125

درس خارج فقه 93-94 جلسه 3

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سوم درس خارج فقه

قبلاً بیان شد که در عقد نیاز به لفظ نیست بلکه معاطات هم کفایت می­کند اگر بر فرض هم لفظ لازم باشد آن لفظ چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟ بیان شد که در سه جهت بحث می­شود، جهت اولی بحث راجع به مواد آن الفاظ بیع است ، جهت دوم راجع به هیأت آن می­باشد و جهت سوم بحث اینکه هیأت به معنای تقدم و تأخر می­باشد.

امروز جهت دوم بحث را مطرح می­کنیم که آیا در الفاظ ماضویت شرط است یا شرط نیست؟ یعنی آیا لفظ بیع باید فعل ماضی باشد یا خیر؟ بعضی از بزرگان بر این قول معتقدند که لفظ بیع به صیغه ماضی می­باشد چون فعل ماضی دلالت بر وقوع می­کند لذا صراحت بیشتری در انشاء دارد، یعنی از فعل مضارع و فعل امر و اسم فاعل صراحتش بیشتر است. مثلاً گفته شود «انا بائع وانت مشتری» لیکن این قول درست نیست چون اینها صراحت ندارد بر ایجاد و انشاء لذا معامله در بیع اشاره ندارد بلکه کنایه از آن است که معامله انجام شده است، در سابق بیان گردید که الفاظ  بیع باید کنایی باشند بلکه باید صراحت در عنوان بیع داشته باشند.

مرحوم نائینی هم همین قول را اختیار  کردند، دلیلشان غریزه عقلاء می­باشد و می­خواهند بگویند روایاتی در باب نکاح داریم که در آن روایات تصریح شده که الفاظ نکاح باید به صیغه ماضی باشد .

جواب این قول روشن است اولاً: قبلاً بیان کردیم که مرحوم امام(ره) هم در کتاب البیع همین مسأله را اشاره کردند که کنایه چه اشکالی دارد، شما می­گویید کنایات نظر دارند به لازم نه به ملزوم در حالی که اتفاقاً کنایات مستقیم می­رود روی ملزوم، قبلاً بیان کردیم که الفاظ بیع می­توانند کنایی باشند پس با این وصف مضارع و اسم فاعل هم می­توانند لفظ بیع واقع شوند.

ثانیاً: اینکه ماضی هم دلالت بر انشاء ندارد چون ماضی به یک معنا، معنای خبری دارد. پس در حقیقت لفظ بیع لزومی ندارد که به صیغه ماضی باشد بلکه می­تواند به صیغه امر و فعل مضارع و غیر آن باشد و مانعی هم ندارد.

آنهایی که قائل شدند بر اینکه باید به صیغه ماضی باشد، حکایت شده از فخر المحققین در ایضاح الفوائد جلد 1 ص 412 و همچنین الروضه جلد 3 ص 225 و مسالک جلد 2 ص 152-153 و بعضی­ها هم ادعای اجماع کردند چنانچه در مفاتیح جلد 3 ص 49 و تذکره جلد 10ص 8 و غیره، امّا عمده متأخرین و معاصرین و بعضی از بزرگان مثل مرحوم امام(ره) می­فرمایند اصلاً چنین چیزی نیست یعنی لفظ بیع نیازی نیست به صیغه ماضی باشد بلکه فعل مضارع و فعل امر باشد اشکالی ندارد.

امّا روایات فراوانی در باب بیع وجود دارد که بیع به صیغه مضارع واقع  شده است مثل  «ما روی عن عبد الرحمن بن سيابة (1)، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) قال: سمعته يقول: إن المصاحف لن تشترى، فإذا اشتريت فقل: إنما أشتري منك الورق» (وسائل الشیعه، جلد 17، باب 31 از ابواب ما اکتسب به حدیث 1)

و روایت دیگر در بیع مصحف دارد مثل «ما روی عن عثمان بن عيسى، عن سماعة قال: سألته عن بيع الثمرة هل يصلح شراؤها قبل أن يخرج طلعها ؟ فقال: لا، إلاّ أن يشتري معها شيئا (1) غيرها رطبة أو بقلا، فيقول: أشتري منك هذه الرطبة وهذا النخل وهذا الشجر بكذا وكذا، فإن لم تخرج الثمرة كان رأس مال المشتري في الرطبة والبقل . . . الحديث»

و روایتی دیگر «ما روی عن هشام بن سالم قال: قلت: كيف يتزوج المتعة؟ قال: يقول: أتزوجك كذا وكذا» (وسائل الشیعه، جلد 21، باب 18 از ابواب متعه حدیث 1)

و بعضی از احادیث هم وجود دارد که به صیغه امر انشاء شده «ما روی عن الاحول قال: سألت أبي عبدالله ( عليه السلام ) قلت: ما أدنى ما يتزوج الرجل به المتعة ؟ قال كف من بر يقول لها: زوجيني نفسك متعة على كتاب الله وسنة نبيه نكاحا غير سفاح» (وسائل الشیعه، جلد 21، باب 18 از ابواب متعه حدیث5»

پس حاصل مطلب این شد که الفاظ بیع لزومی ندارد که به صیغه ماضی باشند بلکه به صیغه امر، اسم فاعل، فعل مضارع هیچ اشکالی ندارد و علاوه بر تأیید عرف در روایات هم تأیید شده است.

دانلود فایل صوتی از طریق بارکد

دانلود پی دی اف از طریق بارکد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *