درس خارج اصول 95-96 جلسه 10

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه بحث مفاهیم آیا جمله شرطیه مفهوم دارد یاندارد؟

اَدلهّ منکرین مفهوم داشتن جمله شرطیه سه دلیل ذکر کردند که درجلسه قبل آن دلائل توضیح کامل داده شد .

دلیل چهارم

جمله شرطیه دالّ برمفهوم است، دلالت درآن یا به دلالت مطابقی است یا به دلالت تضمنی است یا به دلالت التزامی می باشد.

قائلین به مفهوم درجملات شرطیه میگویند هیچکدام از دلالتها در جمله شرطیه نمی باشند.

دلالت مطابقی به این معناست که موضوعٌ له جمله شرطیه دال برانتفاء عند الانتفاء است. یعنی تمامِ موضوع لهِ شرطیه انتفاء عند الانتفاء باشد، یعنی با انتفاء شرط، جزاء هم منتفی است، قائلین به مفهوم، می گویند به دلالت مطابقی جمله شرطیه دالّ برمفهوم نیست، به عبارتی موضوعٌ له شرط انتفاء عند الانتفاء نیست.

دلالت تضمّنی به این معناست که جزء معنای موضوعٌ له انتفاء عند الانتفاء باشد، به عبارتی خود معنای موضوعٌ له متضمّن انتفاء عند الانتفاء باشد.

سوال: آیا جمله شرطیه به دلالت تضمّنی دالّ بر مفهوم است یا خیر؟

پاسخ: خیر، جمله شرطیه به دلالت تضمّنی دالّ بر مفهوم نیست.

به دلالت التزامی به این معناست که انتفاء عند الانتفاء خارج و لازم معنای موضوعٌ له باشد نه اینکه جزء معنای موضوعٌ له یا تمام معنای موضوعٌ له باشد، به این که بین ثبوت عند الثبوت و انتفاء عند الانتفاء ملازمه باشد.

نتیجه

جمله شرطیه مفهوم ندارد. به عبارتی دال بر انتفاء عند النتفاء نیست، چون اگر دال بر انتفاء عند الانتفاء باشد، یا به دلالت مطابقی است یا تضمنی است و یا التزامی است، که هیچ کدام نیست.

مرحوم آخوند جواب می دهند به این که : ادلّه منکرین درباب دلالت مطابقی ودلالت تضمنی درست است . یعنی جمله شرطیه به دلالت تضمّنی و دلالت مطابقی دلالت بر انتفاء عند الانتفاء ندارد اما در دلالت التزامی چه اشکالی دارد بگوئیم در این جا الزام وجود دارد، یعنی به محض اینکه شرط منتفی شد حکم هم منتفی شود؛ مانند: « اِن جائک زیدٌ فاکرمه » شرط محقق نشد اکرام هم منتفی است لزوم دراین جا لزوم عقلی است . چون مرحوم آخوند جزء منکرین مفهوم جمله شرطیه است به نوعی دیگر می خواهد دلالت التزامی را رد کند . ایشان می خواهد بفرماید بعد از آنکه قائلین به مفهوم دلالت التزامی را پذیرفتند گفتند اگر جمله شرطیه لزوم علّی ترتب انحصار باشد جمله شرطیه دالّ برمفهوم می باشد، آخوند (ره) در پاسخ می گوید: لزوم فقط لزوم عقلی است، اینکه ترتب وعلت انحصار باشد را قبول نداریم. اگر واقعاً در جمله شرطیه لزوم ترتبی علت منحصرباشد، درست است ولی واقع مطلب این است که لزوم است ولی ترتب نیست. علیت منحصر نیست، وقتی نباشد دلالت التزامی نیست، یعنی اگر بین ثبوت عند الثبوت وانتفاء عند الانتفاء ملازمه باشد، عقلاً درست است و جمله شرطیه دارای مفهوم می باشد ولی ملازمه عقلی وجود ندارد . مانند « ان جائک زیدٌ فاکرمه » اگر زید نیامد ولی نماینده زید آمد، اکرامی در کار نیست به عبارتی، نماینده زید مورد احترام نیست .

ملازمه وجود ندارد، یعنی اگر نماینده زید بیاید می شود اکرام کرد . اینطور نیست مجیء نباشد اکرام نباشد؛ اکرام است پس جمله شرطیه مفهوم ندارد .

نتیجه

هم دلائل مثبتین وهم دلائل منکرین به مفهوم جمله شرطیه  ردّ شد.

اشهر القول در باب مفاهیم

در جملات شرطیه قائل به تفصیل می شویم . به اینکه جملات شرطیه بعضی موارد مفهوم دارد در بعضی موارد مفهوم ندارد . علما در بعضی موارد گفتند جملات شرطیه دارای مفهوم است مانند باب نذر، وصیت…

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-10.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2018/11/osoul-95-10.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *