط است.

نتیجه : حق در مساله این است که اکثر متقدمین به آن تمایل پیدا کردند.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-16.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-16.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *