درس خارج فقه 93-94 جلسه 76

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هفتاد و ششم درس خارج فقه

در ادامۀ مباحث به حکم بیع فضولی در احکام الرد رسیدیم.

اگر مالک عقد فضولی را ردکند، فضولی جنس مالک را به مشتری فروخته،حال مالک باید اجازه بدهد، لیکن اجازه نمی دهد بلکه آن را رد می کند حال حکمش چیست؟

این مسأله از 3جهت قبل بحث است.

1.گاهی نسبت مالک با بایع فضولی مطرح است (جنس خود را باید از بایع گرفت چون بایع مسبّب این عقد فضولی بوده است).

  1. گاهی نسبت و رجوع مالک به مشتری مطرح است.
  2. گاهی نسبت رجوع میان مشتری به بایع فضولی مطرح است.

اگر چنانچه مالک معامله  فضولی را نپذیرد، عین هم در دست مالک باشد، فضومی فقط عقد را اجرا کرده و تصرفی نکرده است، لذا دیگر ضمان مطرح نخواهد بود و هیچکدام ضامن نیستند، چون عین رد و بدل نشد.

بحث در جایی است که عین رد و بدل شده باشد، حال شاید گفته شود جایی که عین رد و بدل نشود، مثلاً  کتاب در خانه مالک است بایع فضولتاً کتاب را به مشتری فروخته و هیچ ردو بدلی نشد مالک هم معامله را رد کرد.

اینجا که ضمان(ید ، معاوضه) در کار نیست و این بحث ثمرۀ عملی ندارد، اما ثمرۀ علمی دارد؛ منتها بحث ما در جایی است که ثمرۀ عملی داشته باشد یعنی عین رد و بدل شده و بایع فضولی، کتاب مالک را به مشتری فروخته و داد و ستد هم انجام شده است. مثلاً خانه­ای که کلید آن در اختیار شخص بنگاهی بوده است، و او خانه را فروخته و آن را فضولتاً تحویل مشتری داده است، منتهی  مالک هنوز اجازه نداده است لذا در اینجا این بحث مطرح است.

لذا خود عین رد و بدل شده است و الّا آن معامله فضولی که انجام داد و مالک رد کرد هیچ ضمانی هم نیست.

اگر عین در اختیار بایع قرار داشت بایع تحویل مشتری داد، اینجا ضمان در کار است، چون مالک اگر رد کند عین هم موجود است و تحویل مشتری کردید، در این صورت مالک می تواند به بایع مراجعه کند یا مشتری برای استرداد آن عین اگر عین تلف شد که آن نیز بحث دیگر است.

اینجا ضمان وجود دارد، اگر تلف شده باشد و اگر تلف نشده باشد، منافع مستوفاد و منافع غیر مستوفاد در آن وجود دارد.

مثلا 10گوسفند در اختیار بایع بوده است، او هم گوسفندان را به شخص دیگری فروخته است ، لیکن چند ماه بعد مالک  فهمید، در این صورت گوسفندان را استرداد می کند، اما منافع مستوفاد چطور؟ قطعاً ضامن هستند.

اگر چنانچه اقدام نکرد منافع غیر مستوفاد را، مثلا خانه ای بوده که فضولتاً فروخته شده است، طرف هم چند ماه خانه را در اختیار خودش قرار داد و قفل نمود، در حالی که مالک می گوید این سه ماه می توانستم منافع غیر مستوفاد را استفاده کنم (ضمان در کار است) این در صورتی است که عین موجود باشد.

حال اگر عین موجود نباشد و تلف شود، مثلاً گوسفند یا در دست مشتری تلف شود در این صورت عین موجود نیست، چون بایع گوسفند را تحویل مشتری داد و گوسفند تلف شد، اینجا صحبت از منفعت نیست بلکه خود عین تلف شده است.

آقای مالک هم معامله فضولی را رد کرده است، و مقبوض به عقد فاسد هم بوده لذا مشتری که ثمن را تحویل بایع داده و مثمن را تحویل گرفته، لیکن عقد از اول فاسد بوده است، در اینصورت ضمان ید وجود دارد.

لذا هیچکدام به مالک ثمن را بدهکار نیستند، چون ضمان معاوضه ای در کار نیست بلکه اگر معامله ای کرده بود و دادو ستد صحیح بود، در برابر آن کالا آن ثمن را ضامن است، اما اگر دادو ستد فاسد باشد، این تحت قاعدۀ من اتلف المال الغیر خواهد رفت.تحت قاعدۀ «علی الید ما أخذت حتی تؤدی» می رود و در ضمن تحت ید عدوانی قرار خواهد گرفت.

در این صورت اگر مثلی است مثل را بپردازد و اگر قیمی ،قمیت را بپردازد، اینها غالباً قیمی اند.

اگر اینطور باشد مسأله روشن است، عین تلف شد ضمان هم هست، ضمان هم ضمان ید است چون مقبوض به عقد فاسد است چون عقد باطل است.

ضمان تحت قاعدۀ من اتلف المال الغیر یا قاعدۀ ید قرار می گیرد، و ید آقای فضولی ید غاصبانه و عدوانی است ید مشتری هم عدوانی و غاصبانه است. این ید ضمان است، در برابر مثلی مثل، و در برابر قیمی قیمت را ضامن است و مالک می تواند مراجعه کند به بایع، چون او باعث تلف مال شد، و هم مالک می تواند به مشتری مراجعه کند که کالایی که او از دست بایع گرفت و در دست او تلف شد مشتری هم مقصر است از باب تعاقب ایدی، شاید به دیگری فروخته باشد، مالک می گوید معامله فاسد بود چون نسبت به عین ضامن هستند، به هر کدام که مراجعه کند باید عین را به مالک برگرداند، چون مالک جنس و عین را می خواهد،اینجا اگر عین موجود است که عین و منافع را می گیرد.

لیکن اگر عین موجود نیست، باید عین را زنده کند حال یا سراغ بایع می رود یا مشتری..یا به مشتری فروخته، و به هر کدام مراجعه کند باید عین را بگیرد خلاصه ضمان وجود دارد.

لیکن بحث دیگر این است که اگر قیمی بود بر مبنای کدام معیار( قیمت یوم الغصب یا یوم التف با اعلی القیم….) باید پرداخت شود؟

فیه وجوه… که قبلاً در مسأله مقبوض به عقد فاسد بیان شد.

خلاصه بحث: مالک به بایع فضولی می تواند مراجعه کند و نیز می تواند به مشتری مراجعه کند.

مشتری خسارت دیده از باب المغرور یرجع الی من غره به بایع مراجعه می کند. زیرا مالک به مشتری رجوع کرده است  و مشتری نیز خسارت را به هر نحو پرداخت نمود.

و یا اینکه مالک به بایع مراجعه می کند یا مشتری، که اگر عین تلف می شود که منافع مستوفاد یا غیر مستوفاد موجود است و یا عین را تحویل می گیرد مالک نسبت به نماء آن نیز اقدام خواهد کرد.

لذا مشتری خسارت دیده ثمن را از چه کسی دریافت کند؟ چون ثمن را پرداخت کرده و متضرر شده است، این ثمن متعلق به هیچ کس نیست، اما مشتری متضرر  شده است، از این رو باید به بایع مراجعه کند چون هم ثمن را به بایع تحویل داد و هم غرامت و خسارت های متعدد را متقبل گردید لذا همه این زیان ها  را مشتری از بایع دریافت می کند.

  1. رابطه مالک با بایع که مالک به سراغ بایع می­رود .
  2. رجوع مالک به مشتری که جنس را از او می گیرد و اگر تلف شد مثلی مثل و قیمی قیمت را استرداد می کند.
  3. رجوع مشتری به بایع

لیکن اینجا بحثی وجود دارد که آیا مشتری می تواند مراجعه کند و بگوید همۀ خسارات را به من بدهید؟

مرحوم شیخ: اگر جاهل بوده یعنی نمی دانسته این مال، متعلق به فرد مالک است، در این صورت مشتری حق مراجعه دارد.

اما اگر عالم بوده و اینکه می دانسته عین مال دیگری است و بایع فضولی آن را غاصبانه به فروش رساند، اثری بر آن مترتب نیست و مشتری حق مراجعه ندارد، چون مشتری عالم بوده است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/08/figh93-76.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/07/figh-93-76.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *