درس خارج فقه 93-94 جلسه 36

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی و ششم درس خارج فقه

بحث ما در بیع راجع به معامله صبی بود، و رسیدیم به اینجا که راجع به شرعیت عمل صبی بحث کنیم

 بیان شد که صبی عباداتشان صحیح است و سؤال این بود که آیا صبی می­­تواند نماز استیجاری بگیرد یا خیر؟ بیان گردید که عمل صبی فقط تمرینی نیست چنانچه بعضی­ها گفتند و عملش شرعی و صحیح است، اما اگر بخواهد نماز استیجاری بخواند مشکل است چون ادله نیابت مانع از این می­شود که او بتواند نائب بشود لذا مرحوم فقیه یزدی در عروه این­طور می­فرماید در کتاب اسیجار در مسأله 11 دارند، که «في كفاية استئجار غير البالغ و لو بإذن وليّه إشكال، و إن قلنا بكون عباداته شرعيّة ، و العلم بإتيانه على الوجه الصحيح ، و إن كان لا يبعد ذلك مع العلم المذكور ، و كذا لو تبرّع عنه مع العلم المذكور».

چرا عبادات صبی شرعی و صحیح می­باشد؟ چند دلیل ذکر کردند کسانی که قائل به این مطلب هستند. 1- یکی ادله عامه است. 2- دیگری ادله خاصه می­باشد.

 ادله عامه همان اطلاقات است که در قرآن کریم آمده است البته اشکالاتی مطرح کردند، در مورد این اطلاقات منتها می­توانیم بگوییم در اینجا یک جمع عرفی وجود دارد و می­شود حمل بر استحباب کرد.

 ما چند طائفه روایات داریم مبنی بر اینکه عبادات صبی صحیح است. طائفه اول دلالت دارند بر اینکه صلاة و صوم بر افراد صبی در یک سنین خاصی قبل از بلوغ واجب است گرچه می­شود اینها را حمل بر استحباب کرد و روایت این است که در جلد 4 از باب 3 از ابواب اعداد و الفرائض حدیث 2 آمده است: «مثل ما روی عن محمد بن مسلم عن احدهما(ع) فی الصبی متی یصلّی فقال: اذا عقل الصلاة قلت متی یعقل الصلاة و تجب علیه؟ قال: لست سنین».

روایت دیگر این است که در وسائل الشیعه جلد 4 از باب 3 از ابواب اعداد و الفرائض حدیث 3 می­باشد، «وما روى العمرکی عن علی بن جعفر، عن أخیه موسى(علیه السلام) قال «سألته عن الغلام متى یجب علیه الصوم والصلاة؟ قال: إذا راهق الحلم وعرف الصلاة والصوم»

روایت دیگر این است که در وسائل الشیعه جلد 3 از باب 13 از ابواب صلاة الجنائز حدیث 1 آمده است که «علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن حماد بن عثمان، عن الحلبي، وزرارة، عن أبي عبد الله (عليه السلام) أنه سئل عن الصلاة على الصبي متى يصلى عليه؟ قال: إذا عقل الصلاة، قلت: متى تجب الصلاة عليه؟ فقال: إذا كان ابن ست سنين، والصيام إذا أطاقه..»

روایت دیگر این است که در وسائل الشیعه جلد 3 حدیث 12  « وما روى الصدوق فی مرسلة قال «وسئل أبو جعفر(علیه السلام) متى تجب الصلاة علیه؟ فقال إذا عقل الصلاة وکان ابن ست سنین»

روایت دیگراین است که در وسائل الشیعه جلد 3 حدیث 8 « وما روى أسحاق بن عمار عن أبی عبدالله(علیه السلام) فی حدیث قال: «إذا أطاق الصبى الصوم وجب علیه الصیام»

طائفه دوم روایاتی است که دلالت می­کند بر اینکه ائمه فرمودند به اولیاء که اینها را امر کنید به نماز و تمرین به نماز دهید.

روایتی که در وسائل الشیعه جلد 4 باب 3 از ابواب اعداد الفرائض حدیث 1 می­باشد که می­فرماید« مثل ما روى معاویة بن وهب قال: «سألت أبا عبدالله(علیه السلام) فى کم یؤخذ الصبى بالصلاة؟ فقال: فیما بین سبع سنین وست سنین»

روایت دیگر که در وسائل الشیعه جلد 4 باب 3 از ابواب اعداد الفرائض حدیث 5 می­باشد که می­فرماید:« وما روى عیسى بن زید یرفعه إلى أبی عبدالله (علیه السلام) قال: «یثغر الغلام لسبع سنین ویؤمر بالصلاة لتسع، یفرق بینهم فى المضاجع لعشر»

روایت دیگر این است که  در وسائل الشیعه جلد 21 باب 74 از ابواب احکام الاولاد حدیث 1 که می­فرماید:  «وکذا ما روى محمد أبن أبی نصر عن الرضا (علیه السلام) قال: « یؤخذ الغلام بالصلاة وهو ابن سبع سنین ،ولا تغطى المرأة شعرها منه حتى یحتلم »

روایت دیگر این است که در وسائل الشیعه جلد 4 باب 3 از ابواب اعداد الفرائض حدیث 7 که می­فرماید « وما روى أبن القداح، عن أبی عبدالله(علیه السلام) قال: «أنا نأمر الصبیان أن یجمعوا بین الصلاتین الاُولى والعصر، وبین المغرب والعشاء الآخرة ما داموا على وضوء قبل أن یشتغلوا »

روایت دیگر این است که «ومثل ما روى معاویة بن وهب فی حدیث قال: «سألت أبا عبدالله(علیه السلام) فى کم یؤخذ الصبى بالصیام؟ قال: ما بینه وبین خمس عشرة سنة»

طائفه سوم روایاتی است که ظهور دارد در تمرین، مثل روایتی که حلبی نقل کرده از ابی عبدالله(ع) در حدیثی: «عن ابی عبد الله (ع )فی حدیث قال : انّا نأمر صبیاننا بالصیام اذا کانوا بنی سبع سنین بما اطاقوا من صیام الیوم»

روایت دیگر روایتی است که صدوق نقل کرده است، « وما روى الصدوق(قدس سره)، قال الصادق (علیه السلام): «الصبى یؤخذ بالصیام إذا بلغ تسع سنین على قدر ما یطیقه»

حقیقت این است که تعارض بین این روایات با آنچه که قبل ذکر کردیم وجود ندارد، چون منافاتی وجود ندارد بین اینکه تمرین باشد، در صورتی که طاقت ندارد و عمل آنها مستحب باشد در صورتی که طاقت و توان دارند. بنابراین اینها هیچ تعارضی با هم ندارند و قابل جمع هستند و وقتی قابل جمع باشند می­توانیم بگوییم عمل عبادی صبی شرعیت دارد و صحیح است.

شرط دوم از شروط متعاقدین عقل است و مرحوم شیخ انصاری در مکاسب این را ذکر نکرده چون این شرط خیلی واضح بوده است. شاید در بحث بلوغ آیه­ای که ذکر کردیم در رابطه با رشد و بلوغ همان کافی بوده باشد، منتها در شرائع جلد 2 ص 8 شرط دوم ذکر شده است. البته در این مسأله اجماع شده و دلائلی بر آن ذکر شده است از جمله ادلّه آیه شریفه 6 از سورۀ نساء می­باشد که قبلاً بیان شده است، و یا آیه 5 از سوره نساء که می­فرماید انسان نباید به سفهاء مالش را بدهد و یا آیه شریفه 282 سوره بقره که همین را می­فرماید.

دلیل دوم بنای عقلاء می­باشد که شارع هم آن را امضاء فرموده و عقلاء این­طور حکم می­کنند که مجانین مثل بچه­ها از دایره احکام و قوانین خارج اند و نمی­توانند معامله کنند و عقد اینها اعتبار و ارزش ندارد ، لذا معلوم می­شود عقل و رشد شرط دیگری در معامله است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/07/figh93-36.mp3[/QR]

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

[QR size=”150×150″ link=”yes”]http://www.m-h-mokhtari.com/wp-content/uploads/2016/07/figh-93-36.pdf[/QR]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *