125

درس خارج فقه 93-94 جلسه 5

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه پنجم درس خارج فقه

در جلسه قبل و در باب ضرورت تقدم ایجاب بر قبول این پرسش مطرح گردید آیا ایجاب باید بر قبول مقدم باشد یا خیر؟

 مرحوم شیخ انصاری ادله­ای را ذکر نمودند لیکن بیان شد که اگر به عرف مراجعه کنیم می­بینیم که لزومی ندارد ایجاب حتماً مقدم بر قبول باشد.

 مرحوم امام(ره) کلامی داشتند به اینکه اصلاً تقوم عقد به ایجاب است و قبول هیچ اثری ندارد و از باب تشکر است، اما در واقع پذیرش فرمایش امام(ره) بسیار مشکل است چون به نظر می­رسد این قول با فرمایش خود ایشان تناقض دارد. ایشان در باب بیع پذیرفت که بیع مبادلة مال بمالٍ است اگر این طور باشد این عقد است، ایقاع که نیست و وقتی که عقد شد قوامش به دو طرف است یعنی تقوم عقد هم به ایجاب است و هم به قبول و قبول اثرش بیشتر است.

مسأله دیگری که وجود دارد این است که آیا بین ایجاب و قبول موالات شرط است یا خیر؟ مرحوم شیخ طوسی در مبسوط در باب خلع و مرحوم علامه و محقق ثانی و مرحوم مقداد فرمودند که موالات شرط است و نباید بینشان تخلل ایجاد شود.

مرحوم شهید در قواعد این طور دارد« الموالات معتبرة فی العقد و نحوه» یعنی بین ایجاب و قبول اتصال لازم است همانطوری که بین مستثنی و مستثنی منه اتصال لازم است. مثل« جائنی القوم الّا زید»

مرحوم شیخ انصاری هم همین را می­فرمایند و می­گویند از جمله شروط عقد موالات بین ایجاب و قبول است و دلیلشان هم این است که در ایجاب و قبول هیأت اتصالیه می­خواهیم.

مرحوم خوئی می­فرمایند اصلاً موالات شرط نیست و چهار نمونه ذکر می­کنند که بین ایجاب و قبول فاصله افتاده است 1- مثل اینکه شخصی هدیه می­فرستد و طرف دیگر ممکن است بعد از چند ماه این هدیه دستش برسد و آن را قبول می­کند پس بین ایجاب و قبول در اینجا فاصله افتاده است.

2- مگر غیر از این است که پادشاه حبشه ماریه را به عنوان هدیه برای پیامبر (ص) فرستاد و بعد از چند ماه به حضور پیامبر رسید و پیامبر هم قبول کرد. 3- یا مثل اینکه معامله انجام می­دهند با تلفن و یا تلگراف و غیره که در اینها هم ایجاب و قبول دارای فاصله زمانی می­باشد. 4- اینکه همانطور که در جلسه قبل بیان شد به اینکه زنی آمد محضر پیامبر(ص) و گفت من شوهر می­خواهم و پیامبر(ص) رو به جمع کردند و فرمودند کسی هست تا با او ازدواج کند؟ تا اینکه هر سه بار شخصی بلند شد و گفت من هستم و پیامبر(ص) فرمودند چیزی برای مهریه داری عرض کرد نه، پیامبر(ص) فرمود قرآن بلدی گفت بله بلدم و بعد از آن همه گفتگو پیامبر (ص) فرمودند «زوجتک ها» پس بین ایجاب و قبول در اینجا فاصله افتاده و این سیره پیامبر(ص) می­باشد.

مرحوم امام(ره) هم همین نظر را دارند و  در ص 341 کتاب البیع می­فرمایند: اصلاً بطور کلی موالات شرط نیست.

صاحب جواهر در جلد 22  ص 255 می­فرماید که عرفاً موالات شرط است.

اینها دو دلیل اقامه می­کنند دلیل اول این است: دلیل ما عرف است چون عرف ایجاب و قبول را یک فعل واحد می­بیند و لذا تخلل بینشان جایز نیست. دلیل دوم یک دلیل عقلی است که مرحوم نائینی در منیة الطالب می­فرمایند که عقودی که معاوضی هستند در اینها خلع و لبس انجام می­گیرد یعنی کسی که ایجاب را  می­خواند ملکیت خودش را از مثمن خارج می­کند و عوضش ثمن را داخل در ملکیت خودش می­کند در حالی که بین خلع و لبس نباید فاصله بیافتد و اگر فاصله بیافتد بین مضاف و مضاف الیه فاصله می­افتد و این محال است.

البته پاسخ این استدلال روشن است در جواب  دلیل اول باید گفت این چیزی که مصطلح فقها است باید ببینیم آن چیست و آیا عقد یک امر لفظی است یا خیر؟ اما واقع مطلب این است که عقد به معنای عهد و پیمان است و پیمان زمانی بسته می­شود که قبول هم به آن حتی چند لحظه بعد متصل شود لذا این دلیل قابل قبول نیست.

اما دلیل دوم که خلع و لبس باشد اشکال عمده­اش این است که خلط بین عالم اعتبار و تکوین است البته اینها ادعای اجماع هم کردند بر اینکه موالات لازم است البته جوابش روشن است که این اجماع که گفتید مدرکی است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *