درس خارج فقه 95-96 جلسه 12

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه دوازدهم درس خارج فقه

در مسأله 4 در تحریرالوسیله مرحوم امام (ره) فرمودند که ذکرمهریه در عقد لازم نیست وحتی می­تواند شرط عدم المهر کند. اگر دخول حاصل نشده باشد  می­فرمایند مهریه لازم نیست. آیا واقعاً  مهریه لازم نیست یا لازم هست؟

در مسأله 5 این مطلب  را بیان می­کند که زن مستحق یک هدیه­ای می­باشد که البته سنّی­ها می­گویند مستحب است. در حالی که شیعه می­گوید که این هدیه واجب است.

مسألة 5: «إذا وقع العقد بلا مهر لم تستحق المرأة قبل الدخول شیئا، إلا إذا طلقها حینئذ فتستحق علیه أن یعطیها شیئا بحسب حاله  من الغنی و الفقر و الیسار و الإعسار من دینار أو درهم أو ثوب أو دابة أو غیرها- و یقال لذلک الشی‌ء «المتعة»  و لو انفسخ العقد قبل الدخول بأمر غیر الطلاق لم تستحق شیئا لا مهرا و لا متعة ، و کذا لو مات أحدهما قبله و أما لو دخل بها استحقت علیه بسبب الدخول مهر».

اگر عقدی بدون مهر واقع شود در اینجا زن قبل از دخول مستحق هیچ چیزی نیست مگر اینکه شوهر، زن را طلاق دهد. در این صورت باید یک چیزی به زن بدهد البته این هدیه باید به حسب حال زوج باشد یعنی اگر غنی باشد به اندازۀ خودش و اگر فقیر باشد باز به اندازه خودش هرچه که داشته باشد. اگر قبل از دخول، عقد فسخ شده باشد آیا مستحق چیزی است یا خیر؟ اگر به سبب موت عقد منفسخ شده است آیا هدیه تعلق می­گیرد یا خیر؟

مرحوم صاحب جواهر ادعای اجماع می­کند و می­گوید خلافی در مسأله ندیدم یعنی وقتی طلاق داده شد، باید هدیه گرفته شود. اوّلین دلیل آیه  236 سورۀ بقره می­باشد  لَّا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ مَا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً  وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتَاعًا بِالْمَعْرُوفِ  حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ». (اگر زنان را، مادامى كه با آنان نزديكى نكرده و بر ايشان مَهرى [نيز] معين نكرده‌ايد، طلاق گوييد، بر شما گناهى نيست، و آنان را به طور پسنديده، به نوعى بهره‌مند كنيد -توانگر به اندازه [توان‌] خود، و تنگدست به اندازه [وسع‌] خود. [اين كارى است‌] شايسته نيكوكاران.)

از این آیه می­فهمیم که پرداخت هدیه لازم است.  آیه دیگر آیه 49 سورۀ احزاب می­باشد. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا». اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، اگر زنان مؤمن را به نكاح خود درآورديد، آنگاه پيش از آنكه با آنان همخوابگى كنيد، طلاقشان داديد، ديگر بر عهده آنها عده‌اى كه آن را بشماريد، نيست؛ پس مَهْرشان را بدهيد و خوش و خرّم آنها را رها كنيد.)

این آیه از نظر تعیین مهر مطلق است یعنی همه مطلقه­ها را شامل می­شود ولی آیه  قبل می­تواند این را تقیید بزند یعنی اینجا متعه و هدیه امر لازمی است.

روایاتی در مسأله وجود دارد که چند طایفه می­باشد. یک سری روایاتی وجود دارد که متناسب با بحث می­باشد یک روایت این است که «عن الصادق علیه السّلام فی معتبرة أبی الصباح الکنانی: «إذا طلق الرجل امرأته قبل أن یدخل بها فلها نصف مهرها و إن لم یکن سمی لها مهرا فمتاع بالمعروف علی الموسع قدره و علی المقتر قدره، و لیس لها عدة تزوّج إن شاءت من ساعتها». ( حدیث 8 باب 48 از ابواب مهور)

مردی می­خواهد زنش را طلاق بدهد قبل از اینکه دخولی انجام شود برای آن زن نصف مهر می­باشد اگر مهریه­ای ذکر نشده باشد در اینجا لازم است بر مرد که مهریه را بپردازد.

روایت دیگر این است که «و فی صحیح الحلبی عن الصادق علیه السّلام: «فی الرجل یطلق امرأته قبل أن یدخل بها قال: علیه نصف المهر إن کان فرض لها شیئا، و إن لم یکن فرض لها شیئا فلیمتعها علی نحو ما یمتع به مثلها فی النساء». ( حدیث 7 باب 48 از ابواب مهور)

مردی می­خواهد زنش را طلاق دهد قبل از آنکه دخولی انجام بگیرد در صورتی که مهریه­ای فرض شده باشد و اگر مهریه فرض نشده باشد باید زن را تمتع مالی کند.

روایت دیگر این است که « الفضل بن الحسن الطبرسی فی ( مجمع البیان ) فی قوله تعالى : ( ومتعوهن على الموسع قدره وعلى المقتر قدره ) قال : إنما تجب المتعة للتی لم یسم لها صداق خاصة ، وهو المروی عن الباقر والصادق ( علیهما السلام )». ( حدیث 10 باب 46 از ابواب مهور)

یعنی مهریه برایش مشخص نکرده پس متعه، یعنی همان هدیه بر او واجب است.

روایت دیگر این است که «وفی قوله تعالى : ( فمتعوهن وسرحوهن سراحا جمیلا ) عن ابن عباس قال : هذا إذا لم یکن سمى لها مهرا ، فاذا فرض لها صداقا فلها نصفه ولا تستحق المتعة ، قال : وهو المروی عن أئمتنا ( علیهم السلام ) . أقول : ویأتی ما یدل على ذلک». ( حدیث 12 باب 48 از ابواب مهور)

اگر صداق مشخص شده باشد باید نصف آن را بپردازد و اگر مشخص نشده باشد طبق آیه شریفه باید هدیه­ای به زن بدهد.

روایت دیگر این است که «عن ابى حمزة عن ابى جعفر علیه السلام قال: سألته عن الرجل یرید ان یطلق امرأته قبل ان یدخل بها قال: یمتعها قبل ان یطلقها فان الله تعالى قال:(ومتعوهن على الموسع قدره وعلى المقتر قدره)». ( حدیث 4 باب 48 از ابواب مهور )

اگر قبل از دخول طلاق بدهد، گفته شده هدیه­ای به او بدهد، در اینجا هم استناد به همان آیه کرده است.

 روایت دیگر این است که  «وعنه عن احمد بن محمد بن ابى نصر عن بعض اصحابنا عن ابی عبدالله علیه السلام قال: ان متعة المطلقة فریضة».

یعنی متعه مطلقه واجب است یعنی متعه مطلقه بدون دخول واجب است در اینجا قرینه وجود دارد.

چند روایت وجود دارد که می­گوید چه دخول شده باشد و چه دخول نشده باشد باید متعه داده بشود یعنی مستحب است. این روایت در حدیث 3 و 5 و 4 و 1 از باب 50 از ابواب مهور همین حرف را بیان می­کنند.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2017/06/12.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2017/06/fegh-95-12.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *