125

درس خارج فقه 93-94 جلسه 9

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه نهم درس خارج فقه

تطابق بین ایجاب و قبول از جمله مباحثی است که  باید بیان شود تطابق بین ایجاب و قبول به لحاظ مضمونی است برای اینکه عقد یک پیمان و تعهد است و حاصل نمی­شود مگر به توافق دو طرف بر یک امر واحد، و اگر اختلاف وجود داشته باشد در اینجا عقد تحقق پیدا نمی­کند.

گاهی این اختلاف از حیث بایع و مشتری است و گاهی از حیث ثمن و مثمن است. تطابق گاهی در ماهیت عقد است که لازم است وجود داشته باشد مثلاً در بیع موجب، انشاء می­کند بیع را، اما قابل هبه را قبول می­کند. مثلاً بایع زید را خطاب می­کند و می­گوید بعتُک اما قبول را به نحو امر می­گوید لذا این تطابق ندارد.

یا اینکه عدم تطابق بین ایجاب و قبول در ثمن است و بایع می­گوید «بعتُک الدار بالف دینار» و مشتری می­گوید «قبلت بمأةٍ» لذا گاهی تطابق در ماهیت عقد لازم است و گاهی تطابق در ارکان معامله از بایع و مشتری و … می­باشد، و همینطور گاهی تطابق در شرایط است یعنی اگر بایع جنسی را فروخته به شرط اینکه ثمن را در ماه ربیع تحویل دهد و طرف مقابل قبول می­کند این معامله را، مثلاً در ماه محرم در حالی که این شرط با هم تطابق ندارد لذا صحیح نیست.

اگر چنانچه ایجاب مشتمل بر یک ثمن معین باشد یعنی قدر و جنس و وصفش معلوم باشد در اینجا قبول هم باید مشتمل بر همان خصوصیات باشد، برای اینکه قبول یعنی رضایت دادن و پذیرفتن آن معاهده که موجب در انشاء عقد به زبان آورده است و یا اینکه بینشان شرط و شرایط بصورت مضمونی طرح شده است، مثل اینکه بایع بگوید «بعتهُ من موکلک بکذا» و طرف مقابل بگوید «اشتریتهُ لنفسی»، مثل اینکه طرف وکیل بوده و رفته دختر را به عقد موکلش در بیاورد ولی دختر را به عقد خودش و یا به عقد پسرش در بیاورد در حالی که این درست نیست و در اینجا عدم تطابق بین ایجاب و قبول می­باشد و لذا عقد صحیح نمی­باشد برای اینکه ایجاب واقع شده بر موکل اما قبول واقع شده به نفس وکیل.

بایع اگر بگوید «بعتُ هذا من موکلک» منتهی موکل در اجرای عقد حاضر است ولی مورد خطاب نیست، اگر چنانچه در اینجا وکیل بگوید قبلتُ در اینجا عقد صحیح می­باشد و هیچ اشکالی ندارد چون موکل در اینجا حاضر است.

یا بایع بگوید «بعتُک العبدُ بکذا» و مشتری بگوید «اشتریتُ نصفهُ بتمام ثمن او اشتریتُ تمام العبد بنصف الثمن» در اینجا تطابق وجود ندارد و عقد صحیح نیست چون بایع بیع را بر تمام عبد و تمام ثمن انشاء کرده نه بر نصف عبد به تمام ثمن.

اگر بایع بگوید «بمأة درهم» و مشتری بگوید «قبلت بعشرة دنانیر» گرچه 10 دینار مساوی با 100 درهم می­باشد ولی در اینجا هم عقد منعقد نمی­شود و صحیح نیست چون تطابق بین ایجاب و قبول وجود ندارد.

اگر بایع به دو نفر بگوید من عبد را به شما دو نفر 1000 درهم فروختم و یکی از آن دو مشتری بگوید «اشتریت نصفهُ بنصف الثمن» در اینجا هم عقد واقع نمی­شود چون از حیث ثمن و از حیث مثمن تطابق وجود ندارد.

اگر دو مشتری هر کدام بصورت جداگانه این حرف را بزنند در اینجا هم عقد صحیح نیست برای اینکه تمام عبد در برابر تمام ثمن قرار گرفت.

خلاصه مطلب اینکه در عقد نیازمند تطابق بین ایجاب و قبول هستیم و اگر تخلفی در آن مشاهده شود عقد قابل قبول نیست چون از معاهده می­فهمیم برای اینکه عقد یک تعهد طرفینی است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *