درس خارج فقه 93-94 جلسه 74

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هفتاد و چهارم درس خارج فقه

بحث در باب تعاقب ایدی بود، مرحوم شیخ سه اصطلاح را در مکاسب ذکر کرده است.

  1. تراقی عقود2. ترتب عقود متعدده3. تعاقب ایدی

یک زمان اینگونه است که یک نفر عقود متعدد را انجام می دهد، مثلاً یک کتاب را به 10 نفرمی فروشد، مثلا بنگاه معاملاتی خانه ای را به 10 نفر می فروشد؛ مالک آمده در بیع فضولی به نفر دهم اجازه داده یا آمده دست گذاشته روی معامله چهارمی، بقیه عقود باطل خواهد بود، یکی از آنها قابل تصحیح است بقیه قبل تصحیح نیست.

یک نفر عقود متعدده ای را انجام داده است، اما در یک مبیع واحد به چند نفر می فروشد، به بیع فضولی هم  که صاحب مال اجازه داده صحیح است و بقیه باطل خواهد بود.

اما یک وقت بحث ترامی عقود است؛ مثلا کسی خانه زید را فضولتاً می فروشد به عمرو ،عمرو هم به بکر می فروشد (عقود متعدده)؛ این بیع فضولی از سنخ ترامی عقود است؛ یکی بر پایۀ دیگری است این عقود که واقع شد، متعاقب ایدی در کار است و دست به دست شده ، بیع  هم فضولی است و از طرفی مالک هم آمده می خواهد اجازه بدهد مالک که صاحب اجازه است مثلا عقد ششم را تأیید می کند، عقودی که بعد واقع شد صحیح است اما عقود قبل باطل است، چون هر کدام متوقف بر دیگری است.

 وقتی مالک و مجیز بر عقد دهمین دست گذاشت عقود قبلی باطل است، ویا عقد اول را اجازه بدهد باقی آن همه صحیح است، در خصوص عوض هم بدین ترتیب؛ چه ثمن چه مثمن.

بنگاه معاملاتی خانه زید را به عمرو فروخته و با این پول هم یک زمین دیگری خرید. ثمن دست به دست شد؛ هم به اعتبارثمن هم به اعتبار مثمن، قسمت ثمن هم که ترتب در کار است ، معروف این است در مقام دوم بحث؛ نسبت به ثمن اگرچنانچه مالک اجازه داده در قست مثمن، بعدش همه اش صحیح است اما در قسمت ثمن چطور؟ اینجا اگر آمد عقد پنجم را اجازه داد نسبت به آن ثمن خانه را اجازه داده است حال چه باید کرد نسبت به ثمن؟ آیا عقود بعدی صحیح است یا عقود قبلی؟

اینجا نسبت به ثمن عقود قبلی صحیح است؛ اما عقود بعدی باطل است. این  اشکالی است که مرحوم  علامه در قواعد بر بیان مرحوم شیخ مطرح کرده است .

 جایی مال غصبی است بنگاهی هم می داند مال غصبی است از طرفی می داند رضایت مالک در کار نیست مشتری هم علم دارد بر اینکه مال غصبی است، مشتری عالماً و عامداً این جنس را می­خرد و می داند جنس مال این شخص نیست.

مرحوم علامه در قواعد می فرماید: اگر مشتری عالم بود که مال غصبی است دیگربحث سخن از ترامی و تعاقب ایدی و عقود نیست؛ چون مشتری عالم است بر اینکه مال غصبی است؛  در این صورت حق استرداد را ندارد، چون عامداً پول را تحویل مالک داده است، لذا در طرف ثمن فضولی معناندارد.

 تعاقب ایدی در جایی که مشتری عالم به غصب باشد و نقل و انتقال دربیع غصبی صورت گرفته باشد ازطرف مشتری معناندارد فضولی باشد، در اینجا چگونه می فرمایید تعاقب ایدی؟

مرحوم علامه فرمود؛ قبض و اقباض به خاطر علم مشتری فضولی محسوب نمی شود.

مرحوم شیخ به اشکال پاسخ داده و فرمود: باید دید آیا اجازه کاشفه است یا ناقله؟ این اختلافات مبنایی است اگر بنا بر اجازه کاشفه باشد بحث روشن است، به محض اینکه مجیز به مالک اجازه داد همان مال غصبی را..، بنابراین ثمن متعلق به مالک می شود مثمن متعلق به مشتری می شود.

بنابراینکه اجازه، اجازه کاشفه باشد مشتری ثمنی که پرداخت می کند، مال از یک طرف غصبی است، بایع هم فضولی است مشتری هم عالم و عامد است و می داند مال غصبی است، معذلک ثمن را پرداخت می کند و مثمن را تحویل می­گیرد، اینجا در حقیقت ثمنی که پرداخت می شود آیا به مالک منتقل می شود یا خیر؟

اشکال مرحوم علامه در قواعد این است که مشتری اصیل و بایع فضولی است، از این سو به خاطر علم مشتری به غصبی بودن فضولی بود لذا معنا ندارد اگر تعاقب ایدی باشد بلکه تعاقب ایدی از طرف بایع است آن هم  به مال غصبی آمده است، تعاقب صورت گرفته اما مشتری اصیل است و هیچ بیع فضولی در کار نیست.

لذا ثمنی که پرداخت می کند به بایع، و از آن طرف مال غصبی را تحویل می گیرد، این  ثمن را تحویل داد از ای رو دیگر حق استرداد را ندارد.

مرحوم شیخ فرمودند؛ بستگی دارد به اینکه کاشفه باشد یا ناقله، بنا برکاشفه بودن، وقتی مالک اصلی اینجا آمده مال غصبی را اجازه داده است، کشف از این می کند که از حین عقد مال منتقل شد به جیب مشتری،  و ثمن منتقل شد به جیب مالک.. لذا از همان اول باید در نظر بگیرید که ثمن منتقل شد. ثمن مال مالک است و اشکالی ندارد از این طرف هم می شود بیع فضولی؛ امابنا بر اینکه اجازه ناقله باشد از حین اجازه، مشتری از همان زمان می دانست به غصبی بودن، لیکن اگر  اجازه ناقله باشد کاری به گذشته ندارد بلکه کار به حال دارد.

بنابراین اگر اجازه کاشفه باشد متعاقب ایدی از هر دو طرف است ، بایع فضولی با ثمن رفته کتاب خریده و کتاب را به بکر فروخته و همنیطور دست به دست گشته است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/07/figh93-74.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/07/figh-93-74.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *