درس خارج اصول 95-96 جلسه 12

بسم الله الرحمن الرحیم

تنبیهات در باب مفاهیم جملات شرطیه  

جمله شرطیه دال برانتفاء عند الانتفاء است . آن چه منتفی است شخص حکم یا سنخ ونوع حکم کدام می باشد ؟

فرق بین شخص حکم ونوع حکم چیست ؟ مانند « ان جائک زید فاکرمه » اکرام معلّق و مشروط بر مجیء زید است این یعنی شخص حکم.

قائلین به مفهوم در جملات شرطیه و منکرین به مفهوم معتقدند که دراین جا منظور از انتفاء، شخص حکم نیست، چون اگر شخص حکم مراد باشد با عدم مجیء، اکرامی در کار نیست . اگر مراد از منتفی سنخ یا نوع حکم باشد اکرام مجیء زید صورت نگرفت اکرام مجیء نماینده زید است .

فرق شخص حکم با سنخ حکم مثل کلی وفردش است. مانند انسان و زید؛ اگر انسان در زید مصداق پیدا نکرد در عمر مصداق پیدا می کند، یا اگر در عمر مصداق پیدا نکرد، در بکر مصداق پیدا می کند .

تفاوت بین شخص حکم با سنخ حکم تفاوت کلی در ضمن فردش است.

سوال: درباب مفهوم جمله شرطیه آنچه منتفی است شخص حکم است یا نوع وسنخ حکم ؟

پاسخ: همه علما اتفّاق نظر دارند . مقصود سنخ حکم است نه شخص حکم . قائلین به مفهوم می گویند با فقدان شرط سنخ حکم منتفی است یعنی اگر زید نیامد نماینده زید بیاید از اکرام خبری نیست .

منکرین به مفهوم در جملات شرطیه می گویند: با فقدان شرط سنخ حکم منتفی نیست. مجیء زید نشد، اکرام جایگزین دارد، یعنی سنخ حکم اکرام ممکن است درمجیء زید باشد و اگر در مجی زید محقق نشد، مجیء نامه زید، و اگر مجی نامه نشد، در مجیء نماینده زید باشد.

مرحوم آخوند میفرماید . دلیل اینکه می گوییم انتفاع، سنخ حکم است نه شخص حکم، چون بعضی می فرمایند درباب وصیت و نذر وقسم می گویند: جمله شرطیه مفهوم دارد. که در جلسات بعد ذکر خواهیم کرد.

در جمله شرطیه اینکه مرحوم آخوند فرمودند انتفاء شرط درجمله شرطیه، سنخ حکم است نه شخص حکم.

مستشکل اشکال می کند به مرحوم آخوند: اینکه شما می فرمایید سنخ حکم مراد است وسنخ حکم را کلی دانستید اینطور نیست؛ درباب معنای حروف هیات در وقت استعمال جزئی می شود ومعنای کلی معنا ندارد چرا می گویید سنخ حکم مراد است؟

مانند «ان جائک زیدٌ فاکرمه» هیأت انشاء فعل، امری است. یعنی وضع عام،  موضوعٌ له خاص. پس معنای امر کلی نیست، بلکه جزئی می شود ودر این جا ملاک سنخ حکم نیست.

نکته

درمعنای حروف 3 مبنا وجود دارد:

  • نظرمرحوم آخوند: وضع عام و موضوعٌ له عام و مستعملٌ فیه عام .
  • سعد الدین تفتازانی: وضع عام، موضوعٌ له عام، مستعملٌ فیه خاص
  • سید شریف جرجانی: وضع عام ، موضوعٌ له عام ، مستعملٌ فیه خاص.

درباب معانی هیات فعل امر 3 مبنا وجود دارد:

  • وضع عام، موضوعٌ له خاص، مستعملٌ فیه خاص
  • وضع عام، موضوعٌ له عام، مستعملٌ فیه خاص
  •  وضع عام، موضوعٌ له عام، مستعملٌ فیه عام

ادامه اشکال

در مفاهیم سنخ حکم ملاک نیست چون در باب حروف معانی هیات شما گفتید مستعملٌ فیه خاص است.

جواب مرحوم آخوند

آنچه در قضایای شرطیه معلّق برشرط است سنخ وجوب است نه وجوبی که تشخص پیدا کرده است، گرچه این وجوب در مرحله استعمال و انشاء به سبب وجود یافتن خاص می شود.

چون گفتیم موضوعٌ له عام ومستعملٌ فیه خاص است پس در صحت استعمال تشخص پیدا کرده است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-12.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-12.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *