درس خارج فقه 95-96 جلسه 11

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه یازدهم درس خارج فقه

بحث در مسألة چهار در تحریر الوسیله بود  که دو فرع را بیان کردند. یک فرع این بود که ذکر مهریه شرط صحت عقد نیست. فرع دوّم این بود که اصلاً می­توان شرط عدم مهریه کرد در عقد دائم. دلیل اوّل بر اینکه ذکر مهریه شرط صحت عقد نکاح نیست این است که اجماع وجود دارد البته این اجماع مدرکی می­باشد و معتبر نیست. آیۀ­ای ذکر می­کنند که در سورۀ بقره آیه 236 آمده « لَّا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ مَا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتَاعًا بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ »( اگر زنان را، مادامى كه با آنان نزديكى نكرده و بر ايشان مَهرى [نيز] معين نكرده‌ايد، طلاق گوييد، بر شما گناهى نيست، و آنان را به طور پسنديده، به نوعى بهره‌مند كنيد -توانگر به اندازه [توان‌] خود، و تنگدست به اندازه [وسع‌] خود. [اين كارى است‌] شايسته نيكوكاران.)

از این آیه می­فهمیم که بدون تعیین مهر عقد انجام گرفته که طلاقی دارد صورت می­گیرد، پس معلوم می­شود مهریه لازم نیست. دلیل دیگر روایات است که در مسأله وجود دارد. و یک روایت این است که در باب 12 آمده  «محمد بن الحسن باسناده عن الحسين بن سعيد، عن ابن أبي عمير عن حماد، عن الحلبي قال: سألته عن الرجل يتزوج امرأة فدخل بها ولم يفرض لها مهرا ثم طلقها، فقال: لها مهر مثل مهور نسائها ويمتعها.» (  حدیث 1 باب 12 از ابواب المهور)

مردی که با یک زنی ازدواج کرده و با او معاشرت کرده اما مهریه تعیین نکرده و بعد زن را طلاق داده، از اینجا روشن است که اگر مهریه ذکر نشود اشکالی ندارد.

دلیل دیگر این است که باب نکاح معاوضه­ای نیست.

فرع دوم، شرط عدم المهر است، یعنی شرط کنیم که مهریه در کار نباشد در اینجا آیا عقد صحیح است یا خیر؟ یا اینکه بگوییم شرط فاسد است لذا این می­شود هبه البضع و حال آنکه آیه 50 سورۀ احزاب می­فرماید «  يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّـهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ  قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ  وَكَانَ اللَّـهُ غَفُورًا رَّحِيمًا»( اى پيامبر، ما براى تو آن همسرانى را كه مَهْرشان را داده‌اى حلال كرديم، و [كنيزانى‌] را كه خدا از غنيمت جنگى در اختيار تو قرار داده، و دختران عمويت و دختران عمه‌هايت و دختران دايى تو و دختران خاله‌هايت كه با تو مهاجرت كرده‌اند، و زن مؤمنى كه خود را [داوطلبانه‌] به پيامبر ببخشد-در صورتى كه پيامبر بخواهد او را به زنى گيرد. [اين ازدواج از روى بخشش‌] ويژه توست نه ديگر مؤمنان. ما نيك مى‌دانيم كه در مورد زنان و كنيزانشان چه بر آنان مقرر كرده‌ايم، تا براى تو مشكلى پيش نيايد، و خدا همواره آمرزنده مهربان است.)

یعنی زن مؤمنه اگر خودش را هبه کند به پیامبر (ص) و پیامبر (ص) هم قصد ازدواج با او را کند این اشکال ندارد منتها این مخصوص پیامبر (ص) است نه سایر مؤمنین. پس چطور این شرط امکان دارد و مرحوم امام (ره) آن را در تحریر الوسیله ذکر کرده است، بنابراین شرط فاسد است. آیا با فاسد بودن شرط عدم مهریه، عقد هم باطل می­شود یا خیر؟ مشهور می­گویند شرط فاسد مفسد عقد است چنانچه مرحوم صاحب جواهر هم همین نظر را دارد. ولی بعضی­ها مثل مرحوم امام (ره) می­گویند شرط درست است.

چند روایت در اینجا وجود دارد. یک روایت آمده که «عن ابی الصلاح  کنعانی عن ابی عبدالله (ع) فَقَالَ لَا تَحِلُّ الْهِبَةُ إِلَّا لِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ أَمَّا غَيْرُهُ فَلَا يَصْلُحُ نِكَاحٌ إِلَّا بِمَهْر». ( حدیث  3 باب 2 از ابواب عقدالنکاح )

این روایت به طور صریح می­گوید اگر هبه هست فقط برای پیامبر (ص) می­باشد.

روایت دیگر این است که «عن الحلبی قال: سألت أبا عبدالله (ع) عن المرأة تهب نفسها للرجل ینکحها بغیر مهر؟ فقال: إنما کان هذا للنبی صلى الله علیه وآله وأما لغیره فلا یصلح هذا حتى یعوضها شیئا یقدم إلیها قبل أن یدخل بها قل أو کثر ولو ثوب أودرهم وقال: یجزئ الدرهم». ( حدیث 1 باب 2 از ابواب عقدالنکاح)

این روایت هم می­گوید نکاح بدون مهریه نمی­شود.

روایت دیگر این است که «عن عبدالله بن سنان، عن أبی عبدالله (ع) فی امرأة وهبت نفسها لرجل أو وهبهاله ولیها؟ فقال: لا، إنما کان ذلک لرسول الله صلى الله علیه وآله ولیس لغیره، إلا أن یعوضها شیئا قل أو کثر». ( حدیث 3 باب 7 از ابواب عقدالنکاح )

در این روایت هم گفته شده که هبه مخصوص پیامبر (ص) می­باشد.

روایت دیگر این است که آمده «عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِ‏ فَقَالَ لَا تَحِلُّ الْهِبَةُ إِلَّا لِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ أَمَّا غَيْرُهُ فَلَا يَصْلُحُ نِكَاحٌ إِلَّا بِمَهْر». ( حدیث 4 باب 2 از ابواب عقدالنکاح).

این روایت هم می­گوید هبه، مخصوص پیامبر (ص) می­باشد و غیر از پیامبر، عقد باطل است مگر اینکه مهریه داشته باشد.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”50×50″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/feghh-95-11.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2017/06/fegh-95-11.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *