درس خارج اصول 95-96 جلسه 13

بسم الله الرحمن الرحیم

تنبیهات مفاهیم

تنبیه دوم

طبق نظر کسانی که می گویند جمله شرطیه مفهوم دارد،اگر شرط متعدد باشد وجزاء واحد باشد بین مفهوم هر یک از آن دو و مفهوم دیگری تعارض پیدا می شود. مانند «اذا خفی الاذان فقصّر» و «اذا خفی الجدران فقصّر». دراین مثال بنابراینکه شرط مفهوم دارد بین مفهوم هر یک از دیگری بامنطوق دیگری تعارض وجود دارد.

مفهوم یعنی اینکه اگر اذان مخفی نشود نماز کامل خواهد بود. مفهوم، اطلاق دارد اعم ازاینکه اذان مخفی باشد یانباشد. مفهوم «اذاخفی الاذان فقصّر» با منطوق «اذا خفی الجدران فقصّر» تعارض دارد.

مرحوم صاحب کفایه 4 وجه برای حل تعارض ذکر کردند.

1- عموم واطلاق مفهوم هر یکی به واسطه منطوق دلیل دیگری تخصیص زده شود. مانند اینکه بگوئیم زمانی که اذان مخفی نشود نماز را قصر نخوانید. «اذالم تخف الاذان فلاتقصّر الا اذا خفی الجدران » یا « اذالم تخف الجدران فلاتقصر الا اذا خفی الاذان».

نتیجه: خفاء اذان وخفاء جدران هرکدام ازاین دو بطور مستقل علت قصر نماز هستند .

2- در دوجمله « اذاخفی الاذان فقصّر » و « اذاخفی الجدران فقصّر » منطوق دو جمله را می گیریم و هیچ کدام مفهوم ندارد. در حل تعارض، منطوق دو جمله اخذ می گردد.

3- هریک از دو علت «مخفی شدن اذان و مخفی شدن جدران» علت وجوب قصر نیستند بلکه بعنوان جزء العلة شرط می باشند. هر دو با هم یک علت می شوند برای وجوب قصر، فلذا تعارض وجود ندارد.

4- آن که در عالم واقع شرط و جزاء می باشد «قدر مشترک» یا قدر جامع بین این دو علت است. علت قصر نماز، بعدِ مسافت می باشد که همان قدر جامع است. یعنی به قدری از شهر دور می شود که نه اذان را می شنود و نه دیوار را می بیند. پس بُعد مسافت علت است ونشانۀ آن، خفاءِ اذان و خفاء جدران می باشد. با این وصف دیگر تعارضی مطرح نمی شود.

اینها چهار دلیل بود برای حل تعارض در مساله

نظر مرحوم صاحب کفایه

ایشان می فرمایند در این مساله به عرف مراجعه می کنیم و عرف وجه دوم را قبول می کند،

اصلا عرف بین منطوقها تعارضی نمی بیند، پس عرف، دلیل دوم از چهار دلیل را می پذیرد، به اینکه هر کدام از دو علت « خفاء اذان وخفاء جدران» علت مستقل برای قصر نماز است.

و اما عقل، وجه چهارم یعنی وجه مشترک را می پذیرد چون عقل می گوید هر کدام از علتها در معلولها تاثیر دارد. واحد از آن جهت که واحد است، (واحد محض واحدی است که کثرت ندارد و نمی تواند با دو چیز ارتباط داشته باشد). «الواحدُلا یصدر الا الواحد» (نه معلول واحد بیش از یک علت واحد دارد و نه از علت واحد بیش از یک معلول واحد صادر می شود).

خفاء اذان وخفاء جدران علت قصر نیستند بلکه مجموع این دو علت که همان قدر مشترک می باشد علت قصر می باشد و خفاء اذان و خفاء جدران نشانه است.

شرط واحد به قدر مشترک جامع بین دو امر است با این وجه چهارم دیگر تعارض از بین می رود. حاصل کلام مرحوم آخوند این است که فرمودند نظر عرف وجه دوم و نظر عقل وجه چهارم می باشد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-13.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-13.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *